printlogo


آیت‌الله سیدمحمد غروی: وحدت یعنی حفظ اخوت اسلامی و اجازه ندادن به دشمن برای ایجاد رخنه میان امت 
وحــــدت، فراتر از مصلحـت 
یک ابتکار تحسین‌برانگیز، یک آیین و رسم نیکو که امام راحل(ره) برای ما به یادگار گذاشتند، دوازدهم تا هفدهم ربیع‌الاول که سالگرد ولادت باسعادت نبی مکرم اسلام است به‌عنوان هفته وحدت نامگذاری شد تا فرصتی سرشار از همدلی و همزبانی فراهم شود و مسلمانان در زیر پرچم قرآن و پیامبر و اهل بیت مکرم‌شان در کنار هم برابری و برادری داشته باشند.
علی مظاهری - جام‌جم آنلاین

در همین زمینه با آیت‌الله غروی، عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم گفت وگو کرده ایم. این مباحث باید استمرار پیدا کند. البته این مسأله نباید صرفا به یک مناسبت محدود شود. ممکن است به‌صورت نمادین از «هفته وحدت» سخن بگوییم و در این هفته جلسات و کنفرانس‌هایی برگزار شود اما نباید به همین برنامه‌ها بسنده کرد. به فرموده این استاد فرزانه و فروتن و فرهیخته، دشمنان دنبال ایجاد تفرقه هستند و تلاش می‌کنند در میان اهل سنت رخنه کنند و جریان‌هایی نفوذی شکل دهند. در میان شیعه نیز ممکن است چنین اتفاقی رخ دهد که نتیجه آن ایجاد اختلاف میان امت اسلامی است. در این میان، همه باید دست به دست هم بدهیم و به‌ویژه علما نقش بسیار مهم، اساسی و کلیدی دارند. ضروری است این هماهنگی، برادری و در کنار هم بودن با گفت‌وگوی عالمانه در طول سال استمرار داشته باشد تا زمینه برای شناخت متقابل فراهم شود و ان‌شاءالله مشکلات و اختلافات نیز در مسیر گفت‌وگو و تعامل کاهش پیدا کند.  

 این وحدت که مطرح می‌شود به چه معناست؟ آیا به این معناست که شیعه یا اهل سنت لازم است بخشی از اعتقادات خود را کنار بگذارند یا هدف از آن وحدتی عقیدتی است یا نوعی وحدت سیاسی؟ 
دوازدهم ربیع‌الاول مورد اعتقاد اهل سنت به‌عنوان میلاد پیامبر اکرم(ص) است و مرحوم کلینی نیز عملا همین نظر را آورده و نقل کرده؛ هرچند مشهور میان شیعه، هفدهم ربیع‌الاول است. امام راحل این فاصله را «هفته وحدت» نامگذاری کردند. 
حقیقت آن است که وحدت در اینجا به این معنا نیست که مذاهب اسلامی یکی شوند تا وحدت پیدا کنند. البته اگر این امر ممکن بود و همه به‌نحوی توجیه می‌شدند و حقیقت برای‌شان روشن می‌شد که مسیر کدام است، بهترین وضعیت بود اما عملا چنین چیزی امکان‌پذیر نیست.
منظور از وحدت این نیست که شیعه از عقاید خود دست بردارد. ما عقاید خود را عقاید حقه می‌دانیم و معتقدیم مسیری است که پیامبر(ص) با فرمان الهی آن را ترسیم و مشخص کرده‌اند و قرآن و سنت نیز این حقیقت را بیان می‌کنند. عواملی دست به دست هم دادند که این مسیر برای عده‌ای تغییر کرد. البته نه مسیر اصلی اسلام بلکه راه‌های دیگری به‌عنوان مذاهب اسلامی مطرح شد. ریشه‌های این مسأله فعلا مورد بحث ما نیست و جای بحث آن نیز در اینجا نیست. 
سخن این است که وحدت به‌معنای آن نیست که شیعه، سنی شود یا سنی، شیعه شود. معنای وحدت این است که همه ما مسلمان هستیم، اخوت اسلامی داریم و در اصول دین، اعتقاد به پیامبر اکرم(ص)، خاتمیت، قرآن مجید، سنت پیامبر، محبت اهل ‌بیت  و اصول دیگر با یکدیگر مشترکیم. در شریعت نیز در اصول با یکدیگر اشتراک داریم؛ هرچند در برخی مسائل فرعی اختلافاتی وجود دارد. 
