«جام جم» در گزارشی به بررسی پیوند میان ادبیات داستانی و هنر نمایش پرداخته است؛ جایی که قصههای ماندگار با برداشتی آزاد و نگاهی نو در قاب تصویر ، جانی دوباره میگیرند
تولد قصه های ایرانی در تلویزیون
ادبیات نه تنها نامیراست که فرصت تولد چندباره دارد.
نوشین مجلسی - روزنامه نگار
پس از نگارش یک اثر به نظم یا نثر، فرصت هست که در قالبهای دیگر همچون آثار نمایشی روی صحنه، بر پرده نقرهای یا در قاب شیشهای بازتولید شود و تجلی یابد؛ حتی به زبانهای دیگر. همین مساله باعث شده تا همواره آثار ادبی منبعی غنی برای فیلمنامهنویسان باشد و گونه اقتباسی سالیان درازی است که به رسمیت شناخته شده و حتی در جشنوارههای بزرگ گاهی به عنوان رشتهای جدا، سالانه برگزیدههایی را معرفی میکند. در تئاتر، سینما و تلویزیون خودمان هم از این دست آثار کم نداشتیم که وامدار ادبیات جهان یا داستانهای بومی سرزمینمان بودهاند. بوم و بانو، وارش، میوه ممنوعه، کوچک جنگلی، در چشم باد، کاتب اعظم، افسانه سلطان و شبان، مستوران، حکایتهای کمال و... برخی از این نمونهها بوده که به صورت اقتباس یا برداشتی آزاد از یک یا چند اثر مکتوب در ژانرهای مختلف راهی تلویزیون شدند. سریالهای دیگری هم این روزها در مراحل مختلف تولید هستند که براساس رمانها و زندگینامههای ایرانی به آنتن میرسند. اثری اقتباسی نیز این شبها همراه مخاطبان سیماست و ما به همین بهانه از میان دهها اثر، نگاهی کوتاه به تعدادی از این مجموعههای تلویزیونی در گونههای متفاوت داشتیم. اگر بیننده مجموعه نمایشی «رویای نیمهشب» باشید که این شبها از شبکه سه پخش میشود، احتمالا خبر دارید قصه این سریال براساس کتاب رویای نیمهشب نوشته مظفر سالاری است. رمان روایتگر دلدادگی پسری اهل سنت به دختری شیعه است که در سریال با پر و بال دادن به ماجراهای دیگر جذابیت بصری یافته. این سریال و کتابی که از آن برداشت شده در گونه دینی، نمایانگر همبستگی و وحدت میان شیعه و سنی و مسیری برای شناساندن هر چه بیشتر مذهب شیعه است. هر چند هر دو اثر بر همین مدار میگردد اما برخی روایتهای متفاوت و شخصیتهای جدید به سریال اضافه شده است.
سیدحسین امیرجهانی، نویسنده سریال، فاصله ادبیات داستانی و ادبیات نمایشی را فاحش میداند و اذعان داشته که ضمن وفاداری به رگههای اصلی کتاب، تلاش کرده قصه خود را روایت کند و در واقع برداشتی آزاد داشته باشد.
بازتولید قصههای ماندگار برای نوجوانان
همانطور که اشاره شد آثار بسیاری است که در تلویزیون با وام گرفتن از ادبیات داستانی ملیمان روی آنتن رفتند. میتوان ادعا کرد وفاداری کامل به متن در صورتی که اثر نمایشی برداشتی آزاد باشد نه کاملا ممکن است و نه لزومی دارد. زمانی هم هست که جذابیتهای نمایشی و دراماتیک برای خلق یک اثر تصویری باعث میشود بخشهایی از قصه کاسته یا به آن افزوده شود. شاید به همین خاطر گاهی نویسندگان بعد از تماشای اثرشان در مدیومی دیگر رضایت چندانی از کار ندارند؛ چراکه غالبا تصویری از نوشته خود در ذهن دارند که با دنیای فکری فیلمنامهنویس و کارگردان متناقض است. یکی از مشهورترین و بهترین نمونههای اقتباسهای تلویزیونی که اتفاقا با رضایت نویسنده کتاب، کارگردان تلویزیونی و مخاطبان همراه بود، مجموعه نمایشی «قصههای مجید» است که براساس رمان قصههای مجید نوشته هوشنگ مرادیکرمانی با کارگردانی درخشان زندهیاد کیومرث پوراحمد در خاطره جمعی بسیاری از