شهاب نیکمان: پاسداری از میراث در مقیاس جهانی، آورده اصلی ثبتهای جهانی است
تجلی معماری در پاسداشت مفاخر ایرانی
طی روزهای اخیر طرح معماری بنای آرامگاه استاد محمود فرشچیان، هنرمند نگارگر ایرانی، با طراحی شهاب نیکمان، پس از ارائه و بررسی با حضور علی دارابی قائممقام وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع و معاون میراث فرهنگی کشور، علیرضا ایزدی مدیرکل ثبت آثار وزارت میراث فرهنگی، مهدی جمالینژاد استاندار اصفهان و برخی اعضای خانواده فرشچیان، در نخستین سالگرد درگذشت این هنرمند رونمایی شد.
آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
این بنا در مجاورت آرامگاه صائب تبریزی و در محوطه باغ تاریخی آرامگاه او (باغ تکیه) در اصفهان احداث خواهد شد. این رویداد بهانهای شد تا با شهاب نیکمان درباره جزئیات بیشتر این طرح به گفتوگو بنشینیم.
اخیرا طراحی بنای آرامگاه استاد فرشچیان به دست شما به پایان رسیده و رونمایی شده است. یکی از مهمترین ویژگیهای این اثر برقراری پلی بین معماری کهن و اصیل ایرانی و معماری معاصر به شمار میرود. ممکن است در اینباره توضیح دهید.
برای طراحی این بنا آنچه در درجه اول بهعنوان معیار در ذهنم قرار گرفت، سبک هنر و شخصیت هنری استاد فرشچیان بود. درواقع تلاش کردم در طراحی این بنا، این دو مؤلفه را در نظر بگیرم. درعینحال و در سوی دیگر، این بنا قرار است بخش کوچکی از هویت معماری اصفهان شود، بهخصوص که این شهر در معماری صاحب سبک و قدمت قابل توجهی است و اکثر بناهای تاریخی آن حداقل قدمتی چندصدساله دارند. در نتیجه نوع معماری آرامگاه استاد میبایست در راستای معماری اصفهان میبود و از سبک و سیاق معماری امروز و پتانسیل تکنولوژی موجود نیز برخوردار میشد.
پس میتوان گفت این بنا تلفیقی از ذوق و صنعت است.
شاید بتوان گفت از دیدگاهی همینطور است، ضمن این که نمادهای فرهنگی و نشانهشناسی که در این بنا استفاده شده، برگرفته از مفاهیم هنر ایرانی است. برای نمونه، این بنا دارای هفت پله و گنبد اورچین هفتلایه است که نماد هفت زمین و هفت آسمان به شمار میروند. برای نمونه، این بنا دارای هشت ترک و هشت درگاه است که برگرفته از مفهوم «باغ ایرانی» یا «پردیس» بوده و با ایده «هشت بهشت» یا «هشت درِ بهشت» همخوانی دارد. این ویژگی نهتنها در سبک و معنای معماری ایرانی ریشه دارد، بلکه در فرهنگ اسلامی و قرآن نیز به آن اشاره شده است. این بنا با وجود تأثیرپذیری از معماری ایران و اصفهان و بهرهمندی از گنبد، در طراحی گنبد آرامگاه از الگوی رایج و شکل کلاسیک گنبدهای این منطقه فاصله گرفته است.
مسأله دیگری که در طراحی این بنا در ذهن داشتم این بود که با در نظر گرفتن سبک هنر مینیاتور و آثار استاد فرشچیان، از بهکاربردن خطوط مستقیم در طراحی اجتناب کردم. در زمینه طراحی قوسها و منحنیها، از قوسهای به کار رفته در معماری دوره ساسانی در طاق کسری و آذرگشسب (تخت سلیمان) و همچنین از قوسهای تیزهدار معماری دوره اسلامی بهره گرفته شده است.
به نظرتان بناهایی از این دست چقدر میتوانند در تحکیم و پررنگ کردن هویت ملی ما نقش داشته باشند؟
به باور من اصولا آرامگاه مفاخر و نخبگان تاریخی ما دارای دو ویژگی است. یک وجه آن خود شخصیتهای علمی، فرهنگی و هنری هستند که در آنجا به خاک سپرده شدهاند. خود آنها بخشی از هویت ملی و فرهنگی ما هستند، مانند فردوسی، خیام، سعدی، حافظ، ابنسینا و ... که میتواند نظر گردشگران داخلی و خارجی را به خود جلب کند و از طریق ساخت این آرامگاه، معرفی بهتر و بیشتری از آن شخصیت و اهمیت جایگاه او انجام خواهد شد. بخش دیگر، فارغ از آنکه چه کسی در این آرامگاهها به خاک سپرده شده این است بناهای مذکور نمونهای از معماری، هنرهای سنتی و فناوریها و حتی فهم و سلیقه جاری جامعه ما در آن لحظه تاریخ به شمار میروند.
