printlogo


دالان بریکس؛ به سوی جهان چند قطبی و فرصت‌های ما
در سال‌های گذشته آمریکا و اتحادیه اروپا، تلاش کردند نظام بین‌الملل را در چارچوب یک نظم تک‌قطبی سامان دهند و برای تحقق این هدف، از ابزارهای مختلف سیاسی، اقتصادی و حتی ظرفیت رژیم‌صهیونیستی استفاده کردند.
دکتر الهام امین زاده - استاد دانشگاه

با این حال، همزمان شاهد شکل‌گیری و گسترش مجموعه‌ای از همکاری‌ها و گردهمایی‌های بین‌المللی در نقاط مختلف جهان هستیم که نشان‌دهنده حرکت به سمت نظامی چندقطبی است. تشکل‌هایی مانند بریکس و سازمان همکاری شانگهای و همچنین مجموعه‌هایی از کشورهای در حال توسعه و نهضت عدم تعهد، هر یک به نوعی در شکل‌گیری این نظم جدید نقش دارند. در چنین شرایطی، جمهوری اسلامی ایران باید بیش از گذشته در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری و برای توسعه تعاملات خود با اعضای سازمان همکاری شانگهای، سازمان همکاری اقتصادی (اکو)، کشورهای اوراسیا و همسایگان خود برنامه‌ریزی کند. روسیه نیز به‌عنوان یکی از بازیگران مهم در سازمان همکاری شانگهای و بریکس، ظرفیت قابل توجهی برای توسعه این تعاملات دارد. در واقع، ایجاد یک نظام چندبعدی در روابط اقتصادی ایران می‌تواند در شرایطی که اقتصاد و تجارت به یکی از ابزارهای اصلی جنگ و فشار سیاسی تبدیل شده است، اهمیت بسیار زیادی داشته باشد. نظام چندقطبی این امکان را فراهم می‌کند که کشورها صرفا تابع اراده یک قدرت مسلط نباشند و بتوانند در چارچوب منافع ملی خود روابط اقتصادی و تجاری‌شان را تنظیم کنند. امروز شاهدیم بسیاری از کشورها حاضر نیستند به‌طور کامل از سیاست‌های تحریمی آمریکا تبعیت کنند. حتی در شرایطی که آمریکا تلاش می‌کند با اعمال تحریم، انتقال کالا و خدمات به ایران را محدود کند، ظرفیت‌هایی در کشورهای مختلف وجود دارد که می‌توان از آنها برای کاهش آثار این فشارها استفاده کرد. بنابراین، ایران می‌تواند با بهره‌گیری هوشمندانه از ظرفیت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای خود، دوران فشار اقتصادی را با هزینه کمتری پشت‌سر بگذارد. اخیرا نیز شاهد بوده‌ایم که برخی کشورهای همسایه ایران در شرق، غرب و شمال، آمادگی خود را برای همکاری و تأمین بخشی از نیازهای ایران در شرایط فشار اعلام کرده‌اند. البته این رویکرد نباید صرفا یک سیاست مقطعی و واکنشی باشد‌؛ یعنی این‌گونه نباشد که ایران فقط زمانی که تحت فشار قرار می‌گیرد به سازمان‌های منطقه‌ای یا همسایگان خود توجه کند. تعامل با همسایگان و حضور فعال در ترتیبات منطقه‌ای باید به یک سیاست دائمی و پایدار در جمهوری اسلامی ایران تبدیل شود. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی نیز در سال‌های گذشته عملکرد خود را نشان داده‌اند. رفتارهای اروپا در برابر آمریکا نشان می‌دهد از هیچ نظری - سیاسی و اقتصادی، حقوق بشر و احترام به حق ملت‌ها در تعیین سرنوشت خود- استقلالی از خود ندارند و تابع واشنگتن و تل‌آویو عمل می‌کنند و این تجربه عملی به ما نشان می‌دهد نمی‌توان در هیچ حوزه‌‌ای به استقلال و بازیگری عقلانی آنها اتکا کرد. در شرایط موجود نظام بین‌الملل، هر جریانی که در رأس مسئولیت راهبری اقتصاد ایران قرار می‌گیرد، باید نهایت دور اندیشی راهبردی را اتخاذ کند و از مصلحت‌اندیشی‌های مقطعی گذر کند. این نگاه راهبردی باید بر این باور استوار باشد که جهان در حال حرکت به سمت نظامی چندقطبی است و طبیعتا هژمونی چند سده‌ای غرب توسط رقبای قدرتمند به‌جد به چالش کشیده شده است و ایران باید ظرفیت‌های موجود در این نظام‌، به‌ویژه ظرفیت‌های اقتصادی مبتنی بر همکاری‌های منطقه‌ای و همسایگی را به شدت جدی بگیرد و آنها را در برنامه‌های بلندمدت خود به‌طور واقعی لحاظ کند.