printlogo


آقای شهید و درخشنده‌ترین صدای ایران
هنگامی که «سالوادور آلنده»، در دهه 70 میلادی، در سرزمین «شیلی»، به قدرت سیاسی، دست یافت؛ و در کاخ ریاست جمهوری «سانتیاگو»، سکنا، پیدا کرد! ... از «صدای برجسته آمریکای لاتین»؛ یعنی جناب «فیدل کاسترو» دعوت کرد؛ تا به «شیلی» بیاید و برای هموطنان «آلنده» صحبت کند؛ و آگاهی مردم را، درباره مسئولیت‌های میهنی توسعه بخشد.
سینا واحد | نویسنده و منتقد

فیدل کاسترو؛ که توانایی فوق‌تصوری در سخنرانی و «خطابه‌های سیاسی و انقلابی»؛ داشت به سرزمین «شیلی» آمد و برخلاف سنت‌ها و آداب و تشریفات دیپلماتیک، که اجازه نمی‌داد یک رئیس‌جمهور، بیش از دو سه روز؛ در جایی بماند! بیش از یک ماه را، در سرزمین شیلی، سپری کرد و درخواست آلنده را به بهترین وجه، پاسخ داد.
کاسترو؛ ادبیات قدرتمند مرگ بر آمریکا را در میان مردم شیلی، پخش کرد و از قدرت کلمات و از قدرت سخن گفتن، که به گفته «گابریل گارسیا مارکز» سرآمد روزگار و بی‌مثال، در آمریکای لاتین بود؛ جامعه شیلی را در برابر دزدان بی‌رحم شمالی – آمریکای شمالی – تقویت کرد و احساسات انقلابی و سوسیالیستی آن دوران را، وسعت بخشید ...
دشمنان قدرتمند و پرکینه ایران‌زمین، همیشه، در برابر قدرتمندی و تنومندی همه‌جانبه شخصیت رهبری و پدر شهید جامعه ایرانی، سکوت کرده‌اند و هیچ‌گاه جرات پیدا نکردند از ویژگی‌های آن امام مظلوم، سخن به میان آورند و از قدرت فاخر و پیش‌برنده آن بزرگوار؛ در برخورد با نقشه‌های مرموز و شیطانی تمدن غرب؛ و بی‌اثر ساختن آن برنامه‌ها، کلامی بر زبان، جاری سازند و شکسته شدن طرح‌های تبهکارانه سازمان‌ها و نهادهای اطلاعاتی خویش را، در طبق تلخ «اعتراف» به نمایش بگذارند ...!!
با این همه، یکی از چهره‌های سیاسی و معروف آمریکایی، با صراحت، اعلام داشت: ... نقشه‌ها و طرح‌های ما را که حاصل چندین ماه تلاش و برنامه‌ریزی است؛ رهبر ایران، با یک سخنرانی «به سخره می‌گیرد و سپس می‌شکند و آن‌گاه به سوی ما، پرت می‌کند».
«واژگان» و «کلمات» خاص و «مفاهیم دفاع‌گرانه»؛ از شخصیت تاریخی ایران‌زمین و هویت فاخر و پردرخشش انقلاب اسلامی، در خطبه‌ها و سخنرانی‌های ایشان، آنچنان، حلقه در حلقه، چینش پیدا می‌کردند که مخاطب و شنونده خطبه را، در یک دایره جمال‌گرایانه ادبی، غرق می‌کرد و زیبایی اندیشه و «کلمات» را، در برابر چشم هیجان‌زده شنونده، به یک «رژه دیدنی» و فراموش‌ناشدنی به نمایش می‌گذاشت! ...