سؤالی که در برخورد اولیه با طرح این بنا به ذهن میرسد این است که چرا از آجر در آن استفاده نشده است؟
این سؤال شما را دوست دیگری هم از من پرسید که با توجه به اینکه اصفهان شهر کاشی و آجر است چرا از آجر در این بنا استفاده نشده است؟ دلیلش این است که من میخواستم خطوط این بنا در تناظر و پیوند با هنر نگاری و آثار استاد فرشچیان، از سیالیت و پویایی برخوردار باشد، درحالیکه آجر بهدلیل مؤلفه صلبیت و برهای صاف و گوشههای تیز، ظرفیت کاربرد اجرایی دراین زمینه را ندارد. البته باید متذکر شد که در معماری اصفهان کاربرد انواع سنگ هم بسیار بوده است و به ویژه در دوران حاضر استفاده از آجر در بناها به میزان مثلا دوران صفوی نیست. مسلما استفاده صرف از متریال و روشهای سنتی قرنهای گذشته در این زمان کار خردمندانه و درستی به نظر نمیآید و ما را به پیشرفت و جایگاه جدیدی نخواهد رساند. اگر میراث کاشیکاری معماری دوران صفوی برای ما به یادگار مانده است، نباید فقط به روشها و طرحهای 500سال پیش درا ین زمینه بسنده کنیم، بلکه بهویژه باید از پیشرفتهای تکنولوژیک زمان خودمان هم بهره بگیریم، و این همان نوآوری است که پیشینیان ما هم در هر زمانی انجام دادهاند.
ابعاد این آرامگاه بر چه اساسی طراحی شده است؟
آرامگاه استاد فرشچیان در محوطه آرامگاه صائب تبریزی در خیابان صائب اصفهان و در مجاورت مادی نیاصرم است. این محل باغی متعلق به صائب بوده و به باغ تکیه معروف است. با توجه به قدمت بنای آرامگاه صائب و اینکه این بنا در فهرست بناهای ثبت ملی است و آرامگاه استاد فرشچیان در محوطه یا اصطلاحا در حریم آن واقع شده، ضوابطی از نظر ابعاد طراحی بهویژه ارتفاع طراحی را محدود کرده است. موضوع دیگر، محدودیت معبر جانبی و پیادهرو و همچنین درختان موجود در جوار آرامگاه است که در طراحی ابعاد آرامگاه همه آنها باید اعمال میشد.
با این اوصاف فکر میکنید در این سالها چقدر توانستهایم از معماری اصیل ایرانی بهدرستی محافظت کنیم؟
به نظرم در بعضی میراث فرهنگی مانند موسیقی اصیل ایرانی، به نسبت تا حد خوبی توانستهایم از این گنجینه و هنر ارزشمند پاسداری کنیم، ولی درباره معماری سنتیمان این اتفاق نیفتاده است. دلایلش هم متعدد است، از توسعه شهرنشینی، گرانشدن زمین و مصالح گرفته تا گسترش فرهنگ آپارتماننشینی که موجب از بین رفتن سبک خانههای حیاط مرکزی ایرانی، محلهها و میدانهای محلی و حتی باغبنای مرکزی ایرانی شده است.
حالا که طراحی این بنا انجام شده است، چه وقت ساخت و نصب آن عملی خواهد شد؟
من کار خود را در طراحی کلی به پایان بردهام و طراحی جزئیات تزئینات هم در جریان و نزدیک به پایان است. حالا همه چیز به بودجه بستگی دارد که از اختیار و حیطه من خارج است. ظاهرا توافقی از سوی خانواده استاد با شهرداری و استانداری اصفهان صورت گرفته است. اگر این توافق نهایی و بودجه آن تامین شود، مراحل ساخت آن طولانی نخواهد بود و شاید بین سه تا پنج ماه به پایان برسد. امیدوارم اگر مشکلی در این روند به وجود نیاید، تا پایان سال جاری بنا ساخته شود.