غروب خورشید نبوت طلوع تمدن امت
مدینه در بهت فرورفته بود. خبر رحلت پیامبر (ص) چون صاعقهای بر سر صحابه فرود آمد.
رضا عیسینیا - عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی
رحلت پیامبر(ص)، تنها غروب یک خورشید نبود؛ بلکه آغاز بزرگترین «آزمون ماندگاری» برای یک تمدن نوپا بود. مردی که از دل تاریکی جاهلیت برخاسته بود، چگونه توانست قبیلههای متخاصم را به یک «امت واحد» تبدیل کند؟ و مهمتر از آن، چه تمهیداتی اندیشیده بود تا این کشتی نجات، پس از رفتن ناخدا در طوفان فتنهها غرق نشود؟ در سالروز رحلت آن حضرت، به سراغ پرونده سیاسی پیامبری میرویم که معماری تمدن را از نو تعریف کرد.
شکستن بتهای قبیلهگرایی
برای درک عظمت کار پیامبر (ص)، باید تصویری از عربستان پیش از او داشته باشیم. جامعهای که در آن، «خون» و «نژاد» حرف اول را میزد. قانون یعنی دفاع از همقبیلهای، حتی اگر ظالم باشد. اگر یک تاجر غریب در مکه مورد ستم قرار میگرفت، هیچ پناهی نداشت. پیامبر (ص) اما از همان روزهای نخست، با احیای پیمان «حلفالفضول» (پیمان دفاع از مظلوم فارغ از هر قبیلهای)، خط بطلانی بر قانون قبیلهای کشید اما شاهکار جامعهشناختی ایشان در مدینه رخ داد. ایشان با یک مهندسی بینظیر، هویت مبتنی بر «خون و خاک» را منحل و «نظام امت» را بر پایه «باور و اعتقاد» بنیان نهادند. پیمان برادری میان مهاجر و انصار، یعنی پایان نژادپرستی و تولد یک شهروند توحیدی.
مانیفست حکمرانی نبوی
سبک سیاسی پیامبر (ص) یک نسخه خشک اداری نبود؛ بلکه ترکیبی از معنویت، اخلاق و اقتدار بود، شاخصهایی که هنوز هم میتواند به عنوان «استانداردهای طلایی» برای ارزیابی کارآمدی نظامهای سیاسی در هر عصری لحاظ شود.