printlogo


دشمن پس از شکست در عرصه نظامی، به تغییر رفتار و عقب‌نشینی ایران در پرتو خطای محاسباتی دل‌بسته است
خطای محاسباتی ممنوع
در شرایط کنونی کشور و دوره موسوم به آتش‌بس و مذاکرات، مهم‌ترین مسأله برای کشور جلوگیری از شکل‌گیری خطای محاسباتی در سطوح راهبردی مسئولان است؛ مسأله‌ای که در پیام مهم رهبر معظم انقلاب در روز 14خرداد به آن پرداخته شد. تجربه سال‌های گذشته نشان داده که دشمن هر زمان در میدان نبرد به اهداف خود نرسیده، تلاش کرده از طریق فشارهای ترکیبی، طرف مقابل را به اشتباه در محاسبات وادار کند.
مهدی سیف‌تبریزی-گروه سیاسی

از این منظر، مجموعه اقداماتی که امروز علیه ایران دنبال می‌شود، دارای یک هدف مشترک است. تشدید فشارهای اقتصادی، ایجاد اختلال در تجارت خارجی، تهدید مسیرهای دریایی، حملات مکرر به نقاط ساحلی جنوب کشور، عملیات روانی گسترده و همزمان فعال نگه‌داشتن کانال مذاکرات با موضوعاتی همچون هسته‌ای، تحریم‌ها، آزاد کردن منابع مالی مسدود شده و ...، اجزای یک راهبرد واحد محسوب می‌شوند.در همین چارچوب، برخی تحرکات سیاسی نیز قابل‌تحلیل است. تجربه مذاکرات گذشته نشان داده که بخش مهمی از فشارهای سیاسی غرب همواره با هدف تأثیرگذاری بر محاسبات داخلی ایران طراحی شده است. امروز نیز برخی پرونده‌ها ازجمله موضوع هسته‌ای یا ترتیبات امنیتی و مدیریتی تنگه هرمز را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد.
   
خطر اشتباه در تشخیص برنده و بازنده
یکی از مهم‌ترین خطاهای محاسباتی که ممکن است در مقاطع حساس پس از جنگ رخ دهد، اشتباه در ارزیابی وضعیت واقعی میدان است. هر تصمیم راهبردی پیش از هرچیز بر پایه این پرسش اتخاذ می‌شود که چه کسی در موقعیت برتر قرار دارد و چه کسی تحت فشار است.اگر کشوری که توانسته در برابر فشارهای گسترده مقاومت کند، خود را در جایگاه طرف ضعیف تصور کند، طبیعی است که در میز مذاکره نیز امتیازاتی واگذار خواهد کرد که ضرورتی برای واگذاری آنها وجود ندارد. در مقابل اگر واقعیت‌های میدان به‌درستی درک شود، تصمیمات اتخاذ شده نیز متناسب با ظرفیت‌های واقعی کشور خواهد بود.در این میان، مسأله اعتماد به توان داخلی نیز اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد. بخشی از محاسبات راهبردی کشور به ارزیابی ظرفیت مردم برای تحمل فشارها بازمی‌گردد. هر اندازه این ظرفیت‌ها دست‌کم گرفته شود، احتمال اتخاذ تصمیمات عجولانه و پرهزینه افزایش می‌یابد.
همچنین شناخت درست از اهداف و نیت‌های طرف مقابل نیز نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. بدون درک دقیق از راهبرد دشمن، امکان غافلگیری و فریب خوردن افزایش پیدا می‌کند. به همین دلیل است که تحلیل صحیح رفتار آمریکا و متحدانش در شرایط کنونی اهمیت مضاعفی یافته است.
   
تنگه هرمز و صنعت هسته‌ای؛ خطوط اصلی نبرد
امروز بخش مهمی از فشارهای اعمال‌شده علیه ایران پیرامون دو مؤلفه راهبردی شکل گرفته است؛ نخست توان هسته‌ای کشور و دوم موقعیت ایران در تنگه هرمز.این دو موضوع صرفا پرونده‌هایی فنی یا اقتصادی نیستند، بلکه به‌طور مستقیم با توازن قدرت در منطقه ارتباط دارند؛ به همین دلیل هرگونه تصمیم درباره آنها باید در چارچوب منافع بلندمدت کشور مورد ارزیابی قرار گیرد.آنچه اهمیت دارد این است که تصمیم‌گیران کشور در فضای ناشی از فشارهای نظامی و اقتصادی، دچار شتاب‌زدگی یا خطای محاسباتی نشوند. در فضای جنگی، گاهی طرف مقابل تلاش می‌کند با افزایش هزینه‌ها، شرایطی ایجاد کند که تصمیمات مهم نه براساس منافع راهبردی، بلکه تحت تأثیر فشارهای مقطعی اتخاذ شود.از این منظر، حفظ دقت در محاسبات، شناخت درست از موقعیت کشور، ارزیابی واقع‌بینانه از توان داخلی و توجه به ارزش دارایی‌های راهبردی، مهم‌ترین نیاز امروز ایران است. هر اندازه دستگاه تصمیم‌گیری کشور بتواند تصویر دقیق‌تری از واقعیات میدان داشته باشد، احتمال شکل‌گیری یأس، تردید و اختلاف کاهش خواهد یافت و در مقابل، انسجام ملی و تاب‌آوری اجتماعی تقویت خواهد شد.
در نهایت، آنچه آینده این تقابل را تعیین می‌کند صرفا تعداد موشک‌ها یا حجم فشارهای اقتصادی نیست، بلکه کیفیت محاسبات راهبردی طرفین است. در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین سرمایه هر کشور نه فقط توان نظامی، بلکه توان تصمیم‌گیری صحیح در لحظات سرنوشت‌ساز خواهد بود.