printlogo


90 ساله‌های جنگ


ایران در سال‌های جنگ، آدم‌های عجیبی به خودش دیده است؛ زن و مرد كه جای خود دارد، جنگ حتی پیر و جوان هم نمی‌شناخت: «سالگرد شهدای زندان «دوله‌تو» سردشت بود. زندانی كه بچه‌هایمان را روی كوه می‌بردند، به درخت می‌بستند و تیربارانشان می‌كردند. به ما گفتند خانم‌ها، نمی‌ترسید تا آنجا بیایید؟ گفتیم ما از خدا می‌خواهیم آنجا دعای كمیل بخوانیم. آن زمان یك پیرزن حدودا 90 ساله همراهمان بود كه هركاری كردیم حاضر نشد همراه ما اتوبوس به آن بالا بیاید. حرفش یك‌چیز بود؛ این‌كه من می‌خواهم تا آنجا كه بچه‌هایمان زندانی بودند پیاده بروم و همان‌جا پرچم جمهوری اسلامی ایران را نصب كنم و این كار را هم كرد. تا نوك قله كوه رفت و پرچم ایران را در كوه برافراشت. می‌گفت باید باد بزند و همه ببینند پرچم ایران در منطقه دوله‌تو افراشته شده است.»