printlogo


الگوی نوین روایتگری در رسانه‌ملی
اختصاص سهم آنتن به استان‌ها و شکل‌گیری رویداد ملی «ایران‌جان» که از دوران پیش از جنگ 12روزه و در چارچوب سیاست‌های توجه به استان‌ها آغاز شد، فراتر از یک اقدام اجرایی، یک تغییر سیاست و استراتژی بنیادین در روایتگری است.
دکتر اردشیر زابلی‌‌زاده - عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما

ایران‌جان، باتوجه به شرایط امروز کشور در دل، ذهن و فکر مردم مفهوم عمیقی یافته و جان همگان را به عشق به این سرزمین گره زده است. این طرح با عبور از مرکز، تهران و استودیوهای دکورمحور، روایت را از پشت میزها به پیرامون و دل استان‌ها برده و بر متن زندگی مردم تمرکز کرده است. در این میان، تمایزی اساسی میان متن و فرامتن وجود دارد؛ آنچه در استودیو با دکور، دیزاین، نور و مجریان آراسته اتفاق می‌افتد، صرفا متن است و باید دانست که در رسانه، این متن ماندگاری چندانی ندارد. ماندگاری حقیقی متعلق به فرامتن است. یعنی حضور رسانه در متن زندگی مردم و جغرافیای واقعی کشور.
در این رویکرد، رسانه به جای تمرکز بر آمار یا بیان پتانسیل‌های تولید یا تعداد کارخانه‌ها، محور انسان را پیش می‌گیرد. ایران‌جان درواقع تلویزیون جغرافیامحور است که از دل مرکز بلند شده تا جغرافیای ایران را به تصویر بکشد. هدف طراحان این کار، صرفا پرداختن به اماکن تاریخی یا جاذبه‌های گردشگری نبوده بلکه تولید آن فرامتنی است که هرگاه نام نقطه‌ای از ایران برده می‌شود، خاطرات و هویت آن زنده شود. پرسش اصلی اینجاست که انسان آن منطقه چه دلبستگی‌ای به ایران دارد، چه مسائلی دارد و چه موفقیت‌ها و امیدهایی در دلش هست؟ به عنوان مثال وقتی به دوران جنگ‌های 12روزه یا جنگ رمضان نگاه می‌کنیم، می‌بینیم به عنوان مثال انسان سیستان و بلوچستانی چه روایتی از خود در این صحنه بزرگ بر جای گذاشت. یا وقتی عوامل رسانه سراغ دانش‌آموزان مدرسه میناب می‌روند، به دنبال نمایش ظرفیت‌های صنعتی نیستند بلکه می‌خواهند آن انسان‌ها را معرفی کنند؛ دانش‌آموزانی که درپی علم‌آموزی بودند اما توسط مدعیان جهانی حقوق‌ بشر و با قوی‌ترین تجهیزات مخرب، آن شهادت مظلومانه را رقم زدند.
در این تغییر سیاست روایتگری، انسان‌ها محور اصلی هستند و این یعنی تمرکز بر سواد رسانه‌ای در برابر عملیات روانی دشمن. البته باید مراقب بود که این طرح از تبلیغات فاصله بگیرد چراکه بزرگ‌ترین آسیب ایران‌جان این است که روایت‌های اصیل ملی را در ویترین تبلیغاتی جای دهد. ایران‌جان باید بازسازی سرمایه اجتماعی کند، درست مانند دوران دفاع‌مقدس که با گذشت سالیان سال، هنوز وقتی پیکر پاک شهیدی برمی‌گردد، مردم آن جنب و جوش و ارادت را دارند. این همان تولید فرامتن است که هنوز کارآمد است. بنابراین برنامه ایران‌جان باید به گونه‌ای حرکت کند که این فرامتن در ذهن و فکر مردم باقی بماند. این رویداد ملی، فرصتی بسیار مهم است که از شرق تا غرب و جنوب تا شمال را به صورت موزائیکی کنار هم می‌گذارد تا روایت انسان‌های وابسته به ایران در یک چارچوب مشخص، تولید انسجام کند. این روایت موزائیکی می‌تواند بسیار زیبا باشد. یک ایران رنگی که در عین تنوع فرهنگ‌ها و اقلیم ها، یک انسجام درونی و پیوستگی در خون همه مردمش دارد و این پادزهری در برابر هجمه‌های خبری و اخبار جعلی است.