نگاهی به فعالترین چهرههای معروف در عرصه تبلیغات
شاهدان بازاری
كمی طول كشید كشور ما هم تحت سیطره رسانههای جمعی قرار بگیرد. كمی از آن بیشتر هم طول كشید تا رسانههای جمعیمان، وجهه بازاری پیدا كنند و چهرههای پشت ویترینشان، وجهه كالایی. در این مسیر افتوخیز هم داشتیم و شاید از معدود مواردی بود كه مدیریت فرهنگی همراه با اقتضائات زمانه گام برداشت. موقعی كه هنوز بازیگران با نقشهای قهرمانانه و مقدس در ذهن مخاطب پیوند داشتند، مدیریت فرهنگی تلاش كرد از ذهنیت مردم حراست كند و اجازه ندهد نقشها بهواسطه بازیگرها، آلوده به مصرفگرایی شوند؛ اما بعد همزمان درگیر دو اتفاق شد: هم دیگر از پس گسترش رسانههای جمعی و اجتماعی برنیامد و هم دیگر پولی نداشت كه خرج فرهنگ كند. حالا درست سر بزنگاه، ظرفیتهای فرهنگی و اقتصادی شهرت داشت خودش را نشان میداد و مدیریت فرهنگی هم مثل دیگران، دست خالی و مغموم، گوشه حجرهاش ایستاد تا سلبریتیسم، این «شاهد بازاری» عصر رسانه، خوب جولان دهد. اینجا نگاهی انداختیم به سه راسته از این بازار و شاهدهایشان.
فاطمه ترکاشوند / روزنامهنگار
سروش جمشیدی
برند خوراكی دلپذیر از سایر نشانهای تجاری در استفاده از یك چهره مشهور برای تبلیغ كالای خود با اختلاف جلو افتاده است. سروش جمشیدی كه با مجموعه دورهمی مهران مدیری به صورت گسترده در میان مردم شناخته شد، پس از قطع این برنامه و عدم موفقیت آن در كانالهای اینترنتی به تلویزیون برگشت، با همان پسزمینه طنز و استندآپكمدی اما این بار به نام و برای یك برند خوراكی. این روزها تكیهكلام او در این تبلیغات روی زبانهاست: «یه چیز بامزه بگم؟»
پژمان جمشیدی
پژمان جمشیدی كه هم شهرت یك فوتبالیست را به دوش میكشد و هم شهرت بازیگری، در سالهای اخیر صحنهای نبوده كه فتح نكرده باشد. تئاترهای تجاری، فیلمهای كمدی عامهپسند، سریالهای طنز تلویزیون و البته تبلیغات كالاهای بازرگانی. او با تمام این پسزمینهها، برای
«شهر فرش» مایه گذاشت و در تبلیغاتش حاضر شد. پژمان جمشیدی، كاملترین نمونه یك «سلبریتی تجاری» پولساز در ایران است.
امیرحسین آرمان
برند پوشاك «السیمن» در درستترین زمان، روی درستترین بازیگر دست گذاشت. حالا كه سریال «مانكن» با بازی امیرحسین آرمان، البته در نقد تجارت كثیف زیر پوشش فشنبرندینگ در شبكههای VOD در حال پخش است، السیمن در تلویزیون از این چهره برای تبلیغ پوشاك مردانه استفاده كرده است. این مورد را باید یكی از پیچیدهترین نمونههای كالاییسازی چهرههای مشهور دانست؛ امیرحسین آرمان كه درون متن سریال مانكن، شمایل یك قهرمان ضدبرند را برای مخاطب میسازد، در فرامتن همچنان برای ارتقای مصرفگرایی، بهترین كاركرد را دارد. ارتباط معنایی میان شمایل توسعهیافته از یك بازیگر با كالای تبلیغاتی، از جمله فرصتهایی است كه فقط برای برخی برندها
ایجاد میشود.
سیدمحمد موسوی
در میان برندهایی كه در تلویزیون تبلیغ میشوند، ركسونا تنها برند غیرایرانی است كه یك چهره مشهور را قانع كرده تا برایش تبلیغات كند. سید محمد موسوی، والیبالیست پرافتخار تیم ملی، در طول بازیهای ملی فقط یكی از شش نفر روی مستطیل والیبال نبود بلكه در فواصل ستها، در كنار ركسونا هم دیده میشد. ارتباط معنایی كالای تبلیغاتی با زمینه چهرههای مشهور، از جمله فرصتهایی است كه برخی برندها را به سمت ورزشكاران سوق میدهد.
