درحالی برخی جریانهای سیاسی غربگرا بر مقصرنمایی ایران در ماجرای نقض تفاهم اسلامآباد اصرار دارند که همه مستندات از خباثت آمریکا در این موضوع حکایت دارد
تبرئه دشمن بدعهد ممنوع
در روزهای اخیر دوباره صدای آشنایی از سوی جریان سیاسی خاصی در فضای رسانهای و روانی کشور بلند شده است؛ جریانی که با ژستی دلسوزانه و ظاهرا واقعبینانه، میکوشد روایت شکست تفاهمنامه اسلامآباد را از ریشه وارونه کند.
طبق این روایت، آمریکا پای معامله آمده بود، تعهداتش را یکییکی اجرا میکرد و همهچیز داشت روبهراه میشد، تا اینکه ناگهان «نیروهای خودسر» در یکشب سه نفتکش را هدف قرار دادند و کل ماجرا را بههمریختند. نتیجه منطقی این قصه از پیش نوشتهشده چیست؟ باید دوباره پشت میز مذاکره نشست، اینبار امتیازهای سختتر و دردناکتری داد و مراقب بود که مبادا دوباره «آب به آسیاب دشمن ریخته شود.» این روایت نهتنها نادرست و سطحی است، بلکه خطرناک، هدفمند و کاملا حسابشده است. هدف اصلیاش تبرئه دشمن بدعهد و نشاندن نظام و نیروهای مدافع حاکمیت در جایگاه مقصر است تا با ایجاد فشار سیاسی و اجتماعی، کشور را به سوی مذاکره و امتیازدهی دوباره بکشاند. نامه رسمی امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران نزد سازمان ملل متحد، به دبیرکل و رئیس شورای امنیت، این ادعا را از پایه و اساس فرومیریزد. ایروانی با جزئیات دقیق و مستند نشان میدهد که ایالات متحده تقریبا از همان روز نخست امضای یادداشت تفاهم ۱۴بندی اسلامآباد در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶، نهتنها به هیچیک از تعهدات خود عمل نکرد، بلکه بهطور فعال، نظاممند و حسابشده مبانی و ارکان اصلی آن را تضعیف و نابود کرد.
روایت وارونه بهبهای متهمکردن مقاومت
جریان اصلاحطلب داخلی که سالها با شعارهای رنگارنگ «مذاکره به هر قیمت»، «تنشزدایی» و «گفتوگو با جهان» زیسته و هنوز هم از همان نسخه قدیمی و شکستخورده تغذیه میکند، امروز با جسارت تمام جای مقصر را عوض میکند. آنها دشمن بدعهد را مبرا میدانند و گفتمان مقاومت را متهم اصلی معرفی میکنند. گویی فراموش کردهاند که همان آمریکایی که امروز میخواهند دوباره به آن امتیاز بدهند و حتی پیشنهاد میدهند تصمیمات سختتری برای جلب رضایتش اتخاذ شود، در کمتر از یکماه دهها بار تعهداتش را زیر پا گذاشت، تهدید به نابودی جمهوری اسلامی کرد، محاصره دریایی را بازگرداند و موج جدیدی از حملات نظامی را ازسر گرفت. این جریان با عوضکردن جای مقصر، سعی دارد بدون توجه به واقعیتهای میدانی و اسناد رسمی، نظام را در جایگاه متهم بنشاند. آنها میگویند نیروهای تندرو در ایران با اقدام خودسرانه، تفاهم را برهم زدند. این ادعا نهتنها بیاساس است، بلکه دقیقا همان خطی است که پیادهنظام رسانهای دشمن در حال ترویج آن است. در حالی که واقعیت چیز دیگری است: آمریکا از همان آغاز، ساختار «تعهد در برابر تعهد» را که اساس تفاهمنامه بود، بلااثر ساخت. این جریان با نادیدهگرفتن نقضهای مکرر طرف آمریکایی، فشار را به داخل منتقل میکند تا مردم را به این باور برساند که تنها راه نجات، نشستن دوباره پشت میز و دادن امتیازهای بیشتر است. این رویکرد نه واقعبینی است و نه دلسوزی برای مردم؛ بلکه تکرار همان سادهانگاری خطرناکی است که بارها کشور را در چرخه تسلیم و فشار گرفتار کرده است.
