شوخی به قیمت چشم رفیق
شوخی پسر جوان در یك پارك با دوست خود به اصابت چوب به چشم دوستش و نابینایی او منجر شد. متهم در حالی كه بهشدت اظهار ندامت و پشیمانی میكرد، روز گذشته پای میز محاكمه ایستاد. «بعد از مدتها او را در دادگاه دیدهام و حالم دگرگون شده است.» این اولین جملهای است كه شاهین - شاكی پرونده- در شعبه پنجم دادگاه كیفری یك استان تهران، میگوید. سعی میكند با متهم كه كمی آنطرفتر نشسته روبهرو نشود. بعد رو به قاضی بابایی، ریاست شعبه پنجم گفت: «امیر را میشناختم. با هم دوست بودیم. میدانستم كه او و عدهای دیگر از بچههای محل خیلی وقتها با هم در پاركی در غرب تهران جمع میشوند و شرب خمر میكنند. همیشه در چنین مواقعی شوخیهای خیلی خطرناكی با هم میكردند. حتی دیده بودم كه به طرف هم سنگ هم پرتاب میکنند.» شاهین در مورد روز حادثه ادامه میدهد: «آن روز یعنی 11 آبان 97 با یكی از دوستانم قرار گذاشته بودیم كه كتاب كمكدرسی برای كنكور بخریم. با دوستم در پارك قرار داشتم و وقتی به محل قرار رسیدم، امیر و چند نفر دیگر از دوستان هم آنجا بودند. امیر مست بود و از من خواست برایش سیگار بخرم. من هم به سوپرماركت رفتم و خرید كردم. داشتم دوباره به سمتش میآمدم كه سیگار را به او بدهم.
داشتند حرفهای ركیك میزدند و فحاشی میكردند و بلند بلند میخندیدند. در همان حال تا چشم امیر به من افتاد شروع كرد به پرت كردن چوبهایی كه با آن آتش درست میكردند. من پشت یك درختچه پنهان شدم كه چوب به من اصابت نكند، اما به محض اینكه بیرون آمدم كه بپرسم چرا این كار را میكنی یك تكه چوب پرتاب كرد و به چشمم خورد.»
قاضی پرسید: «برای اخذ رضایت نزدت آمدند؟»
شاكی در پاسخ گفت: «بعد از اینكه فهمیدم كار از كار گذشته و چشمم كور شده از امیر شكایت كردم و بعد از شكایت، آنها چند بار برای رضایت گرفتن اقدام كردند.»
شاهین سرش را پایین میاندازد و ادامه میدهد: «آقای قاضی پزشكان به من گفتهاند كه باید چشمم به كلی تخلیه شود و پروتز بگذارم. زیباییام از بین رفت.جوانیام تباه شد.»
حالا نوبت امیر است كه در جایگاه دفاع حاضر شود. امیر كه بهشدت اظهار ندامت میكند در دفاع از خود گفت: «اتهامم را قبول دارم. میدانم خطای بزرگی انجام دادهام. شاهین را خیلی دوست داشتم. از روی دوست داشتن با او شوخی كردم. نمیخواستم به او صدمهای بزنم. خیلی پشیمانم.»
ختم جلسه دادرسی اعلام شده و دادگاه رای خود را بعد از مشورت قضات اعلام خواهد كرد.