مجری و کارگردان «همیشه مخاطب»: تماسهای ثبتشده در سامانه ۱۶۲ باید وارد چرخه پاسخگویی، نقد و اصلاح در رسانه شود
روایت یک آنتن پاسخگو
در روزگاری که بقا و اثرگذاری هر رسانه بیش از هر زمان دیگری به میزان شنیدن صدای مخاطبانش گرهخورده، پیامها، انتقادها، پیشنهادها و تماسهای مردمی میتوانند از یک بازخورد ساده فراتر رفته و به ابزاری برای اصلاح، پاسخگویی و بازاندیشی در فرآیند برنامهسازی بدل شوند.
امیرگودرزی - گروه رسانه
برنامه «همیشه مخاطب» باتکیهبر همین منطق، میکوشد مسیر انتقال نظر بینندگان به برنامهسازان را از پشت سامانههای ارتباطی به متن قاب تلویزیون بیاورد؛ مسیری که در آن تماسهای ثبتشده، نهفقط بهعنوان آمار بلکه بهمثابه صدایی واقعی و اثرگذار شنیده میشوند و میتوانند نسبت رسانهملی با مردم، مرز میان دفاع سازمانی و پذیرش نقد، همچنین ضرورت حرکت از برنامهسازی یکسویه به تعامل واقعی با مخاطب را روشنتر کنند.
محمدمهدی قاسمی، مجری و کارگردان برنامه همیشه مخاطب، درباره ایده شکلگیری این برنامه، شیوه انتخاب تماسهای مردمی و نسبت آن با کارکرد روابطعمومی در صداوسیما توضیح میدهد. او معتقد است سامانه ۱۶۲ فقط محل ثبت تماس نیست بلکه آرشیوی زنده از پرسشها، انتقادها و پیشنهادهای مخاطبان است که میتواند به برنامهسازان کمک کند تا نگاه دقیقتری به بازخوردهای واقعی مردم داشته باشند.
رجوع به پیامهای 162
قاسمی درباره دلیل شکلگیری همیشه مخاطب به جامجم میگوید: تماسهایی که در سامانه ۱۶۲ ثبت میشود، همانجا نمیماند و باید به شکلی وارد چرخه پاسخگویی و اصلاح فرآیند تولید شود؛ بنابراین برنامه همیشه مخاطب ساخته شد تا بینندگان با چشم خود، سرنوشت پیامهای ارسالیشان را ببینند. وی میافزاید: در فصل نخست برنامه که از شبکه افق پخش شد، هدف این بود که پرسشها، انتقادها و پیشنهادهایی که درباره برنامهها ثبت شده بود، بهصورت رودررو مطرح شود و مهمان برنامه به نمایندگی از مجموعهای که در آن حضور دارد، این تماسها را بشنود و توضیح دهد. این تلاش، حرکتی برای کاملکردن حلقه ارتباطی میان مخاطب و برنامهساز بود؛ حلقهای که از ثبت نظر شروع میشود و تا شنیدن پاسخ و اصلاح مسیر ادامه پیدا میکند. او همچنین در مورد تفاوتهای فصل نخست و فصل دوم برنامه چنین توضیح میدهد: فصل اول برای نخستینبار تلاش میکرد واکنش خود عوامل برنامهها، کارگردانها و فیلمسازان را نسبت به تماسهای مردمی نشان دهد و بسنجد که آیا آنها با آغوش باز با این جنس بازخوردها مواجه میشوند یا نه. وی میگوید: فصل نخست در ۱۳ قسمت و با ساختاری جمعوجورتر تولید شد اما فصل دوم قرار بود گستردهتر باشد و اگر شرایط خاص و جنگ پیش نمیآمد، تعداد قسمتهای بیشتری هم میتوانست داشته باشد. او بیان میکند: ضبط فصل دوم از ۹ اسفند آغاز شد و باوجود شرایط جنگی در کشور، در مجموع ۲۴ قسمت تولید شد که تا زمان انجام این مصاحبه، بیش از نیمی از آن پخش شده است. قاسمی میگوید: در فصل دوم، انتقادها قوام بیشتری پیدا کرده و مسیر برنامه روشنتر شده است. وی در توضیح نمونهها به نخستین قسمت فصل دوم اشاره میکند که با حضور محمدرضا شهبازی پخش شد و از آن بهعنوان یکی از پر تماسترین موضوعات چند سال اخیر در سامانه ۱۶۲ یاد میکند. او میافزاید: در مورد برنامههایی مثل پاورقی نیز تماسها و انتقادهای فراوانی ثبت میشد و همین نشان میداد که مخاطبان نسبت به این برنامهها بیتفاوت نیستند. در برخی موارد حتی باوجود تند بودن بعضی تماسها، آنها را بدون حذفهای اساسی پخش کردیم؛ زیرا معتقدیم این نظرات باید همانگونه که ثبت شده، به گوش دیگر مخاطبان هم برسند، البته با رعایت حداقلهای ادب و انسانیت. معیار اصلی در انتخاب تماسها، میزان تکرار و موضوعیت آنهاست؛ یعنی ابتدا سراغ تماسهایی میرویم که بیشترین تعداد را داشته و بیشترین طرح مسأله را ایجاد کردهاند.
