printlogo


به نام مادر
درباره «آخرین سال‌های مادرم»؛ وقتی مادر، آرام‌آرام از جهان ما دور می‌شود.

بعضی کتاب‌ها درباره مرگ نیستند اما از همان نخستین صفحات، سایه فقدان را روی ذهن خواننده می‌اندازند. «آخرین سال‌های مادرم» نوشته یاسوشی اینوئه، از همین جنس آثار است؛ روایتی آرام، صمیمی و تکان‌دهنده از زنی که به‌تدریج حافظه‌اش را از دست می‌دهد و از جهانی که برای اطرافیانش آشناست، فاصله می‌گیرد. اینوئه در این کتاب به سراغ تجربه‌ای می‌رود که برای بسیاری از خانواده‌ها دردناک و آشناست: مواجهه با مادری که هنوز حضور دارد، نفس می‌کشد و زندگی می‌کند اما بخش‌هایی از گذشته و هویت خود را فراموش کرده است. بیماری آلزایمر در این روایت صرفا یک موضوع پزشکی نیست؛ دریچه‌ای است برای تأمل درباره زمان، خاطره، پیوندهای خانوادگی و معنای دوست داشتن. آنچه کتاب را از یک روایت معمولی درباره بیماری و سالمندی متمایز می‌کند، صداقت نویسنده در مواجهه با احساسات پیچیده خودش است. او نه مادری آرمانی و بی‌نقص می‌سازد و نه تلاش می‌کند با جملات احساساتی، اندوه خواننده را تحریک کند. رابطه مادر و فرزند، با همه فاصله‌ها، سوءتفاهم‌ها، خاطرات و لحظات محبت‌آمیزش، همان‌طور که هست پیش چشم ما قرار می‌گیرد. یکی از تأثیرگذارترین جنبه‌های کتاب، تصویر فراموشی است؛ جایی که مادر آرام‌آرام به خاطرات دور کودکی پناه می‌برد و پیوندش با زمان حال سست می‌شود. گویی او وارد جهانی شخصی شده که دیگران راهی برای ورود به آن ندارند. خانواده در این میان با پرسشی دشوار روبه‌روست: چگونه باید با کسی ارتباط برقرار کرد که بخش بزرگی از گذشته مشترک را به یاد نمی‌آورد؟ نثر خونسرد و کم‌پیرایه اینوئه اتفاقا بر قدرت عاطفی روایت می‌افزاید. نویسنده به جای فریاد زدن اندوه، اجازه می‌دهد جزئیات کوچک و لحظه‌های روزمره، بار عاطفی داستان را به دوش بکشند. 
​​​​​​​ویسنده: یاسوشی اینوئه
مترجم: احمد کسایی پور 
نشر: ماهی
سال انتشار: 1405