printlogo


خط مقدم مقابله با کلاهبرداران سایبری 
در دنیای جرائم سایبری، همیشه برنده کسی نیست که ابزار پیچیده‌تری در اختیار دارد. گاهی مجرم فقط باید بداند چگونه ترس، طمع یا اعتماد یک نفر را هدف بگیرد.
محمد غمخوار - دبیر گروه حوادث

کافی است پیامی با عنوان «حساب بانکی شما مسدود شد» روی تلفن همراه بنشیند، وعده برنده‌ شدن در قرعه‌کشی به دست‌مان برسد یا دوستی در فضای مجازی درخواست فوری پول کند. در این لحظه، ممکن است تمام هشدارهایی که بارها درباره لینک‌های آلوده و کلاهبرداری‌های اینترنتی شنیده‌ایم، به حاشیه بروند. یک کلیک کافی است تا اطلاعات شخصی و بانکی در اختیار مجرم قرار بگیرد. 
این همان نقطه‌ای است که ضرورت افزایش سواد مجازی خود را نشان می‌دهد؛ مهارتی که دیگر نمی‌توان آن را به دانستن چند نکته درباره تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی محدود کرد. امروز سواد دیجیتال، بخشی از مهارت زندگی است و ناآگاهی در این زمینه می‌تواند به از دست ‌رفتن پس‌انداز یک خانواده یا گرفتار شدن فردی در چرخه‌ای از مشکلات مالی و خانوادگی منجر شود. 
آمار پلیس فتا درباره این‌که بیش از ۷۳‌درصد مالباختگان پیش از وقوع حادثه هشدارهای امنیتی را شنیده یا دیده بودند، نکته‌ای قابل تأمل دارد. مسأله فقط ناآگاهی از خطر نیست؛ فاصله میان دانستن و عمل ‌کردن است. بسیاری از شهروندان می‌دانند نباید روی لینک ناشناس کلیک کنند‌ اما وقتی پیام با ایجاد ترس یا وعده‌ای وسوسه‌انگیز همراه می‌شود، توانایی تشخیص و تصمیم‌گیری درست تحت تاثیر قرار می‌گیرد. 
مجرمان سایبری نیز دقیقا همین فاصله را هدف گرفته‌اند. اگر در گذشته تصور می‌شد ارتکاب جرائم اینترنتی به دانش فنی پیچیده نیاز دارد، امروز بخش مهمی از کلاهبرداری‌ها با مهندسی اجتماعی انجام می‌شود. یعنی مجرم به‌جای شکستن قفل یک سامانه، تلاش می‌کند صاحب حساب را به باز کردن در وادار کند. جعل هویت افراد آشنا، پیام‌های جعلی بانکی، وعده سودهای غیرواقعی و درخواست‌های کمک مالی، نمونه‌هایی از روش‌هایی هستند که اعتماد و احساسات انسان را به ابزار ارتکاب جرم تبدیل می‌کنند. 
در چنین شرایطی، تکرار هشدارهای کلی به‌تنهایی کافی نیست. این‌که بارها گفته شود «روی لینک مشکوک کلیک نکنید» ضروری است اما آموزش زمانی اثرگذار خواهد بود که به مردم یاد بدهد پیام مشکوک را چگونه تشخیص داده و هنگام مواجهه با آن چه اقدامی انجام دهند. شهروند باید بداند اگر فردی با هویت یکی از نزدیکانش درخواست پول کرد، چگونه درخواست را از مسیری مستقل بررسی کند، اگر پیامکی از مسدود شدن حساب بانکی خبر داد، از کدام مسیر رسمی صحت آن را بسنجد و اگر پیشنهادی با سود غیرعادی دریافت کرد، چه نشانه‌هایی را جدی بگیرد. 
این آموزش‌ها باید از خانواده آغاز شود، در مدارس و دانشگاه‌ها ادامه پیدا کند و به بخشی از اطلاع‌رسانی مستمر رسانه‌ها و نهادهای مسئول تبدیل شود. آموزش سواد مجازی نباید تنها پس از وقوع کلاهبرداری یا در قالب هشدارهای مقطعی مطرح شود؛ همان‌طور که رعایت اصول ایمنی در رانندگی نیازمند آموزش و تمرین است، تشخیص خطر در فضای مجازی نیز به مهارت‌آموزی مداوم احتیاج دارد. 
البته افزایش سواد دیجیتال به‌معنای انتقال تمام مسئولیت به شهروندان نیست. تامین امنیت خدمات اینترنتی، مقابله با حساب‌های مجرمانه، شناسایی شبکه‌های کلاهبرداری و رسیدگی مؤثر به شکایت‌ها، همچنان از وظایف نهادهای مسئول است اما حتی پیشرفته‌ترین ابزارهای امنیتی نیز نمی‌توانند در همه شرایط مانع فریب ‌خوردن کاربری شوند که اطلاعات حساس خود را با اعتماد به یک پیام جعلی در اختیار دیگران قرار می‌دهد. نکته مهم این است که قربانی ‌شدن در دام کلاهبرداران سایبری را نباید صرفا به ساده‌لوحی افراد نسبت داد. مجرمان از روش‌های حساب ‌شده روان‌شناختی استفاده می‌کنند و پیام‌های خود را متناسب با ترس‌ها، نیازها و اعتماد مخاطب طراحی می‌کنند. بنابراین راه مقابله نیز سرزنش مالباختگان نیست بلکه باید با آموزش مؤثر، امکان تشخیص فریب را در جامعه افزایش داد. فضای مجازی هر روز گسترده‌تر می‌شود و به همان نسبت، شناخت خطرات آن باید به ضرورتی عمومی تبدیل شود. اگر قرار است هشدارهای پلیس فتا به کاهش واقعی جرائم منجر شود، باید از مرحله شنیدن عبور کنیم و به مرحله رفتار برسیم: مکث پیش از کلیک، بررسی پیش از پرداخت و راستی‌آزمایی پیش از اعتماد. در بسیاری از پرونده‌ها، مجرم برای فریب قربانی فقط چند لحظه فرصت می‌خواهد؛ افزایش سواد مجازی می‌تواند همین فرصت کوتاه را از او بگیرد.