تأثیر سیدجمالالدین اسدآبادی بر فهم جریانشناسی سیاسی امروز
یکی از شخصیتهای مطرح در تاریخ بیداری اسلامی در ایران و عثمانی و برخی کشورهای اسلامی مرحوم سیدجمالالدین اسدآبادی است اما بهرغم شخصیت انقلابی او، پژوهش در افکار و نظریات و شذوذات ذهنی وی حاکی از نوعی دوگانگی و سردرگمی نسبت به تمدن غربی و نسبتش با جهان اسلامی است.
دکتر موسی نجفی - استادتمام علوم سیاسی
با توجه به جایگاه سید بهعنوان یکی از شخصیتهای پیشتاز روشنفکر دینی در ایران و عثمانی و برخی کشورهای عربی و شبهقاره هند این برخورد خاص سبب شده تا امروز تفضیل این اندیشه نسبت به شناخت غرب ابهاماتی جدی برای پیروانش ایجاد کند و ادامهدهندگان اندیشه سید در زمان ما از نظر «اجمال» در زمره یاران انقلاب اسلامی و از نظر «تفضیل» از جاماندگان فهم انقلاب اسلامی نسبت به تمدن و ماهیت غرب باشند. در این زمینه یکی از دوستان محقق در فایلی صوتی پرسشی را در این مورد مطرح کرده و نظر امام راحل را در مورد سیدجمال ارائه دادهاند. به منظور جواب به پرسش ایشان، بنده در چند سال قبل به مناسبت پاسداشت مقام استاد برجسته و غربشناس معاصر مرحوم دکتر کریم مجتهدی، مطلبی مهم و علمی از ایشان در مورد سیدجمال را مورد بحث قرار داده و همچنین نکاتی دیگر را هم که قبلا در مورد سید گفته بودم به آن افزوده و در مجموع مناسب دیدم در شرایط امروز ایران خودمان با غرب این موارد را یکبار دیگر بازخوانی کنم. از موارد قابل تحقیق این بررسی بهخصوص شباهت و تأثیر یا حتی تمایز برخی جریانات فرهنگی سیاسی بینابینی امروزی مثل اصلاحطلبان با موضوع مورد نظر است.
کوشش بیمردم، ثمر ندارد
تنها جمله امام در مورد سیدجمالالدین اسدآبادی:
سؤال آخر من، درباره شخصیت سیدجمالالدین اسدآبادى است. آیا شما او را شخصیت برجستهاى مىدانید؟
امام: جمالالدین مرد لایقى بوده است، لکن نقاط ضعفى هم داشته و چون پایگاه ملى مذهبى در بین مردم نداشته، از آن جهت زحمات او با همه کوششها، به نتیجه نرسید؛ و دلیل بر اینکه پایگاه مذهبى نداشته است، اینکه شاه وقت، او را گرفت و با وضع فجیع، تبعید کرد؛ عکسالعملى نشان داده نشد؛ و زحمات او، چون این پایگاه را فاقد بود، به نتیجه نرسید. (صحیفه، ج5، ص290)
سیدجمال را نمیشود ندید؛ یعنی کسانی که بخواهند به عمق مسائل تاریخی و اجتماعی وارد شوند، باید سید را ببینند. نمیشود روی شخصیت سیدجمال ایستاد، چون خیلی شناور است، شخصیتش سیال است و اگر بایستید، شاید خودش یک نوع رکود محسوب شود. از سید باید عبور کرد، که همین عبور، بهخودیخود یک نوع رشد است اما چطور از سیدعبور کنیم؟ این، خودش کار سادهای نیست، چون سید آدم بزرگ و خیلی جالبی است. بحثهایی قبلا راجع به سید بود که این سید آیا فراماسون هست یا نیست، ایرانی است یا افغانی، شیعه است یا سنی؛ که خود سیدجمال هم به اینها پاسخ نمیدهد. چیزهایی که سید روی آنها تعصبی ندارد، نه روی ایرانیتش میایستد، نه روی اسدآبادی بودنش، نه روی تشیعش و نه حتی روی سید بودنش. بااینهمه، سیدجمال شخصیتی انقلابی و جنجالی است. لذا شناخت سید واجب است؛ هرچند روی سید نباید بایستیم. (بهعبارتی، نباید در ابعاد شخصیتی او متوقف بمانیم.) اما عبور از سید چطور باید صورت بگیرد؟ اینها درسی است که باید پژوهید اما مهم، در اینمیان، معمای سیدجمال است که باید حل شود.
معمای دیروز، راهگشای روشنگر امروز
معمای سیدجمال باید حل شود. حل این معما میتواند برای سیاست امروز ما و شناختی که از سیاست داریم، بسیار مغتنم باشد. سیدجمال دوبعد دارد؛ یکی از این ابعاد در هند، طی مقابله با سید احمدخان هندی نمایان شد؛ دیگری در ایران و در مقابل متجددین افراطی، مثل فتحعلی آخوندزاده، طالبوف، مشیرالدوله، میرزا حسینخان سپهسالار و... ظهور و بروز یافت. اتفاقا درخصوص این وجه شخصیتی سیدجمال
(در پژوهش نقادانه) آقای دکتر کریم مجتهدی را میبینیم که از سید تعریف میکنند و میگویند درباره این آدم و وجوه شخصیتی و تحلیل افکارش، میشود از پراگماتیسم صحبت کرد تا مصلح و اتفاقا درباره نظرگاه سید به نسبت متجددهایی که یادشد، میگویند که سید، بهنسبت، از آنها عمیقتر است.