printlogo


اکران نوروزی در گذر زمان
مناسبت‌ها و تعطیلات مناسبتی، همواره موقعیت‌های ویژه‌ای برای سینمارفتن بوده و این مهم در سراسر دنیا به‌خصوص در کشورهای صاحب سینما مورد توجه قرار داشته است. از همین روی برای مناسبت‌هایی مانند روز هالووین و به‌خصوص کریسمس و تعطیلات ژانویه انبوهی از فیلم‌های موسوم به کریسمسی درباره بابانوئل و سانتا کلاوز و رسوم کریسمس و دیدارها و مسافرت‌رفتن‌های این ایام در غرب به روی پرده سینماها رفته و می‌روند.

اگرچه در سینمای ما، همواره دو باور درباره اکران نوروزی وجود داشته؛ یکی این‌که این تعطیلات فرصت مناسبی برای سینمارفتن و در نتیجه اکران موفق است و دیگری این‌که مردم در تعطیلات نوروزی اغلب به دیدوبازدید و مسافرت و درنهایت تماشای برنامه‌های حجیم تلویزیون (که در میان‌شان فیلم‌های سینمایی نقش پررنگی دارند) پرداخته و کمتر موقعیت سینما‌رفتن می‌یابند اما به‌هرحال از دیرباز اکران نوروزی موردتوجه قرار داشته واغلب، مجموعه‌ای ازآثار کمدی و فانتزی و تاریخی و بعضا ملودرام‌های مفرح به نمایش عمومی درآمده و اکثرا هم مورد استقبال مردم قرار گرفته است.

سال‌های اولیه سینما و کلید خوردن فیلمفارسی‌ها در نوروز
حتی در آن سال‌هایی که فیلم‌ها صامت بودند و تولیدات سالانه این سینما از 4 ــ 3 فیلم تجاوز نمی‌کرد اما بهترین‌های همان چند فیلم برای اکران نوروزی در نظر گرفته می‌شد، در همان سال‌هایی که سالن‌های سینمای ما در تسخیر فیلم‌های اروپایی وآمریکایی و ترکی وهنری ومصری بودند، فیلم «فردوسی» درفروردین1315 وفیلم «لیلی‌ومجنون»(هردو ساخته عبدالحسین سپنتا) در نوروز 1316 به نمایش عمومی درآمدند که به‌نوعی به افسانه‌ها و اسطوره‌های ادبیات فارسی می‌پرداختند.  تقریبا می‌توان گفت شروع نمایش فیلمفارسی‌ها هم با نمایش عیدانه در فروردین 1332 همراه شد، یعنی همان سالی که نیروهای انگلیسی و آمریکایی برای یک کودتای گسترده علیه حکومت انتخابی مردم آماده می‌شدند، دو فیلم از دیانافیلمِ ساناسار خاچاطوریان و یک فیلم از پارس‌فیلم بعلاوه یک فیلم نسبتا مستقل، اکران نوروزی را تشکیل دادند: فیلم‌های افسونگر (اسماعیل کوشان)، گل‌نسا (سرژ آزاریان)، جدال با شیطان (حسین مدنی) و همسر مزاحم (فیلم دیگری از سرژ آزاریان) پس از آن و چند سال پس از کودتا (به‌دلیل دستگیری گسترده گروهی از اهالی هنر و ازجمله سینما که مخالف کودتا بودند) اکران نوروزی از رونق افتاد تا 1337 که نمایش‌های نوروزی دوپاره شد، تعدادی از فیلم‌ها در ابتدای فروردین و اکران دوم عید به روزهای پس از تعطیلات (13 تا 26 فروردین) موکول شد.  در همان سال برای اولین‌بار یک فیلم پلیسی ــ جنایی با نام «طوفان در شهر ما» (ساموئل خاچیکیان) در اکران دوم نوروزی به نمایش درآمد. در فروردین 1340 برای نخستین‌بار یک فیلم ملودرام فانتزی تحت عنوان «عمونوروز» (سیامک یاسمی) اکران شد و در سال‌های بعد فیلمفارسی‌ها یکه‌تاز میدان نوروزی شدند؛ از «کلاه‌مخملی» (اسماعیل کوشان ــ 1341) گرفته تا «آقای قرن بیستم» (سیامک یاسمی ــ 1343) و «قهرمان قهرمانان» (سیامک یاسمی ــ 1344) دو فیلمی که درواقع پیش‌درآمد «گنج قارون» بودند و بعد از آنها، آثار تاریخی مثل «گوهر شب‌چراغ» (اسماعیل کوشان ــ 1346) و بعد از آن فیلم‌های فانتزی مثل «حسن‌کچل» (علی حاتمی ــ 1349) و ... .

