printlogo


تغییر با حمایت، نه اجبار
نوجوانی یکی از حساس‌ترین و در عین حال پرفرصت‌ترین دوران زندگی است. در این مرحله از زندگی، هویت فرد شکل می‌گیرد، مرزهای استقلال مشخص می‌شود و راه آینده فرد بنا می‌گردد.

از نظر روان‌شناسی، تغییرات در این دوران نه‌تنها طبیعی بلکه اجتناب‌ناپذیر نیز به حساب می‌آید. با این حال مهم، جهت این تغییرات است: آیا این تغییرات به سمت رشد و شکوفایی پیش می‌روند یا به سوی آسیب و انحراف؟
تغییر کردن در نوجوانی، مثل یاد گرفتن زبانی تازه یا نواختن سازی جدید است؛ ابتدا سخت و پر از تردید اما به مرور، با تمرین و پشتکار، بخشی از وجود ما می‌شود. مهم است که نوجوان بداند تغییر، یک فرآیند است نه یک تصمیم لحظه‌ای. این‌طور نیست که امروز تصمیم بگیریم صبورتر یا اجتماعی‌تر باشیم و فردا ناگهان چنین شویم. تغییر واقعی از خودآگاهی آغاز می‌شود: این‌که چه چیزی در رفتار، افکار یا احساسات‌مان، ما را آزار می‌دهد یا مانع رشد ما شده است.
قدم بعدی، پذیرفتن مسئولیت آن چیزی ا‌ست که درون ماست. نوجوانی که بتواند به جای سرزنش دیگران، نگاهی به درون خودش بیندازد، در مسیر تغییر واقعی قرار گرفته. گاهی لازم است از یک مشاور کمک بگیرد یا حتی فقط با یک دوست قابل اعتماد صحبت کند تا زاویه نگاهش روشن‌تر شود. تغییر نیاز به تمرین مداوم، صبر و گاهی اشتباه کردن دارد. مهم این است که نوجوان باور داشته باشد می‌تواند مسیر خود را بسازد و هر بار که لغزید، دوباره برخیزد. این خودباوری، کلید اصلی حرکت به‌سوی بهتر شدن است.
یکی ازعوامل اصلی که می‌تواندجهت تغییرات دوران نوجوانی را تعیین کند، رابطه‌ای است که نوجوان با خانواده‌اش دارد. هیچ تغییری بدون وجود ارتباط درست، آگاهی و فرصت برای رشد ممکن نیست. اینجا است که نقش بزرگ‌ترها اهمیت پیدا می‌کند، چه والدین، چه معلمان و چه مشاوران. وظیفه ما این است که فضایی امن و حمایتگر ایجاد کنیم تا نوجوان بتواند آزادانه رشد کند، نه این‌که مسیر زندگی‌اش را برای او تعیین کنیم. اگر نوجوان احساس امنیت کند، در محیطی که آزادی تفکر و انتخاب دارد، به احتمال زیاد تغییرات مثبتی را تجربه خواهد کرد و به سمت پیشرفت گام برخواهد داشت اما اگر نوجوان از سوی والدین تحت فشار قرار گیرد یا احساس کند که تغییرات باید به‌زور انجام شود، نه‌تنها تمایلی به پذیرش آنها نخواهد داشت بلکه ممکن است به طور ناخودآگاه از آنها فاصله بگیرد. درچنین شرایطی، نوجوان ممکن است با رفتارهایی به ظاهر مستقل، قصد نشان دادن این را داشته باشد که «من خودم می‌دانم چه می‌خواهم» و «تو نمی‌توانی برای من تصمیم بگیری». جالب اینجاست که در بسیاری از مواقع، کاری که نوجوان می‌خواهد، کاری نیست که واقعا می‌خواهد بلکه کاری است که والدینش اصرار داشته‌اند که انجام ندهد! درواقع، مقاومت نوجوان گاهی پاسخی است به حس نادیده گرفته شدن، نه به خود موضوع. وقتی حس کند صدایش شنیده نمی‌شود، ممکن است برای دیده شدن، تصمیم‌هایی خلاف میل درونی‌اش بگیرد. حمایت واقعی یعنی شنیدن، فهمیدن و همراهی کردن، نه قضاوت و فشار برای تغییر. نوجوانی که در چنین بستری رشد می‌کند، به مرور یاد می‌گیرد که چگونه مسئولیت‌پذیر، مستقل و همزمان متصل به خانواده باقی بماند.

مطهره وکیلی - درمانگر نوجوان و بزرگسال