گفتوگوهای 3 ساعته محسن رضایی با ولادیمیر پوتین در 5 محور اساسی و مبتنی بر منافع ملی ایران صورت گرفت
رایزنیهای سرلشکر
دیدار سهساعته محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، در کاخ کرملین روز پنجشنبه ۱۴ آبان و در شرایط تداوم بحران نظامی آمریکا و رژیمصهیونیستی علیه ایران برگزار شد.
مهدی سیفتبریزی | گروه سیاسی
محسن رضایی در این سفر بهعنوان نماینده رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سیدمجتبی خامنهای، پیام ایشان را به ولادیمیر پوتین تسلیم کرد. رضایی پس از این ملاقات در جمع خبرنگاران با اشاره به علت انجام این سفر گفت: «مقام معظم رهبری مایل بودند که هر چه سریعتر پیامشان را به جناب آقای پوتین، رئیسجمهور محترم فدراسیون روسیه تقدیم کنم.»
وی همچنین از ابلاغ سلام گرم و صمیمانه پوتین به رهبر انقلاب خبر داد. اهمیت این مأموریت زمانی بیشتر آشکار میشود که علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، در توضیح ابعاد این ملاقات اعلام کرد هدف اصلی سفر، ارائه پیام رهبری به رئیسجمهور روسیه و تبیین مؤلفههای مورد نظر ایران برای همکاریهای دوجانبه و چشمانداز تعاملات آینده دو کشور بوده است؛ پیامی که به گفته او، مسیر همکاری تهران و مسکو در دوره رهبری آیتالله سیدمجتبی خامنهای را نیز ترسیم میکند.
با این حال، محتوای مذاکرات به انتقال پیام محدود نماند. اظهارات رضایی و توضیحات مقامهای حاضر در این سفر نشان میدهد دستکم پنج محور مهم در دستور کار گفتوگوهای دو طرف قرار داشته است: نخست انتقال پیام مهم رهبرمعظم انقلاب به رئیس جمهور روسیه؛ دوم بررسی تحولات منطقهای و بینالمللی و مشورت درباره وضعیت جنگ؛ سوم پیشبرد پروژه راهبردی کریدور بینالمللی شمال ـ جنوب، بهخصوص تکمیل خط ریلی رشت ــ آستارا؛ چهارم توسعه همکاریهای انرژی از طریق انتقال گاز روسیه به ایران و امکان صادرات آن به کشورهای همسایه و پیگیری ایده تبدیل ایران به هاب گازی منطقه؛ و پنجم ترسیم دستور کار گسترده روابط و چشمانداز همکاریهای راهبردی تهران و مسکو در سالهای آینده. رضایی در تشریح بخشی از این مذاکرات، با اشاره به نشست چهار کشور در تهران درباره امنیت منطقه گفت: پوتین از ضرورت ایجاد ترتیبات امنیتی منطقهای استقبال کرده و تأکید داشته که کشورهای خارجی نباید در امنیت منطقه دخالت کنند. او همچنین اعلام کرد موضوع خط لوله انتقال گاز و تکمیل مسیر رشت ــ آستارا در مذاکرات مطرح شده است. در حوزه جنگ نیز رضایی از محکومیت صریح حملات آمریکا و اسرائیل به ایران از سوی رئیسجمهور روسیه خبر داد و گفت پوتین این جنگ را ظالمانه دانسته و آمادگی مسکو را برای هرگونه کمک ممکن به پایان آن اعلام کرده است. در مقابل، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز موضع تهران درباره شروط هفتگانه برای ورود به مسیر دیپلماسی را به اطلاع رئیسجمهور روسیه رساند. بنابراین آینده جنگ و ترتیبات سیاسی و امنیتی پس از آن، در کنار همکاریهای اقتصادی و ترانزیتی، بخش مهمی از دستور کار این ملاقات را تشکیل میداد. نکته قابل توجه دیگر، ترکیب هیأت روسی حاضر در این دیدار بود. علاوه بر ولادیمیر پوتین، یوری اوشاکوف، دستیار رئیسجمهور روسیه در امور سیاست خارجی و ایگور کوستیوکوف، رئیس سازمان اطلاعات نظامی ارتش روسی(GRU)، در این نشست حضور داشتند. حضور همزمان عالیترین سطح تصمیمگیری سیاسی کرملین، مسئول سیاست خارجی رئیسجمهور و مقام ارشد اطلاعات نظامی روسیه، به این ملاقات ابعادی فراتر از یک رایزنی معمول دیپلماتیک میبخشد.
