طوق لعنت بر گردن وحدتشکنان
آیا مفاهیمی چون وحدت، صلح شرافتمندانه و پیروزی میتواند نام مستعار تفرقه، صلح ناشرافتمندانه و تسلیم به بردگی و ذلت و شکست باشد؟ آیا همه از یک وحدت و به گرد یک محور و هدف سخن میگویند؟ آیا وقتی کومله، احزاب اصلاحطلب غربگرا، روزنامه اعتماد، نشریه سازندگی و ... وقتی از وحدت و صلح صحبت میکنند، یک معنای واحد از وحدت و مشترک با امام خمینی(ره)، امام شهید(قدساللهنفسالزکیه) و سیدحسن نصرالله، حاجقاسم و ... و همه مدافعان واقعی شرافت و بزرگی ایران و اسلام در عمل و خونشان از متفکرترین نوابغ مقاومت تا شریفترین زنان و مردان ساده و صادق ملت از کارگر و کشاورز، کاسب دستفروش و پاکبان، تا معلم و دانشآموز و دانشجو و کارمند بسیجی در نظر دارند؟
احمد میراحسان - نویسنده و پژوهشگر
امام شهید همین مذاکره و صلح اینان را ناشرافتمندانه خواند که سردمدارانشان و رئیس اصلاحطلبان همان را شرافتمندانه خواندند! پس فریب نخوریم معنای اتحاد و پیروزی و صلح برای رهبران و سپاه و مردم جانفدای ایران همیشه با سردمداران و قدرتمندان و مسئولان غربگرا و سازشکار یکی نبوده است. پرسش این مقاله، همینهاست: وحدت اصیل توحیدی و ضرورت بیداری و آگاهی ملت و عمل و کنش عقلایی و انقلابی و فعال و نفی انفعال و باخت ارزان دستامدهای الهی و یاری به ولی خدا و ممانعت از خدعه و اغوا و تدلیس و پیروزی منافقان و مشرکان و کفار، چه فرقی با وحدت بر گرد توهمات پیروزی و احقاق حق با مذاکره و صلح تسلیمطلبان دارد. با کدام نشانهها به این تفاوت علم و شناخت پیدا کنیم و گول نخوریم. چرا سنجه ما رأی ولی فقیه است و نه مسئولانی که هریک سازی میزنند و مجتهد و سرپرست قانونی و فقیه ملت نیستند؟ ملت حقوقی دارد و فریب مردم با زیر پاگذاشتن حقوق و بیخبر نگاهداشتنشان از حقایق و عدم امضای فقیهی که مقام ولایت دارد نامشروع و گویای کودتای خزنده و استبداد و خودرأیی است و از راه از کار انداختن ارتباط ملت با اولیای الهیشان تحقق مییابد. باید جلوی این نقشه استکبار و اذناب شیاطین ایستاد ـ و دولت و سران قوا در جنگ و صلح مکلف به فرمانبرداری از رهبر جامعه هستند و تنفیذشان تا جایی اعتبار دارد که پایبند اصول سیاست ابلاغی رهبر و وفا به وظایفشان باشند. آنان چون رجایی وقتی وفادار به ولی فقیهاند بر سر مردم جا دارند و وقتی سرکشی میکنند مردم مؤمن و پاسدار حق، حتی حاضر نیستند یک مویشان را صرف تبعیت از آنان کنند. قبل از هر سخن بگویم، همه ولو شیطان هم باشد، در صحنه خدا و حضور پروردگار شاهد، بازی میکنند و اراده خدا حاکم و دست ربالعالمین گشوده است و هزارنقشه را به آنی دگرگون میسازد. و البته، در این نقشآفرینیها، انسان مختار و جریانها و احزاب، سرشت خود را به نمایش مینهند و آزمایش میشوند. ما دقیقا درباره عمل این انسان و تکالیف یا وهمیات و خیالات او و گروه همبالان و خواست مستکبران و مستضعفان، موحدان و مشرکان، زراندوزان و به فقر راندهشدگان، ستمگران و ستمدیدگان صحبت میکنیم نه قدرت الله و تقدیر الهی حق و باطل که پیروزی همواره با حق است و قدرت خدا لایزال است!
امام خمینی و امام خامنهای دو ولی فقیه عظیمالشأن انقلاب اسلامی (رضوان الهی از آن آنان باد) و رهبر معظم کنونی تاکید دارند که وحدت و انسجام ملی، امر ضروری و حیاتی برای پیروزی بر خصم خونی و وجودی و برای بقای ایران و جمهوری اسلامی قطعی است.و همه مسلمانان جهان اسلام ومقدم بر همه، مردم ایران را مؤکدا به اتحاد و گریز از تفرقه فراخوانده اند. این رهنمود از قرآن مجید و ائمه اطهار علیهم السلام و عقل و قلب سلیم آمده و مسلمانان را به ید واحده و وحدت دعوت کرده و سالها آرم اخبار جمهوری اسلامی زمان دو امام نوای دعای «وحده وحده وحده انجز وعده» بوده که از تعقیبات مشترک هر روزه است.