منظور آن است که این اخوت اسلامی را داشته باشیم و حفظ کنیم و اجازه ندهیم در آن رخنه‌ای ایجاد شود به‌گونه‌ای که دشمنان بتوانند میان ما فاصله ایجاد کنند.دشمن دنبال این‌ است که مسلمانان را پاره ‌پاره و سرزمین‌های اسلامی را تکه ‌تکه کند و آنان را از یکدیگر جدا سازد. در نتیجه باید در برابر اهداف مشترک دشمنان بایستیم چراکه در اصل اسلام با یکدیگر شریک هستیم. 
 لطفا «اسلام بماهو اسلام» و چیستی آن را تبیین کنید؟  
تعبیری از امام صادق(ع) نقل شده که از رسول اکرم(ص) فرمودند: «المؤمنونَ إخْوَهٌ تَتَكافى دِماؤهُم وَهُمْ يَدٌ على مَن سِواهُم يَسْعى بذِمّتِهم أدناهُم». یعنی مومنان برادرند، خون‌های‌شان همسنگ و محترم است و در برابر دیگران یکدست و یک قدرت هستند و حتی تعهد و امان کوچک‌ترین آنان نیز برای دیگران 
پذیرفته است. 
این همان چیزی است که رسول اکرم(ص) می‌فرمایند. خدا در قرآن می‌فرماید: «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَهٌ فَأَصْلِحُوا بَینَ أَخَوَیکُمْ وَاتَّقُوا الله لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ». یعنی مومنان برادرند و اگر میان آنان اختلافی وجود دارد، باید میان آنها را اصلاح کرد و تقوای الهی پیشه ساخت.» این نیز عین تقواست و باید مورد توجه قرار گیرد. 
تقریبا نظر مشترک میان فقهای ما این است که مسلمان کسی است که به خداوند و رسالت پیامبر(ص) اعتقاد داشته باشد. با برخی عقاید دیگر نیز همراه است اما دو پایه اصلی اسلام، اعتقاد به خدا و رسول خداست. ما به‌خصوص بر توحید تاکید داریم و معتقدیم شیعه ملتزم به بالاترین مرتبه توحید است. به هر حال همین اشتراک، اخوت و برادری و در پی آن حقوقی ایجاد می‌کند. اگر خدای ‌نکرده جنایتی علیه یک مسلمان واقع شود، چه اهلسنت و جماعت باشد و چه شیعه، تفاوتی نمی‌کند. اگر به او اهانتی شود، باید جبران شود و کسی نمی‌تواند حق برادر مسلمان خود را ضایع کند. 
 با وجود این اشتراکات آیا نمی‌توان اختلافات اعتقادی و کلامی را نیز کاهش داد و درباره آنها گفت‌وگو کرد؟ 
چنین امکانی وجود دارد. مسأله این نیست که اختلافات ما قابل کاهش نیست یا نمی‌توان درباره مسائل کلامی گفت‌وگو کرد. نکته مهم آن است که این گفت‌وگو باید در چه فضایی انجام شود. به‌خصوص به برادران شیعه تذکر می‌دهم اگر معتقدیم مذهب حقه شیعه را داریم_ که واقعا چنین اعتقادی داریم_ باید توجه داشته باشیم که طرف مقابل نیز اعتقادی دارد. اعتقاد ما این است که اهل ‌بیت در طول بیش از دو قرن، حقایق اسلام را تبیین و روشن کرده‌اند و بهترین مفسران و مبینان قرآن و اسلام بوده‌اند. ائمه معصومین در میان علمای اهل سنت نیز مورد احترام بوده‌اند و حتی برخی از بزرگان آنان از محضر ائمه استفاده کرده‌اند. چنان‌که درباره ابوحنیفه نقل شده اگر آن دو سال شاگردی امام صادق(ع) نبود، هلاک می‌شد. بنابراین مسأله آن است که اختلافات چه زمانی می‌تواند به گفت‌وگو و تفاهم تبدیل شود؟ آیا در فضایی آلوده به اهانت، جسارت، لعن و امثال آن می‌توان بحث کلامی کرد و حقایق اهل‌ بیت را منتقل ساخت؟ این نکته بسیار مهمی است. 
اگر بخواهیم حقایق الهی را به برادران خود منتقل کنیم، اگر بخواهیم مکتب اهل ‌بیت را برای دیگران تبیین و توصیف کنیم، این کار در فضای بدگویی، اهانت، جسارت و بدبینی ممکن نیست. در فضای دوستی، تعامل و ارتباط است که می‌توان زمینه انتقال حقیقت را فراهم کرد. 