تأکید بر استمرار و ارتقای شراکت راهبردی با روسیه
شاید مهمترین بُعد سیاسی این دیدار، انتقال نخستین پیام آیتالله سیدمجتبی خامنهای به ولادیمیر پوتین در دوره جدید رهبری ایران باشد. این پیام صرفا یک ارتباط تشریفاتی میان دو مقام عالیرتبه نیست؛ بلکه حامل پیامی درباره جهتگیری سیاست خارجی تهران و استمرار جایگاه روسیه در اولویتهای راهبردی جمهوری اسلامی است. در واقع تهران با این ابتکار در سطح عالی سیاسی، بر تداوم شراکت با مسکو تأکید کرده و این پیام را به کرملین منتقل کرده است که تغییر رهبری در ایران به معنای تغییر در مبانی همکاری راهبردی دو کشور نیست.
بازتعریف امنیت خلیجفارس
یکی از مهمترین موضوعات مذاکرات، ترتیبات امنیتی منطقه پس از جنگ و ضرورت واگذاری مسئولیت تأمین امنیت به کشورهای منطقه بود. استقبال پوتین از این رویکرد، آنگونه که رضایی روایت کرده، نشاندهنده همپوشانی دیدگاه تهران و مسکو درباره کاهش مداخله قدرتهای فرامنطقهای است. این موضوع در شرایطی اهمیت دارد که آمریکا طی دهههای گذشته با استقرار پایگاههای نظامی و حضور ناوگان خود، معماری امنیتی خلیجفارس را برمبنای برتری نظامی واشنگتن شکل داده است. اکنون طرح امنیت منطقهای با مشارکت کشورهای ساحلی میتواند مبنای شکلگیری نظمی متفاوت باشد.
پیوند منافع راهبردی 2 قدرت انرژی
طرح انتقال گاز روسیه به ایران و تبدیل کشورمان به مسیر انتقال و صادرات مجدد گاز به بازارهای منطقهای، یکی از مهمترین ظرفیتهای ژئواکونومیک همکاری دو کشور است. روسیه با برخورداری از یکی از بزرگترین ذخایر گازی جهان و ایران با موقعیت جغرافیایی ممتاز و دسترسی به بازارهای مصرف منطقه، میتوانند یک زنجیره مکمل در حوزه انرژی ایجاد کنند. در چنین الگویی، ایران علاوه بر تأمین بخشی از نیاز گازی خود، به حلقه اتصال تولیدکننده بزرگ شمالی به بازارهای جنوبی و شرقی تبدیل میشود.
کریدور شمال ــ جنوب؛ پایان انحصار تجاری غرب
تکمیل کریدور بینالمللی شمال ــ جنوب و بهویژه راهآهن رشت ــ آستارا، یکی دیگر از محورهای تعیینکننده همکاری تهران و مسکو است. این مسیر با اتصال شبکه حملونقل روسیه به بنادر جنوبی ایران و آبهای آزاد، میتواند جغرافیای تجارت منطقهای را متحول کند. برای روسیه، این کریدور دسترسی مستقیمتر به بازارهای هند، خلیجفارس و جنوب آسیا را فراهم میکند و برای ایران، فرصتی راهبردی جهت تبدیل شدن به گره اصلی ترانزیت کالا میان شمال ــ جنوب جهان است. اهمیت این پروژه در شرایط تحریم دوچندان میشود؛ زیرا توسعه مسیرهای جایگزین، وابستگی مبادلات تجاری دو کشور به شبکههای حملونقل و مالی تحت نفوذ غرب را کاهش میدهد. تصمیم شورای عالی امنیت ملی ایران برای تصویب قرارداد اجرایی خط رشت ــ آستارا نیز نشاندهنده ورود این پروژه به مرحلهای مهم در مناسبات تهران و مسکو است.
همکاری اقتصادی بهمثابه ابزار مقابله با تحریمهای غرب
اهمیت هاب گازی و کریدور شمال ــ جنوب زمانی روشنتر میشود که این دو پروژه را در چارچوب راهبرد مشترک ایران و روسیه برای کاهش اثرگذاری تحریمها بررسی کنیم. علی باقری، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی، با اشاره به همین دو طرح تأکید کرده که این ظرفیتها میتوانند «خیال خام برخی قدرتها ازجمله آمریکا را برای تحت فشار قرار دادن جمهوری اسلامی ایران از بین ببرد.» ایران و روسیه با توسعه زیرساختهای انرژی و ترانزیت، در پی ایجاد شبکهای از منافع متقابل هستند که امکان اعمال فشار اقتصادی یکجانبه غرب را محدود کند.
موارد فوق نشاندهنده حرکت روابط ایران و روسیه از همکاریهای موردی به سمت یک شراکت چندلایه سیاسی، امنیتی و ژئواکونومیک است. از انتقال پیام رهبری و تأکید بر استمرار مناسبات راهبردی گرفته تا رایزنی درباره امنیت خلیجفارس، همکاریهای اطلاعاتی، توسعه زیرساختهای انرژی و تکمیل مسیرهای ترانزیتی، همگی در چارچوب منافع بلندمدت دو کشور قابل ارزیابی است.