سند زنده بدعهدی نظاممند آمریکا از روز اول
تفاهمنامه اسلامآباد از همان ابتدا نه بر پایه اعتمادی خیالی که اساسا وجود نداشت، بلکه بر مبنای ساختاری روشن با عنوان «تعهد در برابر تعهد» تنظیم شد تا فرصتی واقعی برای دیپلماسی فراهم آورد. بند ۵ این یادداشت صراحتا مسئولیت جمهوری اسلامی ایران در تعیین ترتیبات عبور ایمن شناورها از تنگه هرمز را بهرسمیت میشناخت. آمریکا اما از همان روزهای نخست، این بند را نقض کرد. ایجاد مسیر دریایی موازی در نزدیکی عمان، تلاش برای دورزدن ترتیبات تعیینشده از سوی ایران، تضعیف گفتوگوی ایران و عمان درباره اداره تنگه و در نهایت اعلام خودخوانده «نگهبان تنگه هرمز»بودن و درخواست دریافت ۲۰ درصد از محمولهها، همگی نقض آشکار و بنیادین تعهدات بودند. نامه ایروانی فهرست بلندی از این نقضها را از ۱۸ ژوئن تا ۱۳ جولای ۲۰۲۶ ارائه میدهد. تهدیدهای مکرر به توسلبهزور از سوی رئیسجمهور آمریکا و مقامات عالیرتبه، از سرگیری محاصره دریایی، لغو غیرقانونی مجوز فروش نفت ایران، حملات هوایی مکرر فرماندهی مرکزی آمریکا به دهها و صدها هدف در خاک ایران که منجربه شهادت و مجروحشدن نیروهای ایرانی شد، تداوم حمایت از تجاوز رژیمصهیونیستی به لبنان با صدها مورد نقض و دهها کشته و مجروح لبنانی، اعمال تحریمهای جدید، اختلال در عملیات مینروبی ایران، افزایش و تقویت نیروهای نظامی در منطقه، و اعلام رسمی پایان آتشبس از سوی آمریکا، تنها بخشی از این سیاهه است. ایروانی تاکید کرده بود که این اقدامات عامدانه، حسابشده و مستمر، تهدیدی جدی علیه صلح و امنیت بینالمللی بهشمار میروند و بیاعتنایی کامل آمریکا به تعهدات حقوقی بینالمللی خود را آشکار میسازند. قصور شورای امنیت در اتخاذ اقدامات بهموقع و قاطع، آمریکا را جسورتر کرد و اقتدار شورا را تضعیف نمود. جمهوری اسلامی بارها مسئولیت کامل آمریکا در قبال این اقدامات تجاوزکارانه را یادآور شده و تاکید کرده که با قاطعیت از منافع ملی، حاکمیت و تمامیت ارضی خود دفاع خواهد کرد.
آخرین حلقه بدعهدی آمریکا، نه آغاز آن
روایتهای منابع معتبر نشان میدهد که در آن شب، طرف آمریکایی ابتدا نقض تعهد کرده است. سه نفتکش خارجی با درخواست اجازه از ایران و براساس مفاد صریح تفاهمنامه، در حال طی مسیر از کانال ایرانی بودند و طرف ایرانی نیز موافقت کرده بود اما با اجبار نیروی دریایی آمریکا، این سه نفتکش تغییر مسیر دادند و برخلاف تعهدات بهسمت کانال جنوبی هدایت شدند. یگانهای نیروی دریایی سپاه برای جلوگیری از این نقض عهد، چند شلیک اخطار به آبهای اطراف نفتکشها انجام دادند. واحدهای نظامی آمریکایی اما برخلاف تمام تعهدات، به یگان عملکننده نیروی دریایی سپاه حمله کردند و موجبات شهادت سربازان کشور را فراهم آوردند. در نتیجه این تجاوز آشکار آمریکا، نیروی دریایی سپاه مجبور شد برای حفظ حاکمیت و دفاع از نقض تعهدات، سه نفتکش متخلف را هدف قرار دهد. این اقدام آمریکاییها آخرین حلقه از زنجیره نقضهای مکرر تفاهمنامه اسلامآباد بود. طرف ایرانی برخلاف آنچه پیادهنظام رسانهای دشمن در حال ترویج آن هستند، بههیچعنوان نقض تعهد نکرده است. این دفاع مشروع از حاکمیت بود، نه اقدام خودسرانه. کسانی که امروز با قلم و تریبون میکوشند این واقعیت را وارونه کنند و مقاومت را مقصر نشان دهند، عملا در زمین دشمن بازی میکنند. آنها با ایجاد فشار روانی، میخواهند کشور را بهسوی مذاکره و دادن امتیازهای دیگر بهبهانه عدم ورود به دور جدید جنگ بکشانند، در حالی که واقعیتهای میدانی و اسناد رسمی داستان دیگری میگویند. نامه ایروانی و روایتهای میدانی، سندهای زندهای هستند که نشان میدهند بدعهدی از همان آغاز از آن سوی میز بود و دفاع مشروع از این سو. هر روایتی خلاف این، یا سادهلوحی محض است یا خیانت آشکار به حقیقت و منافع ملی. جریان غربگرا که بار دیگر سعی دارد با عوضکردن جای مقصر، گفتمان مقاومت را تضعیف کند، باید بداند که مردم و نظام دیگر فریب این روایتهای وارونه را نخواهند خورد. آمریکا مسئول کامل پیامدهای توسل غیرقانونی خود بهزور است و جمهوری اسلامی همچنان با قاطعیت از حاکمیت خویش حفاظت خواهد کرد.