این ندای وحدت درست همان زمانی سر داده میشد که نهال نوپای جمهوری اسلامی مورد شدید ترین ضربات کفار ومنافقان و طوفان دشمنان و طوفان حوادث داخلی و خارجی حتی در درون حکومت و در حال جنگ و هجوم همهسویه قرار داشت و ماجرای مرحوم بازرگان و تجزیهطلبی و مرحوم شریعتمداری و روحانیت حوزوی مخالف امام راحل چون شیخ علی تهرانیها و بنیصدر ومنافقین
و ... لیبرالیسم جبهه ملی و روشنفکری خیانتبار، همه و همه علیه این وحدتخواهی گرد ولایت فقیه، عمل میکردند که وحدتی و دعوتی بود برای انجام تکلیف الهی و بندگی حق و دفاع از کرامت و عزت انسانی و استقلال ایرانی و عدالت اسلامی و زندگی تحت فرمان خدا در وسع واقعی و توان موجود از سوی امامخمینی(ره). در عین حال آن زمان مراجع عظام و بزرگوار حوزه که حتی مشی فقهی متفاوتی داشتند و موافق تشکیل حکومت اسلامی نبودند کلامی از اختلافات و مسائل تخصصی فقهی و علمی اختلافی دلسرد کنند را درمحافل عمومی و غیر تخصصی وشاید حتی محافل خصوصی علمی دهه 60 بیان نمیکردند و بر عکس، بزرگانی همچون سید باقرصدر درسهای خود را اختصاص به حل مشکلات فقهی جمهوری اسلامی داده و بزرگانی چون آیتالله العظمی اراکی به تقویت امام کمر همت بسته و انسان عظیمالشأنی چون حضرت بهجت آشکار و پنهان دستان قدرتمند توانای دعایشان را وقف پیروزی جمهوری اسلامی و خواست طول عمر ولی فقیه میکردند و آقایان و بزرگان حوزه، حضرات گلپایگانی و مرعشی و ... پرده بر سردر خانه زده و از امام (ره) و جمهوری اسلامی دفاع مینمودند. اما برعکس، همه منافقان رنگارنگ با اسم وحدت علیه وحدت واقعی بر گرد ولی فقیه و علیه پیروی از او، میجنگیدند. با همه اینها خدا حق را برپا داشت و اذناب دوستی با آمریکا وحشی و درنده و مهاجم و همه متحدانش و اروپا و شرق کمونیست و کشورهای نفتی ناجوانمرد و نوکران شیطان بزرگ شکست خوردند و بسیاری رسواو بیاعتبار و ننگین شدند. البته ۴۷ سال جنگ تمام نشدنی شیاطین ادامه یافت و این جنگ حق و باطل ادامه خواهد یافت و همه نا اهلان و ناخالصان با هر نقاب غربال خواهندشد چه من، چه شما. این سنت الهی است و همه اهل دل و صدق وعامل به تکلیف، به قرب الهی راه خواهند برد. چنان که شهید لاریجانی مدافع برجام با بازگشت از خط برجام به رویارویی با آمریکا بپاخاست ودر شهادت امام ما، شهید جانفدای راه حق و ولایت فقیه و وحدت شد. و عاقبت بخیر گردید. امروز از مردم مبعوث در خیابان، جانفدایان اسلام و ایران و انقلاب اسلامی و یاران ولایت فقیه، متعهد به عهد و بیعت با امام سیدمجتبی خامنهای تا اصلاحطلبان از پیش مخالف ولایت فقیه و از رهبریشان، تا انواع کارگزاران کنونی، و دولت آقای پزشکیان و رئیس مجلس و دیگر جریانهای موافق یا علنا مخالف ولایت فقیه، یعنی از عاشقان ولایت فقیه و امام شهید و مخالفان مذاکره برای تسلیم ذلتبار برابر این دشمن بیشرم و وحشی و فاسد که جز تجزیه و غارت کشور هیچ چیز دیگر را نمیپذیرد، در واقع همه کسانی که بازی مذاکره برای تسلیم را نفی میکنند و همه ایرانیان شریف پیرو ولی فقیه که خواهان مقاومتند، و صلح با این بردگی را ناشرافتمندانه میدانند تا کسانی که خلاف هدایت و فرمان امام خمینی و امام شهید و اصول امام حاضر، از صلح شرافتمندانه حرف میزنند، اما قانون اساسی را زیر پا میگذارند و امرجنگ و صلح را که امر رهبری است میکوشند به خود اختصاص دهند، همه از کلمه وحدت سود میجویند.