در جستوجوی سالمندی
سیفالله نجاریان / روزنامهنگار
داشتم رمان «در جستوجوی زمان از دست رفته» را میخواندم. یکی از دوستان با خبر شد و پیام داد که به جای مارسل پروست خواندن بهتر است آثار امروز را بخوانی و این رمان را برای روزگار بازنشستگی کنار بگذاری. حرفش تا حدودی منطقی بود چون روند پیشرفت این رمان به شدت کُند است و به عبارتی از آن دست کتابهایی است که پیش نمیرود، انگار که خاور در سربالایی! اثری که یکی از بزرگترین رمانهای جهان محسوب میشود و احتمالا خواندن آن کلاس داشته باشد ولی این از آن با کلاسهایی است که پوست از سر کسی که هوس کلاس گذاشتن با آن را داشته باشد، میکند.
هرچند خیلی به توصیه آن دوست توجهی نکردم و نفس نفس زنان رمان بزرگ نویسنده قرن بیستمی فرانسه را میخوانم ولی حرفش پُر بیراه نیست. اینکه برخی آثار را برای روزگاری بگذاریم که دیگر قرار نیست مثل روزگار جوانی در ماراتن زندگی بدویم تا مبادا جا بمانیم و عقب بیفتیم (حالا معلوم نیست با چه کسی مسابقه میدهیم و قرار است از چه چیزی جا نمانیم ولی خب تا چشم باز کردیم دیدیم همه مشغول دویدن هستند ما هم گفتیم بسما..!)
القصه که برخی کتابها را میتوان نگه داشت و در روزهای پیری و به تعبیر آن دوست بازنشستگی خواند. روزهایی که احتمالا فرصت بیشتری داریم و میتوانیم با آرامش ذهن به آثاری پرداخت که شاید در روزگار دویدن و جوانی نمیشد روی آنها تمرکز کرد.
حرفمان این است که هرکسی در امیدوارانهترین حالت، روزگار سالمندی و پیری دارد و بهتر است اگر امروز که این متن را میخوانید و در موقعیت سالمندی قرار دارید اگر چیزی از حقوق بازنشستگیتان مانده، سراغ کتابها بروید و روزگار خوش پیری را با آنها طی کنید. البته مجبور نیستید حتما کتاب بخرید بلکه میتوانید با عضویت در نزدیکترین کتابخانه عمومی در محل سکونت از کتابهای موجود در مخزن آنجا بهره ببرید. (دیدید جایی برای بهانه نگذاشتیم تا بگویید ای آقا! دلت خوش است، با کدام پول کتاب بخریم و ... )
همین هفته قبل بود که در همین ستون گفتیم که دانشآموزان میتوانند از فرصت زنگ تفریحهای مدرسه استفاده کنند و روزانه ۳۴ صفحه کتاب بخوانند تا حداقل ده عنوان مهم از کتابهای ادبیات کلاسیک را خوانده باشند که این رقم برای سالمندان حتما بیشتر از اینها خواهد بود. به عبارتی بهجای اینکه سالمندان عزیز وقت خود را صرف گشت و گذار بیهدف در شبکه اجتماعی کنند یا در پارکها به گعده گرفتن مشغول شوند که همه آنها لازم است و حتما باید در برنامه روزانه قرار بگیرند، میتوانند ساعاتی و حتی دقایقی را نیز در محضر این «یار پنددان» بنشینند و استفاده کنند. به قول حافظ «دو یار زیرک و از باده کهن دومنی/ فراغتی و کتابی و گوشه چمنی / من این مقام به دنیا و آخرت ندهم/ اگر چه در پیام افتند هر دم انجمنی».