مرگ مشکوک پسر جوان؛ قتل یا تصادف؟
پسر جوان هنگام بازگشت به خانه بهطور مشکوکی فوت کرد و با دستگیری مرد رانندهای در این رابطه، او مدعی تصادف با پسر جوان شد.
به گزارش خبرنگار جامجم،اوایل زمستان سال گذشته خانوادهای باحضور درپلیس آگاهی تهران شکایت کردندپسر جوانشان برای دیدار با یکی از دوستانش از خانهشان در مرکز شهر بیرون رفته و بازنگشته است. همه جا را جستوجو کردند اما حتی دوست پسرشان هم به آنها گفته از وی خبری ندارد. جستوجوها برای یافتن او در حالی آغاز شد که تلفن همراهش نیز خاموش شده بود. بنابراین دوست وی بهعنوان مظنون احضار شد و در تحقیقات گفت: من و جوان گمشده سالها بود دوست بودیم. آن روز هم تلفنی حرف زدیم و قرار بود به دیدنم بیاید، که سر قرار رفتم و هرچه منتظر شدم نیامد و بعد هم تلفن همراهش خاموش شد.
ماموران اظهارات او بررسی کردند و پی بردند گفتههایش صحت دارد و او آزاد شد.
در ادامه تحقیقات، چند روز بعد از طریق یکی از کلانتریهای پایتخت باخبر شدند گشت پلیس جسد مرد جوانی را در جادهای منتهی به تهران در حالی یافته که ساعتها از مرگش گذشته بوده و مدارک هویتی نداشته و بهعنوان مجهولالهویه به پزشکی قانونی انتقال یافته است. بنابراین خانواده این جوان به آنجا رفتند و پیکر پسرشان را شناسایی کردند. پزشکی قانونی نیز براساس نظریه اولیه اعلام کرده بود ضربههایی که به سر و بدنش اصابت کرده باعث مرگش شده است.
ماموران در جریان تحقیقات از طریق بازبینی دوربینهای اطراف محل کشف جسد متوجه شدند راننده خودروی سواری او را در آنجا انداخته و از محل فرار کرده است. گوشی تلفن خاموش شده او را هم همان حوالی یافتند. با گذشت چند ماه از ماجرا، چند روز پیش رد راننده فراری بهدست آمد و او در خانهاش در تهران بازداشت شد.
متهم با انتقال به پلیس آگاهی تهران بازجویی شد و در اظهاراتش گفت: مردجوان را نمیشناختم.عصر آن روز درحال عبور از یکی از محلههای تهران بودم. بهخاطر عجلهای که داشتم، با سرعت در حال رانندگی بودم و توجهی به اطراف نداشتم.
در همین گیرودار بود که یکدفعه با مرد جوان تصادف کردم و او بهسمتی پرت شد. محل خلوت بود و کسی متوجه ماجرا نشد. از ترسم اول فرار کردم اما کمی که جلوتر رفتم دچار عذاب وجدان شدم و دوباره به محل تصادف بازگشتم.
وی افزود: وحشتزده بودم و مرد مصدوم را در خودرویم گذاشتم و راهی شدم تا او را به بیمارستان برسانم از شانس بدم مسافت طولانی و شدت صدمات به او زیاد بود که همین باعث شد او در میانه راه فوت کند. خیلی ترسیده بودم. نمیدانستم باید چه کنم. بهخاطر ترسی که داشتم، جسد او را در حاشیه جاده رها کردم و به خانهام بازگشتم. چند هفتهای سرکار نرفتم و ماجرا را با کسی در میان نگذاشتم.
سرهنگ مرتضی نثاری معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی پایتخت با تایید این خبر به جامجم گفت: با توجه به اعترافات متهم برای او قرار قانونی صادر شد و تحقیقات درباره اظهاراتش ادامه دارد.