خونسردی شهیدسیدعلی اندرزگو در برابر ساواک
آیتالله ابوالقاسم خزعلی درباره شهید سیدعلی اندرزگو میگوید: یکبار به دامغان و نزد من آمد و چون میدانست که من در باب مسائل سیاسی یادداشتهایی مینویسم، به من گفت، اینها را پراکنده و در یادداشتهای مختلف بنویس که اگر بازداشت شدی و ماموران ساواک به منزل تو هجوم آوردند، نتوانند این صفحات را با هم تطبیق بدهند و اطلاعات لو نرود.
این حاصل تجربیاتی بود که در طول سالهای مبارزه بهدست آورده بود. خودش برایم نقل کرد وقتی ماشین منصور به طرف مجلس میرفت، ایشان بهعنوان اولین حرکت از سوی گروهی که مامور زدن منصور بود، جلو رفت و مقابل ماشین منصور ایستاد و راهش را سد کرد. شهید اندرزگو میگفت، من پریدم جلو و ماشین ناچار شد توقف کند. منصور زودتر از محافظینش از ماشین آمد بیرون و همین باعث شد که بخارایی بتواند منصور را گیر بیاورد و ماموریتش را به انجام برساند. همچنین آیتالله محمدعلی گرامی میگوید: اینکه او توانست پس از ترور منصور، ۱۵ سال فعالیت کند و دستگیر هم نشود، از تسلط بر نفس خارقالعاده او حکایت دارد. او که بهشدت تحت تعقیب بود، بارها به پلیس و ماموران ساواک برخورد که از او نشانی شهید اندرزگو را خواسته بودند و او با نهایت خونسردی جوابشان را داده و آنها را گمراه کرده بود.