نیما فلاح و سحر ولدبیگی
ویژگی منحصر به فرد این نمونه حضور تنها زن مشهور در تبلیغات تلویزیونی یك كالای تجاری است. سحر ولدبیگی در كنار همسرش، نیما فلاح، تنها زنی است كه پایش به تبلیغات باز شده و این فرصت منحصر به فرد فقط برای «روغن بهار» به وجود آمده است. تجربه ذهنی مخاطب از این زوج پرانرژی و طناز كه البته به سالهای بسیار دورتر تلویزیون بازمیگردد، در این تبلیغات دستمایه ترغیب مخاطب به خرید این كالا قرار گرفته است.
زندهیاد جمشید مشایخی
هر قدر تلویزیون سعی میكند دست به عصا با پدیده چهرههای معروف و تبلیغات تجاری جلو برود، شهرداریها بیمحابا واردش شدهاند. چهرههای معروف هم انگار با شهر راحتتر هستند تا با تلویزیون. نشان به آن نشان كه مرحوم جمشید مشایخی با آن حجم از وجهه عمومی از اولین بازیگرانی بود كه روی بیلبوردها دیده شد و مخاطب را به تعجب انداخت و احتمالا او را از قداست هنر، كمی هم ناامید كرد. جمشید مشایخی با تبلیغات كولو گازی، روی پیشانی خیابانها رفته بود.
مهران مدیری
شاید یك علت راحتی چهرهها با شهر، همین باشد كه به اندازه تلویزیون، ریسك پسزدهشدن ندارد، اما به همان اندازه میصرفد. هم تبلیغ میكنی و هم وسعت دیدهشدنت به اندازه ایران نیست. احتمالا همین استدلال سلطان جنگهای طنز دو دهه تلویزیون را هم روی بیلبوردها برد. مهران مدیری برای چای عرفان، روی بیلبوردها رفت و مخاطبان بسیاری را با این دردسر مواجه كرد كه ادعای مردمی بودن را با تبلیغات تجاری چطور آشتی دهند.
حمید گودرزی / سام درخشانی
دو نمونه شكستخورده در تبلیغات شهری، شاید فرصتی به همه ما از مخاطب گرفته تا مدیر و تولیدكنندگان كالا بدهد تا فكر كنیم كه استفاده از چهرههای معروف، همیشه هم موفق نیست. حمید گودرزی و سام درخشانی، دو بازیگر محبوب بودند كه هر دو برای مدت كوتاهی در تبلیغات آیسامبل و نشان كارما دیده شدند، اما ظاهرا برای هیچ دو سمت ماجرا چندان عوایدی نداشت و كارشان ادامه پیدا نكرد.
الیكا عبدالرزاقی و امین زندگانی
یكی از بهترین عرصهها برای اجرای سیاست تبلیغاتی «پنهانشدن و دیدهشدن» حضور در تبلیغات مجتمعهای تجاری مجلل و نوساز پایتخت و برخی شهرهای بزرگ كشور است. الیكا عبدالرزاقی و امین زندگانی، زوج بازیگر هم با همین سیاست، در مجتمع پالادیوم، به تبلیغ «ریبوك» اشتغال دارند. گفتنی است، این برند هم از معدود برندهای خارجی است كه چهرههای ایرانی را برای تبلیغات با خود همراه كرده است.
محمدرضا گلزار
پر بیراه نیست كه طرفداران محمدرضا گلزار، او را تنها سوپراستار ایرانی میدانند. اگر وجوه حرفهای لازم برای بازیگر ستاره شدن را كنار بگذاریم و توقعاتی نظیر مهارتهای بدنی، صوتی، حركتی و امثالهم را از مفهوم «سوپراستار» كنار بگذاریم و به محبوبیت پایدار، رضایت بدهیم، گلزار، تنها نمونه ایرانی است كه برای چند دهه فقط به خاطر ویژگیهای ظاهریاش، این محبوبیت را حفظ كرده است. این ویژگی ظاهری و محبوبیت البته این فرصت را هم به برندهای تجاری میدهد تا چپ و راست با او قرارداد ببندند. G.U.M، هایپ، لوندویل، ایكات تنها بخشی از تولیدكنندگانی هستند كه از گلزار برای تبلیغات استفاده كردهاند.
