printlogo


از استودیوسالاری به مردم‌سالاری
امروزه صنعت سینما و تلویزیون پر شده است از قهرمان‌ها و ابرقهرمان‌های فانتزی و ساخته استودیوها، یک قهرمان خیالی از سیاره‌ای خیالی به نام کریپتون، یکی دیگر مردی از تبار عنکبوت و دیگری از نسل مورچه و ماهی و خفاش و نظایر آن. اما این هنوز قسمت خوب داستان است.
سیدمحمدمهدی موسوی‌مهر‌ - عضو هیأت علمی دانشگاه صداو‌سیما

مسأله مهم‌تر نحوه بازنمایی مردم است. یکی از ویژگی‌های اساسی استودیوسالاری جایگاهی است که برای مردم در روایت درنظر گرفته می‌شود. مردم که تنها واقعیت‌های این آثار هستند، موجوداتی ضعیف و ناتوان نمایش داده شده و قربانیانی هستند که باید نجات داده شوند. آنها اغلب جمعیتی بی‌نامند که باید از خطر نجات پیدا کنند. در خیابان‌ها می‌دوند، از ساختمان‌های در حال فروریختن فرار می‌کنند یا با نگرانی به آسمان نگاه می‌کنند تا قهرمان از راه برسد. حضورشان و ضعف و ناتوانی‌شان فقط برای نشان ‌دادن عظمت ابرقهرمان خیالی داستان ضروری است. سیاهی‌لشکری هستند که در حل بحران و برداشتن موانع هیچ قدرت و نقش مستقلی ندارند.این درحالی است که در زندگی واقعی، بسیاری از تغییرات مهم تاریخی از مسیرهایی کاملا متفاوت شکل گرفته است. انقلاب‌ها، جنبش‌های کارگری، مبارزات ضداستعماری و بسیج مردمی موتور محرکه تاریخ بوده‌اند. ملت‌ها نه با کمک یک ابرقهرمان که با تبعیت از رهبری از جنس خودشان، با خودباوری، ایمان و اتحاد توانسته‌اند تاریخ‌ساز شوند. این همان واقعیتی است که استودیوسالاری معمولا قادر به بیان آن نیست. خطر لغزش استودیوسالاری به سرمایه‌سالاری بسیار زیاد است. قهرمان سرمایه‌سالاری، قهرمان نئولیبرال است: فرد قدرتمند و جامعه ناتوان. در این چارچوب، مشکل اصلی نه مناسباتی است که قدرت و ثروت را در دست گروهی محدود انباشته ساخته است، بلکه فرد شروری است که می‌خواهد نظم جدید ایجاد کند.