مردم؛ بازیگران اصلی میدان روایت
در تحلیلهای انجامشده همواره این اصل پذیرفته شده که هیچ رخدادی تنها از یک زاویه قابل فهم نیست.
دکتر منوچهر صابر-نویسنده و پژوهشگر
هر واقعهای در بستر پیچیدهای از عوامل نظامی، سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و ارتباطی شکل میگیرد و بههمیندلیل درباره آن تفسیرهای گوناگونی پدید میآید؛ از همینرو جنگ رمضان نیز میتواند از ابعاد مختلفی تحلیل شود. برخی آن را در چارچوب تحولات ژئوپلیتیکی منطقهای بررسی میکنند؛ گروهی دیگر هدف از آن را تسلط بر منطقه و تجزیه ایران میدانند؛ برخی تقابلهای فرهنگی و هویتی را مد نظر قرار میدهند؛ و دستهای دیگر آن را نمونهای از تغییر موازنههای قدرت در عصر فناوریهای ارتباطی قلمداد میکنند. بااینحال، در میان همه این قرائتها، یک زاویه تحلیلی که به بررسی نسبت میان رسانه و واقعیت اجتماعی و شکلگیری روایتهای جهانی میپردازد، از نظر این نوشتار، اهمیت ویژهای دارد. در جهان معاصر، رسانه دیگر صرفا ابزاری برای جمعآوری اطلاعات و انتقال خبر نیست بلکه به یکی از مهمترین سازوکارهای تولید واقعیت سیاسی و اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. بسیاری از نظریهپردازان ارتباطات معتقدند که در عصر دیجیتال، آنچه مردم از جهان میشناسند نه لزوما خود واقعیت، بلکه بازنمایی رسانهای آن است. در چنین شرایطی، قدرت رسانهای میتواند نهتنها افکار عمومی را شکل دهد، بلکه چارچوب فهم و ادراک جامعه جهانی از رخدادها را نیز تعیین کند. این وضعیت با گسترش پلتفرمهای دیجیتال، شبکههای اجتماعی و الگوریتمهای هوشمند به مرحلهای رسیده که برخی پژوهشگران از آن با عنوان «استعمار دیجیتال» یاد میکنند؛ وضعیتی که در آن ساختارهای فناورانه و رسانهای متمرکز قادرند جریان اطلاعات، اولویتهای خبری و حتی احساسات جمعی را هدایت کنند. اما تاریخ ارتباطات نشان داده که هیچ امپراطوری رسانهای، هرچند قدرتمند، نمیتواند برای همیشه فاصلهای پایدار میان واقعیت اجتماعی و روایت رسانهای ایجاد کند. در لحظاتی خاص از تاریخ، هنگامی که واقعیت میدانی با شدتی کمسابقه در عرصه نظامی، سیاسی و اجتماعی حضور مییابد، رسانه ناگزیر میشود خود را با آن واقعیت تطبیق دهد. این لحظه همان نقطهای است که میتوان آن را «امتزاج رسانه و واقعیت» نامید؛ لحظهای که در آن روایتهای رسمی و ساختارهای رسانهای دیگر قادر نیستند واقعیت را نادیده بگیرند و ناچار میشوند آن را در چارچوب بازنمایی خود بپذیرند.