بهرام رادان و بهنوش طباطبایی
بهرام رادان، به چهره ثابت نوین چرم تبدیل شده است و از این پایداری چندین ساله در تبلیغ میتوان متوجه شد كه قرارداد این شركت با این بازیگر، به احتمال زیاد، مشروط بر عدم حضور در تبلیغات سایر كالاها یا دستكم كالاهای مشابه بوده است. اما نوینچرم به مرور دریافت كه استفاده از تكچهره رادان، شخصیت برندش را مردانه میكند درحالی كه پوشاك زنانه هم بخش مهمی از تولیداتش است. امسال بهنوش طباطبایی به عنوان چهرهای همسنگ با رادان در تبلیغات نوینچرم حضور یافت.
رضا كیانیان
كمتر بازیگری است كه مثل رضا كیانیان، معنی دقیق «سلبریتی سیاسی» را در ایران به نمایش گذاشته باشد و باز هم بیدردسر به فعالیتهای اقتصادیاش در حوزههای هنرهای تجسمی، سینما و البته تبلیغات تجاری ادامه داده باشد. كیانیان این سالها با اظهاراتش در اینستاگرام و گوشه كنار تشییعها و جشنها، بیشتر به چشم آمده تا در نقشهای فیلمهای سینمایی. «دمنوش نیوشا» هم اولین و فعلا تنها برندی بود كه توانست از مواهب شهرت این چهره سیاسی برای درآمدزایی استفاده كند.
ورزشكاران
اما ظاهرا بیلبوردها و تبلیغات شهری با ورزشكاران رابطه بهتری دارند. این میتواند به ارتباط گستردهتر و تفاوت جنس محبوبیت ورزشكاران در میان مردم بازگردد. ویژگی این دسته شفافیت نسبی اعلام دستمزدهایشان برای تبلیغات است كه گمانهزنیها و اخباری درباره آن به دست رسیده است.
كریم باقری با تبلیغات خمیردندان بنسر كه برایش دردسرهای زیادی درست كرد و به جهت پنهان بودن دندانهایش در تبلیغات، دستمایه شوخیهای مردم قرار گرفت، ظاهرا حدود 400 میلیون از این مجرا دریافتی داشته است.
احمدرضا عابدزاده، اسطوره دروازهبانی تیم ملی فوتبالمان با بدترین انتخاب در میان برندهای تجاری روی بیلبوردهای شهری ظاهر شد. سه سال پیش، تبلیغ برای یك برند كرم گیاهی ماساژ بدن به اسم «جاكسون» كه نام یك برند مشهور در این حوزه یعنی «جانسون» را تقلید كرده بود آنطور كه گفته میشود برای این بازیكن قدیم فوتبال، 300 میلیون آورده داشت.
علیرضا جهانبخش سالهاست كه در كنار فوتبال با برند كلییر شناخته میشود. او هم در تلویزیون و هم در بنرهای شهری، موهایش را در آب تكان میدهد اما چهرهاش بیش از لختی موهایش به فروش این شامپو كمك میكند. گفته میشود كه جهانبخش از تبلیغات كلییر، سالانه 500 میلیون تومان درآمد دارد.
موشك ایرانی و عقاب آسیا هم چندسالی است كه نامشان با شركت لبنیات میهن گره خورده است. آنطور كه رسانهها ماجرا را تعقیب كردهاند، قرارداد مهدی مهدویكیا و سیدمهدی رحمتی، مبتنی بر فروش درصدی و رقم ثابت است كه حدود 500 میلیون در سال برای هر كدام درآمد دارد.
اما آقای گل جهان و پرافتخارترین بازیكن فوتبال ایران، چند سالی هست كه هم فعالیتهای تجاری مستقل خود را دارد و هم برای برخی برندها در تبلیغات ظاهر میشود.
مهمترین نمونه آن تبلیغات یك تاكسی اینترنتی بود كه گفته میشود برای او دو میلیارد درآمد داشته است.
الهام حمیدی
بازیگران زن، بیشترین انرژی را برای معرفی آرایشگران و مزونها، صرف میكنند و الهام حمیدی یكی از همینهاست و تا به حال تصویر خود را با آرایشهای مختلف در كنار لینك صفحه آرایشگری به نام «مریم رهنما» منتشر كرده است. این آرایشگر البته در میان بازیگران طرفداران بسیاری دارد و در صفحات آنان مدام معرفی میشود و این طور كه پیداست روابطی هم با بهاره رهنما دارد.
