معمای مرگ پیرمرد و تصاحب اموالش
پیرمرد پس از انتقال به خانه سالمندان بدحال شده و شش روز بعد، در بیمارستان فوت کرد، اما اموالش از سوی یکی از اقوامش و دو مرد غریبه تصاحب شد که همین فرضیه قتل او را پررنگتر کرد.
به گزارش خبرنگار جامجم، اوایل آبان امسال زنی میانسال با حضور در اداره دهم پلیس آگاهی تهران با طرح شکایتی گفت: شوهرم پولدار بود. او سالها قبل با زنی تبعه آلمان ازدواج کرده و از او سه فرزند داشت. بعد از سالها جدا شدند و آنها به آلمان بازگشتند. چند سالی تنها بود تا اینکه یکی از دوستان خانوادگیام باعث آشنایی ما دو نفر شد و ازدواج کردیم اما پس از سالها زندگی مشترک صاحب فرزندی نشدیم. شوهرم زمین، مغازه، املاک، خانه و باغهای زیادی داشت. شرایط زندگیمان خوب بود و مشکلی نداشتیم. از دو سال پیش بیمار شد. برای بهتر شدن شرایط او به خانه روستایی در اطراف کرج رفته و آنجا زندگی میکردیم.
وی افزود: رفتهرفته به بیماری آلزایمر مبتلا شد و من نیز به دلیل علاقهای که به او داشتم، مراقبت از وی را برعهده گرفتم. چند هفته پیش برای خرید از خانه خارج شدم، اما وقتی بازگشتم، اثری از شوهرم نبود. پس از پرسوجو از همسایهها متوجه شدم خواهرزادهاش به همراه دو مرد، او را سوار خودرو کرده و از روستا بردهاند. همهجا را به دنبال او گشتم، اما اثری از وی نیافتم. چند بار با خواهرزادهاش تماس گرفتم، اما پاسخی نداد. در نهایت به کلانتری مراجعه و از او به اتهام آدمربایی شکایت کردم.
شاکی ادامه داد: پس از آن، مأموران زن جوان را احضار کردند. او در جریان تحقیقات مدعی شد آدمربایی در کار نبوده، مرد گمشده داییاش است، بیمار بوده و تصمیم گرفته مدتی او را به خانهاش برده و از وی نگهداری کند. حتی فیلمی از حضور شوهرم در خانهاش نشان داد. وقتی مشخص شد اتفاقی برای او نیفتاده است، از شکایتم منصرف شدم و اجازه دادم چند روزی در خانه خواهرزادهاش بماند تا او دوباره شوهرم را به خانهمان در روستا بازگرداند؛ پیشنهادی که زن جوان پذیرفت. چند روز از این ماجرا گذشت و وقتی برای دیدن شوهرم به خانه خواهرزادهاش رفتم، متوجه شدم آنجا نیست و همسایهها نیز از او خبری نداشتند.
وی افزود: همهجا را جستوجو کردم، اما نتیجهای نداشت. آن زن تلفن همراهش را نیز خاموش کرده و من نشانی خانه جدیدش را هم نمیدانستم. یک هفته پس از ناپدیدشدن آنها بود که زنی به تلفن همراهم زنگ زد و گفت شوهرم در خانه سالمندان آنها نگهداری میشود، اما بهدلیل وخامت حالش، او را در یکی از بیمارستانهای تهران منتقل کردهاند. خودم را به بیمارستان مورد نظر رساندم. شوهرم شش روز در آنجا بستری بود تا اینکه فوت کرد. از مسئولان خانه سالمندان درباره ماجرا جویا شدم که معلوم شد زنی که خواهرزاده شوهرم بوده، او را به خانه سالمندان برده و بستری کرده است. او همچنین شماره تلفن مرا برای مواقع ضروری در آنجا ثبت کرده بود.
همسر متوفی ادامه داد: این همه ماجرا نبود، پس از خاکسپاری باید اموال و دارایی او را مشخص میکردم تا سهم فرزندانش که خارج از کشور بودند را میدادم که متوجه شدم شوهرم هرچه اسناد و املاک داشته را خواهرزادهاش به نام خود و به چند مرد غریبه انتقال داده است. حالا گمان میکنم او باعث قتل شوهرم شده تا اموالش را تصاحب کند. اکنون از وی و همدستان احتمالیاش شکایت دارم.
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ با تأیید این خبر به جامجم گفت: با توجه به شکایت این زن تحقیقات پلیس جنایی برای رازگشایی از ابعاد این پرونده ادامه دارد.