printlogo


در مصاحبه اختصاصی با سفیر سابق ایران در لبنان فروپاشی نقشه جنگی دشمنان علیه کشورمان تشریح شد
باتلاق آمریکا و رژیم صهیونی
در پی تحولات اخیر و تحمیل جنگ از سوی آمریکا و رژیم صهیونی به کشورمان، ابعاد مختلف این نبرد به یکی از محورهای اصلی تحلیل‌های سیاسی و راهبردی تبدیل شده است. پرسش‌هایی درباره چرایی آغاز این جنگ، نحوه پیشبرد آن و پیامدهای احتمالی‌اش در سطح منطقه و جهان، بیش از پیش مطرح است.
مریم شریف زاده - گروه بین‌الملل

در همین چارچوب در گفت‌وگو با مجتبی امانی، سفیر سابق کشورمان در بیروت تلاش کردیم تا به تشریح این ابعاد بپردازیم و تصویری از روندها و چشم‌انداز پیش‌رو ارائه دهیم.متن کامل این گفت و گو بدین شرح است:

به نظر شما، جنگ دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی علیه ایران بر چه مبنا و با چه ارزیابی‌هایی شکل گرفت؟
جنگ و دشمن آمریکایی صهیونیستی علیه ایران بر اساس چند عامل شکل گرفت. اول اینکه آنها دستاورد جنگ ۱۲ روزه را، علی‌رغم همه ادعاهایی که کرده بودند و به قول خودشان با ضربه نهایی آمریکا یاد می‌کردند، کاملاً غیرواقعی ارزیابی کردند و مجدداً تلاش نمودند ضربه‌ای را در مقیاس بزرگ‌تر از همکاری آمریکایی و اسرائیلی انجام دهند. دوم اینکه بر اساس ارزیابی‌های غلطی که از توانایی ایران وهمچنین محور مقاومت و به‌خصوص لبنان تبلیغ می‌کردند، این حمله را شکل دادند تا شاید به پیروزی دست پیدا کنند. سوم اینکه تصور آنها از اقدام ایران، نه از منظر نظامی بلکه از نظر سیاسی و کنار گذاشتن ملاحظاتی که ایران نسبت به کشورهایی که اجازه داده بودند پایگاه‌هایی در آنجا شکل بگیرد، این نبود که ایران به پاسخ فراگیر اقدام کند. جنگ بر اساس این ارزیابی‌ها شکل گرفت که هر سه نشان‌دهنده اشتباهات فاحش آنها در ارزیابی قدرت ایران و شرایط سیاسی بود.

این ارزیابی‌های نادرست چه تأثیری بر روند جنگ و تحولات میدانی داشت؟
به اعتقاد من، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تصورشان این بود که ایران در همان روزهای اول توانایی‌های خود را برای پاسخ از دست می‌دهد، اما برخلاف انتظار آنها، روندی رو به جلو و افزایش در هجوم ایران علیه منافع آمریکایی در منطقه و همچنین سرزمین‌های اشغالی شکل گرفت که این تحلیل دشمن هم ناشی از ارزیابی غلط بود. آنچه باز هم اشتباه بود، ارزیابی آنها از قدرت دفاعی خودشان و همچنین ارزیابی‌شان از قدرت دفاعی ایران بود. همچنان که ترامپ در روزهای اول اعلام کرده بود که ما نیروی دریایی و نیروی ضدهوایی ایران را از بین برده‌ایم یا بخش اعظم آن را نابود کرده‌ایم، اما روند حوادث، به‌ویژه آنچه در روز ۱۴ فروردین (ساقط کردن جنگنده آمریکایی و عملیات مفتضانه و پرهزینه آمریکا برای نجات خلبان‌های گرفتار در ایران)رخ داد، مرحله جدیدی از جنگ را باز کرد و نشان داد که این ارزیابی نیز غلط بوده است. با توجه به این خطاها، چه از نظر قدرت نظامی ایران و چه درباره حزب‌الله در لبنان و نیروهای طرفدار ایران در منطقه، و در عین حال پاسخ قاطع ایران، به نظر می‌رسد آمریکایی‌ها به دنبال راه خروج از این وضعیت باشند. اظهارات متناقض و روزمره ترامپ نیز نشان می‌دهد که نگاه منسجمی در آمریکا نسبت به ادامه کار وجود ندارد. برکناری فرماندهان نظامی آمریکا، هرچند ممکن است به‌عنوان ورود به مرحله جدیدی از تهاجم تلقی شود، اما در واقع نشان می‌دهد که پس از بیش از یک ماه، آنها با ساختار قبلی خود به موفقیت نرسیده‌اند. از هفته اول جنگ، بسیاری انتظار داشتند آمریکا روند کار را متوقف کند، اما این بار به دلیل درخواست ایران برای دریافت تضمین‌ها، آنها در وضعیت دوگانه‌ای قرار گرفتند.

