printlogo


 قصه آدم‌های اشتباهی 
چند «مسعود شصت‌چی» در زندگی‌تان می‌شناسید؟ آدم‌های اشتباهی در جایگاه‌های اشتباهی. کسانی ‌که در بیشتر مواقع، سهم خطای خودشان و جامعه برای کسب این جایگاه پنجاه‌پنجاه است. گاهی اطرافیان با به‌به و چه‌چه‌های یک‌ریز، فردی را باد می‌کنند و در هیاهوی صدای تشویق‌های‌شان، آوایی که می‌گوید من در اینجا اشتباهی‌ام اصلا شنیده نمی‌شود. 
نوشین مجلسی - روزنامه نگار

مسعود شصت‌چی که در دو فصل مجموعه نمایشی «مرد هزار‌چهره» با او همراه بودیم، از همین شخصیت‌‌های آشناست‌. فردی که انگار تمام ابعاد زندگی‌اش را با خط‌‌کش احتیاط اندازه می‌گیرد و از خط بیرون نمی‌زند. از آنچه هست رضایت دارد. از تمام روزمرگی‌های کسالت‌بارش با آرامش عبور می‌کند. دلبسته شغلی‌ است که پیشرفتی در آن حاصل نمی‌شود. با این‌که مو سپید کرده، هنوز پسرک خانه‌ای است که همه‌چیز در آن مطابق چارچوب پیش می‌رود. او با اختیار-که هدیه بزرگسالی است- باز هم به روتین‌هایی که شاید روزی محکوم به اجرای آنها بوده تن می‌دهد و به همین خاطر سختگیرانه‌تر از قوانین خانه و اجتماع خود را محدود به یک زندگی فوق معمولی می‌کند. نشانه‌های تصویری و متنی این عدم‌آزادی که او برای خود تعریف کرده، در سکانس مضحک تردید در انتخاب لباس میان کت‌وشلوارها و کفش‌های مشکی یک‌دستش که با هم مو نمی‌زنند، به‌وضوح قابل دریافت است. یا مثلا در سکانسی که در رستوران با مظلومیت تقاضا می‌کند آب را در لیوان خودش سرو کنند، شمایلی از یک کودک معصوم درون یک بزرگسال را به تصویر می‌کشد. 
او خود برای برون‌رفت از این زندگی بدون دستاورد کاری نمی‌کند، پس به جبری که پدیدآورندگان سریال برایش تدارک دیدند، وارد فضاهای جدید می‌شود‌؛ آنچه تا‌به‌حال در خواب هم نمی‌دیده است. با بدبیاری‌های پی‌درپی در موقعیت‌هایی نادرست قرار می‌گیرد. از آنجا که افراط و تفریط همسایه و همراه یکدیگر هستند، از آن‌سوی بام‌ می‌افتد. از جایی به‌بعد چشمان سیرش، حریص می‌شود.