printlogo


برخورد با حجاب در دو سوی ارس متفاوت اما با یک هدف
 تحولات اخیر در جمهوری آذربایجان و تشدید اقدامات امنیتی علیه پوشش اسلامی زنان، پرده از یک تناقض عمیق تمدنی و رسانه‌ای برمی‌دارد.
دکتر محمود‌رضا امینی - کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی

در کشوری که اکثریت مطلق جمعیت آن را شیعیان تشکیل می‌دهند، ساختار حاکم بر باکو حجاب را تهدیدی امنیتی علیه بقای سیاسی خود قلمداد کرده و با ابزار زور به سرکوب آن برخاسته است. بررسی ریشه‌های این هراس ژئوپلیتیک و بازخوانی تطبیقی آن با هجمه سازمان‌یافته‌ای که پس از پاییز ۱۴۰۱ بر حیای ملی جامعه ایرانی فرود آمد، نه‌تنها نفاق آشکار نهادهای بین‌المللی و جریان‌های فمینیستی غربگرا را برملا می‌سازد‌ بلکه یک پنجره راهبردی بی‌بدیل در اختیار نظام حکمرانی و نخبگان فکری ایران می‌گذارد تا با بازتعریف نسبت «هویت، حیا و امنیت ملی»، ابتکار عمل در ساماندهی مقوله پوشش را در داخل کشور احیا کرده و فضای انفعال و ولنگاری را به‌سمت انضباط اخلاقی و ارتقای عفاف هدایت کنند. 
۱. تبارشناسی ضدیت باکو با حجاب؛ سکولاریسم پلیسی در سایه نفوذ صهیونیسم: 
ریشه تقابل ساختار حاکم در باکو با نمادهای مذهبی، حاصل یک تقاطع هویتی و امنیتی سه‌گانه است: 
الف. میراث لائیسیته استبدادی شوروی و کمالیسم تحمیلی: نخبگان حاکم بر باکو پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، بقای قدرت خود را در گرو بازتولید یک سکولاریسم افراطی و ایجاد گسست ساختاری با هویت شیعی منطقه تعریف کردند. از حدود سال ۲۰۱۰ به بعد، پروژه ممنوعیت مرحله‌ای پوشش اسلامی در مدارس، دانشگاه‌ها و ادارات رسمی کلید خورد؛ سیاستی که هدف نهایی آن، مهندسی اجباری جامعه آذربایجان و خلق نسلی بیگانه با سنت‌های بومی 
و ایمانی بود.