printlogo


وقتی مطالبه‌گری به سوءتفاهم تقابل تبدیل می‌شود
در بسیاری از جوامع، رابطه میان مردم و ساختارهای رسمی در زمان انتخابات، بحران‌ها یا تحولات سیاسی به اوج می‌رسد‌ اما حفظ این رابطه پس از پایان رقابت‌های انتخاباتی و استقرار مسئولان، دشوارتر از جلب رأی عمومی است. 
دکتر محمودرضا امینی - کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی

در شرایط جنگی و پس از شهادت قائد و اتفاقات بسیار مهم ملت مبعوث‌شده بالغ بر۱۷۰ شب در میادین حضور داشته‌اند و شهروندان انتظار دارند صدای‌شان شنیده شود، مطالبات‌شان در سیاست‌گذاری بازتاب پیدا کند و مسئولان در برابر تصمیم‌های خود پاسخگو باشند. در مقابل، نهادهای رسمی نیز گاه اعتراض‌ها و نقدهای اجتماعی را نه به‌عنوان بخشی از سازوکار اصلاح بلکه به‌مثابه تهدیدی علیه نظم سیاسی تلقی می‌کنند. حاصل این سوءبرداشت متقابل، شکل‌گیری شکافی است که اگر به‌موقع مدیریت نشود می‌تواند اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و کارآمدی حکمرانی را تضعیف کند.  مشارکت مردم در انتخابات، راهپیمایی‌ها، فعالیت‌های مدنی یا حمایت از برنامه‌های عمومی، به‌طور طبیعی نوعی انتظار متقابل ایجاد می‌کند. شهروندان با حضور خود به نهادهای رسمی مشروعیت و پشتوانه اجتماعی می‌بخشند و در مقابل، انتظار دارند تصمیم‌گیران نسبت به مسائل واقعی جامعه حساس بمانند. با این حال در بسیاری از ساختارهای سیاسی، پس از پایان انتخابات یا تثبیت قدرت، ارتباط مستقیم مسئولان با جامعه کاهش می‌یابد. مسئولان در چارچوب‌های اداری، امنیتی و سازمانی قرار می‌گیرند و اطلاعاتی که به آنان می‌رسد، غالبا از مسیرهای رسمی و فیلترشده عبور می‌کند. در چنین شرایطی، ممکن است تصویر تصمیم‌گیران از جامعه با واقعیت زندگی مردم فاصله بگیرد. این فاصله الزاما نتیجه بی‌اعتنایی عمدی نیست. گاهی ساختار اداری، حجم مسئولیت، فشارهای سیاسی، ملاحظات امنیتی و تعدد بحران‌ها سبب می‌شود مسئولان صدای جامعه را مستقیم و بدون واسطه دریافت نکنند اما از نگاه شهروندان نتیجه تفاوت چندانی ندارد. آنان احساس می‌کنند پس از پایان فرآیند انتخاب یا مشارکت، دیگر دیده و شنیده نمی‌شوند.