رسانهای که در میدان ماند
برای ارزیابی عملکرد رسانه ملی در دورهای که با شعار و رویکرد «تحول» آغاز شد، پیش از هر چیز باید میدان فعالیت آن را بررسی کرد. صداوسیما در این سالها در فضایی فعالیت کرده که در آن، انبوهی از رسانههای خارجی و معاند با امکانات و بودجههای قابلتوجه، روایتهای خود را بهصورت مستمر دنبال میکنند.
علیاکبر علیزاده - عضو کمیسیون فرهنگی مجلس
در چنین شرایطی، رسانه ملی فقط وظیفه رساندن صدای ایران را برعهده ندارد؛ بلکه در بسیاری از مقاطع، خود را در جایگاه رسانهای برای بازتاب صدای جبهه مقاومت و مستضعفان نیز تعریف کرده است. بنابراین عملکرد رسانه ملی را نمیتوان جدا از این میدان رسانهای ارزیابی کرد. اگر قرار است درباره میزان موفقیت دوره تحول سخن بگوییم، باید ببینیم صداوسیما در موقعیتهایی که روایت کشور با فشار و رقابت سنگین رسانهای مواجه بوده، چه کرده است. یکی از روشنترین پاسخها را میتوان در جنگ تحمیلی سوم و حمله آمریکا به ایران دید؛ مقطعی که صداوسیما خود به یکی از اهداف اصلی حملات تبدیل شد. حملههای متعدد به بخشهای مختلف سازمان و بهویژه ساختمان شیشهای، نشان میداد که رسانه ملی در محاسبات طرف مقابل، هدفی مهم بهشمار میرود. با اینحال، برخلاف انتظار مهاجمان، جریان رسانهای کشور متوقف نشد. آنچه در آن روزها اتفاق افتاد، فقط یک مقاومت فنی نبود. نیروهای اجرایی، فنی و پشتیبانی صداوسیما در شرایطی که سازمان هدف حمله قرار گرفته بود، تلاش کردند چراغ رسانه را روشن نگه دارند. دکلها و تجهیزات آسیب میدیدند و بلافاصله برای راهاندازی دوباره و ادامه فعالیت آنها اقدام میشد. نتیجه این تلاش آن بود که رسانه ملی حتی در آن شرایط دشوار نیز از مدار اطلاعرسانی خارج نشد. این اتفاق را باید یکی از مهمترین نشانههای کارآمدی سرمایه انسانی رسانه ملی دانست؛ سرمایهای که در روزهای بحران، کار خود را صرفا یک وظیفه اداری نمیبیند و آن را مسئولیتی در قبال کشور تلقی میکند.