کودکان و نوجوانان دیروز ثبت شد و همچنان در بازپخشها هم بیننده دارد. این آخرین باری نبود که اثری با قلم مرادیکرمانی به تصویر کشیده شد و او از این سریال با اینکه جغرافیای قصهاش در تصویر تغییر کرده بود رضایت کافی داشت. این نویسنده در مصاحبهای درباره این همکاری و تطابق کتاب با مجموعه نمایشی گفته است: پوراحمد شخصیت مجید و قصههای مجید را خورد، هضم کرد و بازتاب افکار و موقعیتهای خود را به آن اضافه کرد و به تصویر کشید. او شخصیت مجید و بیبی را به گونه دیگری خلق کرده بود که حاصل خلاقیت و واقعیت ذهنی خود بود و در نهایت کار ماندگاری شد. پوراحمد سریالی ساخت که هرکسی با هر تفکر و عقیدهای آن را دوست داشت، من هم دوستش داشتم. بسیاری از کارگردانها و نویسندههایی که با هم همکاری را شروع میکنند، بعد از مدتی با هم دشمنی میکنند. خدا میداند من حتی یک جمله علیه پوراحمد ننوشتم و نگفتم. در سالهای اخیر توجه فیلسمازان بیش از پیش به ادبیات دفاعمقدس جلب شده و یکی از نمونههای آن سریال «سوران» به کارگردانی سروش محمدزاده است. قصه سوران سال 1394 در کتاب کیانوش گلزار راغب با نام «عصرهای کریسکان» منتشر شده بود. کتاب راوی خاطرات شهید امیر سعیدزاده (سعید سردشتی) در دوران انقلاب، دفاعمقدس تا رنجهای اسارت در زندانهای کومله و دموکرات است. این اثر را هم میتوان یکی از نمونههای قابلتوجه در بهره بردن از ادبیات داستانی برای ساخت اثری نمایشی دانست که توانست هم لحظههای خشونتبار و هم عاشقانه زندگی این شهید آزاده را به تصویر درآورد بیآنکه ارزشهای ادبی کتاب را ذبح کند. مجتبی فرآورده، تهیهکننده سوران پیشتر درخصوص چگونگی اقتباس از کتاب بیان کرد: کیانوش گلزار راغب به عنوان نویسنده اثر با روی گشاده به ما اجازه داد برای اقتباس از این کتاب، تغییراتی در فیلمنامه ایجاد کنیم. البته وفاداری به کتاب کار سختی است؛ در واقع باید به روح محتوا متعهد ماند اما نمیتوان به جزئیات یک متن بسیار وفادار بود. ما فیلم و سریال را برای مخاطب عام میسازیم و تغییراتی هم که ایجاد میکنیم برای این است که روایت به ذهن مخاطب نزدیکتر شود.
پیوند دو ملت از دریچه تاریخ و مذهب
امیر جهانی، نویسنده مجموعه نمایشی رویای نیمهشب پیش از این هم سابقه نگارش فیلمنامه براساس رمانهای ایرانی را داشته است؛ نمونهاش «طوبی» که براساس کتاب «اربعین طوبی» برگزیده «جایزه جهانی اربعین» روی آنتن رفت و تابستان امسال نیز بازپخش شد. رمان به قلم سیدمحسن امامیان براساس زندگی واقعی زنی به نام طوبی (در واقعیت بتول) است که در پی اتفاقاتی ساکت بصره میشود و در طول زندگی دشوارش دست از باورهای خود نمیکشد. در مجموعه نمایشی طوبی، قصه جزبهجز روایت نشده است. نویسنده سریال پیش از این به جام جم گفته بود : من رمان را تنها یکبار همان ابتدا و پیش از نگارش طرح اولیه، مطالعه کردم و دیگر به آن مراجعه نکردم. موقعیت اولیه و شخصیت آن را نگه داشتم و بقیه را بهدلایل مختلف تغییر دادم. رمانهایی مانند اربعین طوبی در حوزه ادبیات داستانی، کتابهای قابلتوجهی هستند که برای اقتباس ممکن است یک ایده اولیه خوب به تو بدهد. از این جهت من این ایده را گرفتم و قصههای خود را با آن روایت میکنم. ایده را که یک دختر جوان ایرانی بهواسطه اتفاقی سیاسی، ناچار به مهاجرت به عراق میشود از کتاب گرفتم و بخش زیادی از پرداخت کاراکترها و روابط میان شخصیتها ساخته و پرداخته ذهن خودم بود.