printlogo


ترامپ در باتلاق جنگ ایران
دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا آرزو می‌کند کاش همسرش سقلمه‌ای به او بزند و بیدارش کند تا دریابد آنچه بر او می‌گذرد، چیزی جز کابوسی سنگین نیست؛
دکتر فاضل علی | فعال رسانه‌ای عراقی

آن‌گاه جرعه‌ای آب بنوشد و آسوده‌خاطر به خوابی آرام بازگردد، مطمئن از این‌که همه‌ آنها جز خوابی آشفته نبوده است. آنچه او گمان می‌کرد گردشی نظامی و برق‌آسا باشد، به کابوسی طولانی بدل شد که درهای بسته در آن پیوسته بیشتر می‌شوند و راه‌های نجات پیش رویش اندک‌تر. جنگ با ایران نه هدف مستقیم آمریکا بود و نه خواسته‌ای فوری. آمریکا با تمام توان کوشید حلقه محاصره‌ خود را به بهانه‌ تلاش ایران برای دستیابی به سلاح هسته‌ای بر این کشور تنگ‌تر کند و از این تهدید برای اخاذی از کشورهای حاشیه‌ خلیج‌فارس بهره بگیرد، آن هم زیر عنوان حمایت از آنها در برابر همسایه‌ای هسته‌ای و غدار. بدین‌سان، ایران به مترسکی هسته‌ای تبدیل شد که هرگاه منافع آمریکا اقتضا کند، احضار می‌شود و به بهانه‌ای همیشگی برای کسب پول زیر پرچم. آمریکا هر از چندگاهی سراغ آنها می‌آید تا محصولش را درو کند و سپس نزد هوادارانش بازمی‌گردد و به خود می‌بالد که چیزی برای‌شان به دست آورده که تداوم رفاه‌شان را تضمین می‌کند. تنها نتانیاهو بود که ایران را نخستین تهدید وجودی قلمداد کرد. او دریافته بود که همه‌ دستاوردهایش در غزه، لبنان و سوریه از نتایجی گذرا فراتر نرفته و هرگز به سطح دستاوردی راهبردی نخواهد رسید، مگر آن‌که به آنچه خود «بریدن سر افعی» می‌نامد دست بزند؛ همان‌گونه که بارها بر زبان آورده است. او آن دستاوردها را پیروزی‌هایی ناقص می‌دید و هر جبهه‌ای را که آتشش فروکش کرده بود، اخگری آماده‌ شعله‌ور شدن دوباره. از همین رو نمی‌خواست آتش‌ها را خاموش کند بلکه می‌خواست به سرچشمه‌ آتش برسد.