الهیات نبرد؛ بازتعریف جهان در دوگانه حق و باطل
این یادداشت در پی آن است تا یکی ازعمیقترین لایههای مفهومی پیام رهبر انقلاب را تحلیل کند؛ لایهای که در آن، واقعیت سیاسی و نظامی موجود، در قالب یک چارچوب الهیاتی بازتعریف میشود.دراین چارچوب،نزاع موجود دیگرصرفا یک تعارض میان دولتها یاقدرتهانیست،بلکه به یک تقابل بنیادین میان «حق» و «باطل» ارتقا مییابد.
داود منظور | رئیس سابق سازمان برنامه و بودجه
هدف این تحلیل، تبیین این نکته است که چگونه پیام رهبر انقلاب، با استفاده از مفاهیم دینی و تاریخی، فضای نبرد را از سطح سیاست به سطح معنا و عقیده منتقل میکند و از این طریق، نوعی الزام اخلاقی واعتقادی برای استمرار مقاومت ایجاد مینماید.
در پیام رهبر انقلاب، چهره دشمن با زبانی بهشدت ارزشی و اخلاقی ترسیم میشود: «مستکبران عالم... چهره کریه و شیطانی قتل و ظلم، تجاوز و دروغ، تفرعن و کودککشی... را به نمایش گذاشتهاند». این عبارت، صرفا یک توصیف سیاسی نیست، بلکه نوعی داوری اخلاقی مطلق است. در اینجا، دشمن نه بهعنوان یک رقیب، بلکه بهعنوان تجسم شر معرفی میشود. استفاده از واژگانی مانند «شیطانی»، «ظلم» و «کودککشی» نشان میدهد که پیام رهبر انقلاب در حال ساختن تصویری کاملا سیاه از طرف مقابل است؛ تصویری که هرگونه امکان همسطحسازی یا نسبیسازی را از بین میبرد.
در مقابل، جبهه خودی در پیام رهبر انقلاب با واژگانی کاملا متفاوت توصیف میشود: «فرزندان غیور...پیروان اسلام ناب... با اهتمام و شجاعتی مثالزدنی در میدانها حاضر هستند». این تقابل زبانی، یک دوگانه روشن ایجاد میکند: در یک سو «شر مطلق» و در سوی دیگر «خیر مقاوم». چنین دوگانهای، فضای ذهنی مخاطب را بهگونهای شکل میدهد که انتخاب میان این دو، نه یک انتخاب سیاسی، بلکه یک انتخاب اخلاقی و اعتقادی تلقی شود.
این چارچوب در پیام رهبر انقلاب، در جایی دیگر به اوج میرسد، آنجا که گفته میشود: «برای اقامه حق و مقابله با باطل مبعوث شدند». واژه «مبعوث شدند» در این جمله، بار معنایی سنگینی دارد و یادآور مأموریتهای الهی در تاریخ ادیان است. متن کامل را در «جامجمآنلاین» بخوانید.