جنگ رمضان نقطه عطف ادبیات انقلاب
فضای فکری، اجتماعی و فرهنگی ایران با توجه به رویدادها و وقایع اخیر و حمله و تجاوز نظامی به خاک کشور متحول شده است. بهویژه جریان شعر معاصر نیز بهعنوان یکی از ابزارهای بیان احساسات جمعی و روایتهای فرهنگی، فعالتر شده است. در دو ماه اخیر بسیاری از شاعران بهصورت خودجوش و مستقل، نسبت به رویدادهای روز واکنش نشان داده و آثار متعددی در قالب شعر آیینی، اجتماعی و سیاسی منتشر کردهاند، آثاری که نشان میدهد شعر همچنان در ایران نه صرفا یک قالب ادبی، بلکه رسانهای برای بیان نگرشها، دغدغهها و واکنشهای اجتماعی در دوران پرتنش کنونی محسوب میشود.
هیلدا حسینیخواه - جام جم آنلاین
پدیده حضور شاعران و ادیبان در تجمعات خیابانی و القای حس وطندوستی و توصیف شجاعت ایرانی در مقابل دشمن دیوسیرت هر شب در خیابانها طنینانداز میشود.قاسم صرافان، شاعر آیینی در رابطه با تحولات شعر و ادبیات ایران در دوران جنگ گفتوگویی تفصیلی با «جامجمآنلاین» انجام داده است که ماحصل آن را در ادامه میخوانید:
فعالیت شما در حوزه شعر و ادبیات با چه زمینهای آغاز شد؟
از همان ابتدای آغاز سرایش شعر در دوران نوجوانی، اولویت اصلی من شعر آیینی و بهویژه شعر اهل بیت(ع) بوده است. با این حال از همان ابتدا در کنار آن در حوزههای دیگری همچون اشعار عاشقانه، عاشقانههای عرفانی و نیز شعر طبیعت وموضوعات عمومینیزتجربههایی داشتهام.بهتدریج فعالیت منواردعرصه ترانهسرایی نیزشد.ترانه بهدلیل ماهیت حرفهایتر خود دامنه موضوعی گستردهتری دارد بهگونهای که برخلاف شعرهای صرفا دلی که بیشتربراساس علاقه شخصی شکل میگیرند، در ترانهسرایی حرفهای علاوه بر ذوق فردی، سفارشها و نیازهای بیرونی نیز نقش تعیینکنندهای دارند. از همینرو موضوعات این حوزه بسیار متنوع است و طیفی ازآثار آیینی، مذهبی، انقلابی و اجتماعی تا اشعار عاشقانه، تیتراژ سریالها و نیز سرودها را دربر میگیرد.
در حوزه سرود با چه مضامینی با توجه به شرایط کنونی روبهرو هستیم؟
در حوزه سرود بخش قابل توجهی از آثار با مضامین امید به آینده، انگیزشی و توجه به مخاطب نوجوان و جوان تولید میشود. در واقع این حوزه بیش از هر چیز با مخاطب نوجوان و جوان ارتباط برقرار میکند و تلاش دارد انگیزه و امید را در آنان تقویت کند. با وجود این تنوع من همچنان بیشتر بهعنوان یک شاعر آیینی شناخته میشوم. هرچند برخی با توجه به نوع آثار، مرا بیشتر با شعرهای عاشقانه میشناسند. گاهی حتی پیش آمده که مخاطبان از من درباره سرودن شعر آیینی سؤال کردهاند که این خود نشاندهنده برداشتهای متفاوت از آثار یک شاعر است.
غنای شعر آیینی در ادبیات ایران چگونه است و اصلا این نوع شعر چه جایگاهی دارد؟
این حوزه از پشتوانهای تاریخی و غنی برخوردار است. در دوران معاصر از نظر کمی رشد قابل توجهی در تعداد آثار مشاهده میشود. این افزایش کمیت بهطور طبیعی میتواند هم بر ارتقای کیفیت و هم بر افزایش آثار متوسط تاثیرگذار باشد، بهاینمعنا که در کنار حجم بالای تولید آثار امکان شکلگیری آثار برجسته و شاخص نیز بیشتر شده است. ممکن است شاعری جوان در طول یک سال تعداد زیادی غزل یا شعر آیینی بسراید که در میان آنها چند اثر برجسته و متمایز نیز شکل بگیرد. در سالهای اخیر نگاههای تازهتر، عمیقتر و گاه لطیفتری به شعر اهل بیت(ع) و شعر آیینی افزوده شده که در ادبیات کلاسیک به این شکل کمتر مشاهده میشد.در شعر آیینی معاصر نوعی گرایش به تصاویر ملموستر و زمینیتر نیز دیده میشود؛ به این معنا که این نوع شعر از فضای کاملا انتزاعی و آسمانی فاصله گرفته و به زیست و احساسات روزمره مردم نزدیکتر شده است. این تحول را نمیتوان کاهش ارزش دانست بلکه نوعی نزدیکشدن به ادراک و تجربه زیسته مخاطب است. همانگونه که در بیان مفاهیم معنوی نیز هرچه زبان و تصویر به فهم عمومی نزدیکتر باشد ارتباط مؤثرتر و عمیقتری با مخاطب برقرار میشود. میتوان گفت شعر آیینی معاصر از یک سو با افزایش چشمگیر تولید مواجه بوده و از سوی دیگر با تغییر نگرش و سبک بیان به زندگی و درک مخاطب نزدیکتر شده است.