چشم‌انداز این جنگ و پیامدهای آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
به نظر من، روند تحولات به سمت تقویت جایگاه سیاسی و نظامی ایران در منطقه شکل گرفته است. همین موضوع باعث شده که نتانیاهو بیش از آمریکایی‌ها بر ادامه جنگ اصرار داشته باشد، زیرا در شرایط پس از آرامش در جبهه آمریکا و ایران، او خود را تنها خواهد یافت و ناچار به تبعیت از تصمیمات آمریکا خواهد شد. در آن صورت، وضعیت بدتری در انتظار رژیم صهیونیستی خواهد بود که خود را درگیر منطقه کرده و چشم‌انداز روشنی برای آن متصور نیست. آمریکایی‌ها به دلیل فاصله جغرافیایی ممکن است درباره پایگاه‌های خود تصمیماتی بگیرند، اما رژیم صهیونیستی که در فلسطین اشغالی مستقر است، همواره در معرض ضربات خواهد بود. به همین دلیل، نتانیاهو تلاش می‌کند جنگ را تا جایی ادامه دهد که شاید یک عامل پیش‌بینی‌نشده وارد معادله شود.
یکی از روش‌های جنگ روانی این است که موفقیت و دستاورد طرف مقابل را با بزرگ‌نمایی یک ضعف یا تعریف هدفی بالاتر، ناچیز جلوه دهند. آمریکا تلاش دارد فضاحت هدف قرار گرفتن پنج جنگنده و بالگرد خود را در کمتر از ۲۴ ساعت، از طریق منحرف کردن افکار عمومی جبران کند و توجه‌ها را به نجات خلبانان معطوف سازد تا فشار این شکست نظامی را کاهش دهد. صرف‌نظر از این شیوه، این حادثه تأثیرات زیادی در صحنه نبرد خواهد داشت. این پیروزی در شرایطی رخ داد که ترامپ بارها ادعا کرده بود آسمان ایران برای هواپیماهای آمریکایی و اسرائیلی امن است و تمامی سامانه‌های ضدهوایی ایران از بین رفته است. همچنین هم‌زمانی این رخداد با برکناری تعدادی از فرماندهان نظامی آمریکا، موجب بحث و اختلاف در بدنه نظامی آنها خواهد شد.

در پایان اگر نکته‌ای مدنظر دارید بفرمایید.
آنچه در حال رویش از آتش این جنگ است؛ تاریخ را به لرزه درخواهدآورد. دربهمن ۱۳۵۷، نسلی شکل گرفت که پایه‌های یک تمدن اسلامی ایرانی را استوار و نزدیک به نیم قرن از آن حفاظت کرد. دشمن آمریکایی صهیونیستی با حماقت حمله به ایران، نسلی را وارد میدان کرد که ضامن بقای ‎جمهوری اسلامی ایران و اقتدار خیره‌کننده آن در صد سال آینده خواهد شد.
از نکات مهم این رنسانس دوم، باور محیط اجتماعی ایران، منطقه و جهان به این دگرگونی عمیق است. به برکت وسائل ارتباطی جدید، این تحول در چشم و فکر وعقل همگان نشسته است و درک پذیری بالایی یافته است. برای این تحول عمیق، قربانیان زیادی از نسل پاک این روزگار لازم بود که امام خامنه‌ای شهيد و سید حسن نصرالله شهید و صدها شهید والامقام دیگر، این مسیر را با خون خود هموار کردند.
تحولات این روزها را باید بسیار جدی گرفت و مسئولیت‌پذیر بود تا بتوانیم ظهور آن منجی عدل و قسط جهانی، مهدی موعود علیه السلام را با تلاش و جهاد و پاک شدن جهان از ظلم و ستم، جشن بگیریم.