باید توجه داشته باشیم که جمعیت شیعه، در برابر جمعیت گسترده اهل سنت، جمعیت معدودی است. بنابراین اگر وظیفه داریم حقایق الهی را به برادرانی منتقل کنیم که در اصول و بسیاری از مبانی با ما اشتراک دارند، باید دید این انتقال در چه فضایی امکان‌پذیر است. اگر فضا، فضای دوستی، مراوده و رفت‌وآمد باشد تعامل شکل می‌گیرد.  
 نمونه عملی این نوع تعامل را در تاریخ معاصر و تجربه علمای شیعه چگونه می‌توان دید؟ 
مرحوم آیت‌الله العظمی بروجردی نمونه روشنی در این زمینه است. آن زمان هنوز بحث انقلاب و این مسائل مطرح نبود اما ایشان مسأله تقریب را آغاز کردند و نتیجه این شد که برخی از کتاب‌های بزرگان شیعه توسط الازهر چاپ گردید؛ از جمله آثار علامه. وقتی این آثار منتشر شد، آنان با حقایق و دیدگاه‌های شیعه و معارف اهل ‌بیت آشنا شدند؛ به‌ویژه با توجه به آن‌که نسل‌های مختلف گذشته و عوامل گوناگون مانع انتقال این کتاب‌ها و معارف شده بود. 
هدف ایشان برقراری رابطه، ارتباط متقابل و تعامل و نیز طرح حقایق بود؛ به‌گونه‌ای که حتی اختلافات کلامی نیز در چنین فضایی می‌توانست کاهش یابد.
ما جمعیت بزرگی از مسلمانان جهان هستیم. چه وجهی دارد که اختلافات عمیق میان ما زمینه کشمکش، جنگ و خونریزی شود و دیگران از آن سود ببرند؟ همان‌گونه که در گذشته نیز چنین بوده و امروز هم برخی جریان‌های تندرو و تکفیری در میان اهل سنت چنین وضعیتی دارند. ما نوع عمل این جریان‌ها را محکوم می‌کنیم و آن را انحراف می‌دانیم. کسانی که عاقل‌تر هستند باید در مسیر تعامل قرار بگیرند. این‌گونه نیست که تصور کنیم بسیاری از مسائلی که به آنها باور داریم، دیگر هیچ جای بحث و تردیدی ندارند. دست‌کم می‌توان نشست و درباره آنها بحث کرد؛ اما این کار، بستری مناسب و آرام می‌خواهد، نه فضای تندی، تیزی، اهانت و توهین.
 آیا این شیوه تعامل و حفظ اخوت اسلامی در سیره اهل‌بیت(ع) نیز سابقه دارد؟
همین روال را از امیرالمؤمنین(ع) تا امام عسکری(ع) و حضرت بقیه‌الله(عج) می‌توان مشاهده کرد.
امیرالمؤمنین(ع) با این‌که از نظر ما حق مسلم ایشان در خلافت بلافصل پیامبر(ص) نادیده گرفته شد و انحرافی در سقیفه پدید آمد، اما درعین‌حال، شیوه تعامل با جامعه اسلامی را حفظ کردند. ایشان با وجود اعتقاد به حق خود، در نماز اهل سنت شرکت می‌کردند، در جلسات آنان حضور می‌یافتند و در مشورت‌هایی که با ایشان انجام می‌شد، شرکت می‌کردند. بنابراین، ما باید هم حقیقت اعتقادی خود را بشناسیم و بر آن پایبند باشیم و هم اخوت اسلامی، حرمت مسلمانان و ضرورت تعامل را حفظ کنیم. بحث و تبیین حقیقت، هنگامی می‌تواند ثمربخش باشد که در فضای مناسب، آرام و همراه با احترام انجام شود؛ نه در فضای اهانت، بدبینی و تقابل.
 پس نظر شما این است که وحدت‌گرایی صرفا یک موضوع سیاسی نیست که بگوییم تاریخ مصرف دارد؛ بلکه عقلِ مؤید به وحی و همچنین سیاست اسلامی ایجاب می‌کند که دست یاری و همکاری به سوی یکدیگر دراز کنیم. آیا مسأله فراتر از یک مصلحت سیاسی و مقطعی است؟
همان‌طور که عرض کردم، بسیاری از شاگردان ائمه(ع) از اهل سنت بودند و روایات فراوانی که از طریق آنان به دست ما رسیده، از اعتبار بالایی برخوردار است. البته برخی از ناقلان حدیث از اهل سنت، در ارزیابی‌های رجالی، جایگاه‌های متفاوتی دارند؛ برخی موثق و برخی حسن هستند‌ و درباره عده‌ای نیز بحث‌هایی وجود دارد. بااین‌حال، نکته مهم این است که ببینیم برخورد ائمه معصومین(ع) با این افراد چگونه بوده است.