نوید محمدزاده
بازیگران مرد عمدتا در تبلیغات پوشاك و باشگاههای بدنسازی ید طولایی دارند. نوید محمدزاده، بازیگر خوشاقبال این سالهای سینمای ایران از آنهاست كه همه اینها را هم دارد و البته ترجیحش هم بیشتر برندهای پوشاك خارجی است. او در صفحهاش به شكل نام بردن و آدرس دادن، برای «جورجیو آرمانی» و نمایندگی رسمی آن در ایران تبلیغ میكند و گاهی با رفقای بدنسازش در باشگاه ورزشی عكس میاندازد و منتشر میكند. این دست تبلیغات زیرپوستی هم برای دستهای سلبریتیهاست كه همزمان هم مایل به حفظ شأن هنری و حرفهای خود هستند و هم حاضر به چشمپوشی از درآمد چشمگیر تبلیغات مجازی نیستند.
بهنوش بختیاری
وقتی از فضای مجازی در حوزه تبلیغات حرف میزنیم در واقع عمدتا منظورمان اینستاگرام است و به دنبال آن، كانالهای پخش فیلم مثل آپارات، تبلیغات سایتها، اپلیكیشنهای موبایلی و دیگر بسترهای اینترنتی را شامل میشود كه از قضا، بهنوش بختیاری در همه هم فعال است. تصاویر تبلیغاتی او برای انواع و اقسام برندها در حوزههای مختلف، هم در صفحه خودش با بیش از هشت میلیون دنبالكننده دیده میشود و هم در صفحات برندهایی كه تبلیغشان را
میكند.
گاهی ویدئویی تبلیغاتی از او در آپارات، پرسروصدا میشود و گاهی دوستانه در كنار دندانپزشك یا آرایشگر خودش مینشیند و ضمن معرفی آنها، اعلام میكند كه از كارشان خیلی راضی است. شمار فعالیتهای تبلیغاتی بختیاری برای كالاهای تجاری و مراكز خدمات بهداشتی و همه عرصههایی كه بشود برایشان تبلیغ كرد، آن چنان زیاد است كه قابل نام بردن نیست، ولی كیف و كفش پاندورا و مزون افرا را میتوان از آن جمله برشمرد.
با این حال بهنوش بختیاری امسال پا را فراتر گذاشت و در حوزه دیگری وارد شد كه سوالات بسیاری درباره آن مطرح است. او در چندین پست، خودش را حامی ترنسها معرفی كرده و بر این موضوع تكیه دارد كه ترنس به معنای تفاوت جنسیت روانی با جنسیت فیزیولوژیك یا دوجنسیتی بودن به معنای فیزیولوژیك متفاوت است و بر این اساس خود را مدیر انجمن ملال جنسیتی ایران معرفی كرده است. هنوز مشخص نیست بهنوش بختیاری از این مساله حساس اجتماعی تا چه اندازه درآمدزایی دارد. مسؤول صفحه بختیاری تابستان اعلام كرده بود كه هزینه تبلیغ در این صفحه برای 24 تا 72 ساعت بین ده تا 20 میلیون تومان است.
پوریا پورسرخ
البته در مورد اینستاگرام بازیگران و ورزشكاران، آسانتر آن است كه از معدود مواردی نام ببریم كه تبلیغات را به هیچ نوع نمیپذیرند چون فهرست آنها كه دست به این اقدام میزنند بلندتر از اندازه صفحه ماست! با این حال مدیر صفحه پورسرخ هم با حدود دوونیم میلیون فالوئر در اینستاگرام اعلام كرده كه هزینه هماهنگی با این بازیگر برای حضور در یك ویدئو برای تبلیغ و قرار دادن آن در صفحه، 25 میلیون تومان است.
بهاره رهنما
بهاره رهنما هم مثل بهنوش بختیاری، تقریبا به هیچ برندی نه نمیگوید. از فروشگاه بزرگ عطریات میستریا گرفته تا متخصص آنستزیولوژی، چله مدیتیشن و صدها فعالیت تجاری دیگر. با این حال تفاوت او با سایرین همین است كه در هر تبلیغاتی كه وارد میشود انگار بهرهای از تخصص آن را هم برمیدارد و در موسسه خودش، آن فعالیت را ادامه میدهد چنان که در بیوگرافی اینستا هم خود را با چندین عبارت عجیب معرفی كرده و در موسسهاش به همه آن فعالیتها اشتغال دارد.
علاوهبر اینها ویژگی خاصی که بهارهرهنما را از سایر هنرمندان فعال در عرصه تبلیغات متمایز میسازد نحوه معرفی و گاهی ضد تبلیغهایی است که برای برخی از آثار ارائه میکند و همین باعث میشود حاشیههایی به وجود بیاید. برای مثال چند وقت قبل بهاره رهنما ایرادات یک مجتمع مسکونی را که خودش ساکن آن است در یکی از پستهای اینستاگرامش مرور کرد.