مواجه شدن عوامل با واقعیت نظر مخاطبان
او میگوید: در همین چارچوب، گاهی نظراتی در برنامه پخش شده که حتی تهیهکنندگان یا مهمانان را ناراحت کرده اما از نظر من این همان وظیفه برنامه بوده؛ یعنی نشاندادن آنچه واقعا درباره یک برنامه یا یک چهره در سامانه ۱۶۲ ثبت شده است. وی میافزاید: بعضی از مهمانان پس از شنیدن این تماسها، متوجه شدهاند که مردم تا چه اندازه برنامهها را دنبال میکنند و نسبت به جزئیات آن حساسند. حتی در مواردی پس از پخش برنامه، برخی از مهمانان سراغ اصلاح بعضی رفتارها یا شیوههای کاری خود رفتهاند. قاسمی در پاسخ به پرسشی درباره نسبت این برنامه با کارکرد روابطعمومی صداوسیما میگوید: روابطعمومی هم باید صدای مردم را منعکس کند و هم از عملکرد سازمان دفاع کند اما مهم این است که میان این دو نقش، توازن حفظ شود. همیشه تلاش کردیم در این مرز باریک قرار گیریم؛ یعنی نه دفاع بیمنطق از سازمان را دنبال کردیم و نه چنان پیش رفتیم که هیچ منتقدی حق دفاع از صداوسیما را نداشته باشد.
مجری همیشه مخاطب در ادامه درباره شکل اجرای برنامه توضیح میدهد و میگوید: این برنامه در قالبی نزدیک به ویدئوکست طراحی شده تا از مدلهای کلاسیک و رسمی تاکشو فاصله بگیرد. این انتخاب هم بهخاطر تغییر ذائقه مخاطب و هم بهخاطر ماهیت تازهتر قالبهای تصویری بوده است. در برنامههای گفتوگومحور معمولا فقط مجری و مهمان حضور دارند اما در همیشه مخاطب، ضلع سوم یعنی صدای مخاطب هم به شکل جدی وارد گفتوگو میشود و همین، ساختار را متفاوت کرده است. او تأکید میکند: تماسهای مردمی پیش از برنامه در اختیار مهمان قرار نمیگیرد و آنها دقیقا در لحظه اجرا با آنچه پخش میشود، مواجه میشوند.
مخاطب در متن آنتن
مجری و کارگردان برنامه همیشه مخاطب، مدل فعلی این برنامه را نوعی برنامهسازی ۳۶۰ درجه میداند و میگوید: در جهان امروز، برنامهسازی تکسویه دیگر پاسخگو نیست. حتی باز گذاشتن کامنتها در صفحههای برنامهها نیز در همین مسیر تعریف میشود اما همیشه مخاطب تلاش کرده از چند درگاه ارتباطی مختلف با مردم در تماس باشد؛ از جمله مرکز تماس ۱۶۲، سامانه پیامکی، پیجهای برنامه و دیگر بسترهای رسانهای. به گفته کارگردان همیشه مخاطب، یکی از مدیران ارشد سازمان صداوسیما بعد از حضور در یکی از قسمتها و در پایان برنامه به سازندگان آن گفته اگر همیشه مخاطب ۱۵ سال زودتر تولید میشد، امروز با مشکلات بسیار کمتری روبهرو بودیم. وی در بخش دیگری از گفتوگو به نمونههایی از اثرگذاری برنامه اشاره کرده و میگوید: در برخی موارد، برنامهسازان پس از شنیدن تماسهای مردمی، دست به اصلاح زدهاند. این بازخوردها فقط در حوزههای سیاسی و رسانهای نبوده بلکه در موضوعات متنوعی از جمله برنامههای کودک، سیاستهای فرهنگی و حتی نحوه پوشش و ظاهر مجریان و مهمانان نیز اثر گذاشته است. همین نشان میدهد که مخاطب نهفقط مصرفکننده بلکه بخشی از فرآیند تولید و اصلاح محتواست. قاسمی تأکید میکند: اصل ماجرا برای من این است که مخاطب شنیده شود و این شنیدهشدن فقط در حد شعار نماند. همیشه مخاطب تلاش کرده این ایده را از سطح شعار به سطح عمل برساند و نشان دهد که برنامهساز، مدیر رسانه و مخاطب میتوانند در یکچرخه زنده و پیوسته با یکدیگر در ارتباط باشند. اگر این حلقه درست کار کند، برنامهها واقعیتر شده و اعتماد مخاطب نیز بیشتر میشود.