علی زهیری، نویسنده و کارگردان از جزئیات تولید یک مستند خاص گفته است
رودخوانی؛ ملت مبعوث از نمای نزدیک
در بسیاری از روایتهای تصویری از تجمعات مردمی، آنچه بیش از همه به چشم میآید، شکوه جمعیت و عظمت صحنه است؛ نماهای بازی که انبوه آدمها را چون رودی خروشان به تصویر میکشند اما پشت این تصویر پرابهت، انسانهایی ایستادهاند با زندگیها، دغدغهها، شغلها و انتخابهای متفاوت؛ آدمهایی که هرکدام از دل روزمرگی خود به یک لحظه جمعی رسیدهاند.
مجموعه مستند «رودخوانی» دقیقا از همین نقطه آغاز میشود؛ از تلاش برای عبور از تصویر کلی جمعیت و رسیدن به چهرهها، قصهها و تجربههای فردی مردمی که این «رود» را ساختهاند.
علی زهیری، نویسنده و کارگردان این مجموعه مستند، از شکلگیری ایده رودخوانی در روزهای نخست جنگ، شیوه سوژهیابی در میان مردم، انتخاب روایت از نمای نزدیک بهجای لانگشاتهای مرسوم، چالشهای تولید در شرایط محدود، تجربه ساخت اثر در اهواز و ظرفیتهای توسعه این مدل مستندسازی در دیگر شهرها و استانها میگوید؛ مدلی که میکوشد بهجای صرفا نشاندادن جمعیت، روایتگر انسانهایی باشد که حضورشان به یک کنش جمعی معنا میدهد. این مجموعه مستند از شبکههای مختلف سیما ازجمله یک، دو و مستند، روی آنتن رفته است.
زهیری به جامجم میگوید: ایده رودخوانی از همان روزها و شبهای اول جنگ رمضان شکل گرفت. زمانی که مردم از همان شب اول به خیابان آمدند و تجمعهای مردمی پدیدار شد. من هم تولیدات مختلفی را که درباره این حضور ساخته میشد، دنبال میکردم. تقریبا در همه آنها یک تصویر بیشتر دیده میشد: نماهای باز از جمعیت؛ جمعیتی که مثل یک رود خروشان به دریا میپیوندد و در محلهبهمحله، شهربهشهر و روستابهروستا دیده میشد و جریان داشت. این تصویر، زیبا و باشکوه بود، اما برای من یک سؤال ایجاد کرد: این رود از چه آدمهایی تشکیل شده است؟ این آدمها در طول روز چه زندگیای دارند؟ چه دغدغههایی دارند و چه شد و چرا و چطور است که هر شب، از خانه یا محل کارشان راه افتادند و به این جمع پیوستند؟
وی ادامه میدهد: حضور در تجمعات شبانه یک اجابت دعوت است. وقتی انسان با هدف بزرگتری روبهرو میشود، از زندگی روزمرهاش میگذرد تا به میدان برسد. با خودم فکر کردم آیا میشود این آدمها را در یک نمای هوایی دید؟ آیا از یک لانگشات میشود فهمید این جمعیت دقیقا از چه انسانهایی تشکیل شده است؟ اگر میخواهیم درباره این حضور حرف بزنیم، فقط نشاندادن جمعیت کافی نیست. باید سراغ آدمهایی برویم که این جمعیت را ساختهاند. باید ببینیم هرکدام از آنها چگونه از زندگی عادی خود به این صحنه حیات رسیدهاند. اینجا بود که ایده مجموعه مستند رودخوانی شکل گرفت؛ انقلاب اسلامی را میتوان به دریایی تشبیه کرد که از بههمپیوستن رودها پدید آمده و هر رود نیز خود از قطرههای بیشمار ساخته شده است. ما بهجای آنکه صرفا دریا را به تصویر بکشیم، مسیر رود را دنبال میکنیم و به قطرهها میرسیم. دقیقا هدف ما این بود که بهجای گفتن کلیِ «مردم آمدند»، نشان دهیم که این مردم چه کسانی هستند و چگونه به این دعوت پاسخ دادند. این نویسنده و کارگردان بیان میکند: نماهای باز و لانگشات نمیتوانند شخصیت و هویت این جمعیت را نشان دهند. لانگشات به ما میگوید چه تعداد آدم آمدهاند اما نمیگوید چه آدمهایی آمدهاند. یک نمای هوایی میتواند نشان دهد که هزاران نفر در یک میدان حضور دارند ولی نمیتواند به ما بگوید آدمی که در میان این جمعیت ایستاده، چه داستانی دارد، چه مسیری را طی کرده، چه رنجی کشیده، شغلش چیست، چه دغدغهای دارد و چرا تصمیم گرفته آن شب از خانه بیرون بیاید اما کلوزآپ ما را با یک انسان مشخص روبهرو میکند.