نوروز انقلاب پس از افول و ورشکستگی سینما
در نیمه اول دهه 50 با افول فیلمفارسی‌ها و عدم استقبال عموم از سینمای شبه‌روشنفکری، اکران نوروزی تقریبا رنگ‌باخت و بیشتر، فیلم‌های خارجی مورد استقبال قرار می‌گرفت تا سال‌های 1355 و 1356 که سینمای قبل از انقلاب به‌طور علنی از سوی دست‌اندرکارانش اعلام ورشکستگی کرد.اولین سال‌های پس از انقلاب، اغلب فیلم‌های خارجی و بعضا آثار برجای‌مانده و اکران‌نشده قبل از انقلاب که با قوانین جاری می‌توانست نمایش داده شود، در اکران نوروزی قرار گرفتند، اگرچه هنوز حساب و کتاب آنچنانی وجود نداشت! 
شرایط خاص و انقلابی آن سال‌ها و سپس آغاز جنگ تحمیلی و سال‌های دفاع‌مقدس باعث شد که برنامه اکران فیلم‌ها و ازجمله اکران نوروزی، نظم و نسق چندانی نیابد تا سال 1363 که دو فیلم به‌طور مشخص در اکران نوروزی قرار گرفتند: یک فیلم عروسکی به نام «ابراهیم در گلستان» (ایرج امامی) و «دادشاه» (حبیب کاوش) که نه‌تنها در همان عید سال 1363 مورد استقبال قرار گرفت، بلکه موضوع مبارزه با ظلم و به‌تصویرکشیدن بخشی از مبارزات علیه حکومت پهلوی که در یک قیام مسلحانه، ابتدا گروهی از مستشاران آمریکایی را کشت، آن‌را به یکی از فیلم‌های پرفروش سال 
بدل ساخت. عید نوروز سال 1364 از فیلم‌های پروپیمان‌تری برخوردار شد و برای اولین‌بار در سال‌های پس از انقلاب، یک فیلم طنز به نام «مردی که زیاد می‌دانست» ساخته یدالله صمدی (که در جشنواره فیلم فجر همان سال موفقیت کسب کرده بود) به همراه یک فیلم اکشن جنگی به نام «پایگاه جهنمی» (اکبر صادقی) و یک اثر حادثه‌ای به‌نام «فرار» (جمشید حیدری) ترکیب تازه‌ای از نمایش‌های نوروزی را ارائه دادند. سه فیلمی که در زمره 10 فیلم پرفروش سال هم قرار گرفته و نشان از انتخاب درست برای فیلم‌های عیدانه داشتند.

راهیابی آثار کمدی و غیبت فیلم‌های دفاع مقدس
با توجه به موفقیت فیلم «مردی که زیاد می‌دانست»، اکران نوروز 1365 شامل دو فیلم کمدی «اتوبوس» (یدالله صمدی) و «کفش‌های میرزانوروز» (محمد متوسلانی) بعلاوه یک ملودرام تحت عنوان «پدربزرگ» (مجید قاری‌زاده) شد و شگفت آن‌که در میان این اکران‌های نوروزی خبری از فیلم‌های دفاع‌مقدس، که همه زندگی مردم ما را در بر داشت، نبود چنانچه یک ماه قبلش، رزمندگان اسلام با «عملیات والفجر 8» تا فاو پیش رفته بودند! اما در سینما و اکرانش خبری از آنها نبود! آنچه در اکران نوروزی 1366 با فیلم «پرواز در شب» (رسول ملاقلی‌پور) که جایزه اول جشنواره فیلم فجر را هم گرفت، تا حدودی جبران شد که همراه «تیرباران» (علی‌اصغر شادروان) درباره شهید اندرزگو، «مهمانی خصوصی» (حسن هدایت) درباره مبارزات دوران پیش از انقلاب و «تصویر آخر» (مهدی صباغ‌زاده) در فروردین 1366 به نمایش درآمدند. در شرایطی که رزمندگان اسلام پس از عملیات «کربلای 5»، درگیر یکی از تعیین‌کننده‌ترین و مهم‌ترین عملیات دوران دفاع‌مقدس شده و تا دروازه‌های بصره هم پیش رفتند که پای نیروهای آمریکایی رسما به میدان کشیده شد. اکران نوروزهای پس از سال‌های جنگ جدی‌تر شد و بعضا برای حضور در آن رقابت‌های تنگاتنگی میان تولیدکنندگان پیش‌آمد. بعضا این نمایش‌ها مورد استقبال قرار گرفته و برخی با شکست مواجه می‌شدند اما به‌هرحال همه این دوره‌ها جدای از روند کلی سینمای ایران نبودند که خصوصا از نیمه دوم دهه 70 دچار افول ساختاری و مخاطب شد و روزبه‌روز بیشتر در سراشیبی قرار گرفت. این روند به گونه‌ای بود که در سال 1382 یعنی اواخر دولت مدعی اصلاحات، سینمای ایران به کمترین حد جذب مخاطب رسید و ساختار تولیدات نیز ضعیف و ضعیف‌تر شدند تا حدی که بعضا از فیلمفارسی‌های مبتذل نیز سبقت جسته و رکوردهای تازه‌ای در تولید آثار سخیف و غیرسینمایی برجای گذاردند. 

​​​​​​​متن کامل را در جام‌جم آنلاین بخوانید.

سعید مستغاثی - منتقد سینما