از توهم فروپاشی تا واقعیت اقتدار ایران
با گذشت حدود ۳۴ روز از تهاجم آمریکا و اسرائیل به ایران، نشانههای ناکامی این دو کشور بیش از پیش آشکار شده است. اکنون برای افکار عمومی جهان روشن شده که آنان در دستیابی به اهداف اولیه خود کاملاً ناکام ماندهاند و ایران در این تقابل، از موضع قدرت برخوردار است.
مسعود رضایی | تحلیلگر مسائل سیاسی
این وضعیت موجب شده است دونالد ترامپ، که بهعنوان فردی خودشیفته و متکبر شناخته میشود، دچار نوعی سرخوردگی و آشفتگی روانی شود.به نظر میرسدفشارهای ناشی ازناکامیهای نظامی، سیاسی و اقتصادی،او راباتنشهای فکری جدی مواجه کرده و انسجام ذهنیاش را بیش از پیش تضعیف کرده است. از این رو، اظهارات او نیز واجد نوعی پریشانی و تناقض است؛ سخنانی که در بسیاری موارد به دستمایه طنز در رسانههاوحتی میان سیاستمداران ومسئولان کشورهای مختلف تبدیل شده است.
از جمله ادعاهایی که او از آغاز این تهاجم مطرح کرده، تلاش برای کشاندن ایران به مرز نابودی و حتی تجزیه آن بوده است. وی صراحتاً عنوان کرده بود که در پایان این جنگ، نقشه ایران با گذشته تفاوت خواهد داشت. در همین چارچوب، اظهارات اخیر او مبنی بر هدف قرار دادن زیرساختهایی نظیر پلها و نیروگاهها و بازگرداندن ایران به «عصر حجر»، موضوع تازهای نیست، بلکه تکرار همان مواضع پیشین است. چنین اظهاراتی نشاندهنده نوعی سادهاندیشی و ناتوانی در درک واقعیتهای عمیق جامعه ایران است. تصور اینکه با تخریب چند زیرساخت، بتوان بنیانهای علم، دانش و فناوری یک کشور را از میان برد، برداشتی سطحی و غیرواقعبینانه است. آنچه امروز در ایران شکل گرفته، ریشههای عمیق علمی و فنی است که در بستر جامعه نهادینه شده و به درختی تنومند تبدیل شده است؛ ریشههایی که بهسادگی قابل نابودی نیستند.
متن کامل را در جامجم آنلاین بخوانید.