مقصر دزدشدن ما، پولدارها هستند!
شش بار به اتهام سرقت دستگیر شده و مدتی در زندان بوده و بعد از آزادی، روز از نو، روزی از نو. دوباره سراغ سرقت رفته بعد از مدتی باز زندانخواب شده است. در صحبتهایش سعی میکند خود را تبرئه کند و پولداران را مقصر جرایمش میداند.
خودت را معرفی کن.
ابراهیم، معروف به ابی دستکج هستم.
این لقب را چهکسی به تو داده است؟
دوستانم این لقب را به من دادند. من از وقتی یادم میآید دزد منزل بودم.
پس سابقه داری؟
۶ بار دستگیر شدم که در سه پرونده محکوم شدم.
چرا سه بار تبرئه شدی؟
دزد، گاو پیشونیسفید است. سه بار بعد از دستگیری مشخص شد سرقت کار من نبوده و آزاد شدم.
بیشتر کجا سرقت میکردی؟
فقط شمال شهر و خانههای ویلایی را سرقت میکردیم.
چرا فقط از این خانهها؟
چون صاحبان این خانهها پولدار هستند و پول و طلا را داخل خانه میگذارند. کسی که صدهزار دلار یا چندین سکه در خانه نگه میدارد، خودش مقصر است که ما سراغش میرویم.
هرکس پولدار بود، شما باید از او سرقت کنید؟ او برای پولش زحمت نکشیده؟
خب پول و طلا را در بانک نگه دارد نه اینکه در خانه بگذارد تا ما سر وقتش برویم. حالا شما بگویید که مقصر منم یا آنها که پولشان را در معرض سرقت قرار میدهند.
در سرقتها از کجا میفهمی پول و طلا کجاست؟
باور کنید سرقتهای ما شانسی است. ما ممکن است در یک سرقت چندصد میلیون گیرمان بیاید و گاهی ممکن است چیزی هم پیدا نکنیم. همهچیز در سرقت شانسی است.
چقدر گیرت میآمد از هر سرقت؟
من دو همدست دیگر هم داشتم و همهچیز تقسیم میشد، گاهی از یک سرقت ۱۰۰میلیون وگاهی ۴۰میلیون تومان،ولی چون بالاشهر سرقت میکردیم درآمد خوبی داشتیم.
پول سرقت را چه میکردید؟
من شیشه میکشم و یکسوم پولم را خرج مواد میکنم. بقیه هم صرف رفیقبازی و مخارج روزمره میشود. پول دزدی برکت ندارد. هرچقدر هم زیاد باشد فقط به درد گذران زندگـــی میخــــورد و اصلا نمـــیشــود پس انداز کرد.
چه شد که دستگیر شدید؟
مالخر را گرفتند و او لو داد و پلیس سراغ ما آمد.