آیا شرایط و تحولات اخیر کشور روی شعر شما تاثیر گذاشته است؟
بیتردید چنین تاثیری وجود دارد. هنرمندی که دغدغه مردمی دارد نمیتواند نسبت به تحولات عمیق اجتماعی بیتفاوت باشد. اینگونه رخدادها بهویژه زمانی که در سطح جامعه حالتی از برانگیختگی و تحول گسترده ایجاد میکنند، بهطور طبیعی بر نگاه و زبان هنرمند نیز اثر میگذارند. ما پیشتر شعرهایی را درجلسات شعر ومحافل هیات میخواندیم اما فضای آن جلسات با آنچه اینروزها در میادین، اجتماعات و خیابانها چه در تهران و چه در شهرستانها شاهدش هستیم، قابل مقایسه نیست. من شخصا این فضا را تجربه کرده، در آن حضور داشته و معتقدم این شرایط اثرگذاری و اقتضائات خاص خود را میطلبد. در روزهای ابتدایی آغاز این تحولات و جنگ، بسیاری از شاعران هنوز در حال تطبیق خود با شرایط بودند و شاید بهدرستی ابعاد جدی و متفاوت این فضا را درک نکرده بودند.ما نیز با همان اندوختههای قبلی چند روز نخست را پشتسر گذاشتیم اما بهسرعت هم من و هم سایر دوستان شاعر به این جمعبندی رسیدیم که نیاز به شعرهایی متناسبتر، تازهتر و هماهنگتر با این حجم از شور و حضور مردمی وجود دارد. هرچند بیان کامل این حجم از احساسات در قالب کلمات کار سادهای نیست. در یکی از اشعارم نیز به این ناتوانی در بیان اشاره کردهام:
«با کدامین قلم از شور شما بنویسم
این همه غیرت را کجا بنویسم
من خیابان به خیابان شدم مست شما
پرچم از شوق بهرقص آمده در دست شما»
در اشعار جدیدی که در این ایام سرودهام حضور مردم بهعنوان محور اصلی کاملا پررنگ است. در ابیاتی دیگرنیز گفتهام:
«چه خبرهاست در آن قلب چراغانیتان؟
آی مردم! چهخبر از دل توفانیتان؟
آی مردم! که در این معرکه مبعوث شدید
ملت عشق! به یاری که مبعوث شدید؟
خصم حیرانشده با این همه طوفان چه کند؟
با شما لشکر بیباک خیابان چه کند؟»
اینگونه مضامین در آثار من و بسیاری از شاعران دیگر نیز بازتاب یافته و در اجراها و محافل شعری تاثیر محسوسی داشته است. در گفتوگوهایی که با دیگر دوستان شاعر داشتیم همگی بر این نکته متفق بودیم که این دوره، بهنوعی یک نقطه عطف در ادبیات انقلاب اسلامی ایجاد کرده است. بخشی از این تحول را میتوان در پیوند میان شعر، موسیقی و مداحی نیز مشاهده کرد. امروز مداحی صرفا یک اجرای سنتی در فضای هیات نیست بلکه بهواسطه ورود به عرصه تنظیم، ضبط و تولید حرفهای، به یک قالب شنیداری تاثیرگذار تبدیل شده است. این آثار حتی بهصورت مستقیم در استودیوها ضبط میشوند و به اثری موسیقایی با مخاطب گسترده تبدیل شدهاند بهگونهای که گاه اثرگذاری آنها از آثار موسیقی پاپ و جریانهای رایج نیز بیشتر بهنظر میرسد.
متن کامل را در جامجم آنلاین بخوانید