printlogo


می‌توانیم یلدا را محدود به آجیل و خوراكی‌های گران‌قیمتش نكنیم آن‌وقت در این روزهای گران، باز هم می‌شود یلدای شیرینی با خانواده‌ تجربه كرد
هندوانه بهانه است!
همه‌چیز شوخی شوخی جدی می‌شود. كافی است سری به كانال‌ها و گروه‌های طنز پیام‌رسان‌ها و شبكه‌های اجتماعی بزنید و با حجم عظیمی از شوخی‌های مردم درباره گرانی آجیل و دیگر مخلفات شب یلدا روبه رو بشوید؛ شوخی‌هایی كه یك منشا جدی دارند و آن هم اوضاع تقریبا نابسامان اقتصادی و ماجرای گرانی كالاها است كه هركسی به یك شكلی، زندگی‌اش با آن گره خورده است. حالا و در چنین اوضاعی، چندین سال است با شب یلدایی روبه رو هستیم كه با ذات و ریشه‌اش فاصله بسیاری گرفته و انگار وارد مسابقه سفره كی از همه مفصل‌تر است شده‌ایم و بر سر قرمزی انارها و بزرگی و كوچكی هندوانه‌هایمان كل كل می‌كنیم؛ اما واقعا یلدای این سال‌هایمان، همان جشن زیبا و قشنگ و قدیمی برای ورود به زمستان است؟ همین موضوع، بهانه‌ای بود كه با چند جامعه‌شناس درباره آن گفت‌وگو كنیم و بپرسیم واقعا شب یلدا با آجیل كمتر و هنداونه كوچك‌تر خوش نمی‌گذرد؟

نمی‌توانیم از ایرانی‌ها كه در مهمان‌نوازی‌شان هیچ حرف و شك و شبهه‌ای نیست، بخواهیم شب یلدا بیاید و برود اما تداركی برایش نبینند اما این دلیل نمی‌شود مفهوم و فلسفه اصلی چنین شبی را فراموش كنیم و همه فكر و ذكرمان، همان آجیل و انار و هندوانه معروفش باشد، این جملات را امان‌ا... قرایی مقدم به عنوان جامعه شناس مطرح می‌كند و ادامه می‌دهد‌: «در همه‌جای دنیا، ایرانی‌ها به خصلت مهمان‌نوازی معروف هستند؛ شاید برای همین است كه اگر در شرایط بد اقتصادی قرار بگیرند، نمی‌توانند خودشان را به این كه دیگر مانند سابق تدارك نبینند راضی كنند. حالا كه جامعه دچار گرانی و تورم شده است و مشكلات به نحوه‌های مختلف در زندگی مردم جاری است، شاید نتوانند آن طور كه دلشان می‌خواهد از مهمانان خودشان پذیرایی و شب یلدا را با تمام آداب و رسوم و مخلفاتش برگزار كنند؛ اما به نظر من این ظاهر ماجراست. هركس باید به اندازه توان و قدرتی كه دارد، برای چنین شبی سفره‌ای بچیند اما اصل قضیه را فراموش نكند». اصل قضیه این است كه مانند گذشته، در كنار هم جمع بشویم و از حال و روز هم آگاه بشویم؛ این دقیقا فلسفه اصلی شب یلداست كه به خاطر همان، این شب را جشن می‌گیریم و اصلا به خاطر همین دور هم جمع شدن است كه قرار است چیزی بخوریم؛ در صورتی كه الان ماجرا برعكس شده است و انگار برای آن مخلفات، دور هم جمع می‌شویم. در واقع  قرار است در چنین شبی كنار هم بنشینیم، گل بگوییم و گل بشنویم، قرار است حتی درد دل هم را بدانیم و خب در كنارش میوه‌ای و تنقلاتی هم بخوریم. این موضوعی است كه چند وقتی است میان مردم به اشتباه جا افتاده است و با گفته یك نفر و دو نفر هم عوض نمی‌شود؛ آنقدر كه شاید بهتر باشد آن را در كتاب‌های درسی و رسانه‌های ملی‌مان به مردم آموزش بدهیم.
قدرش را بدانیم
 آن‌طور كه قرایی مقدم می‌گوید یلدا جزوی از فرهنگ ماست؛ اما متاسفانه این اوضاع اقتصادی ممكن است آنقدر عصبانی و ناراحتمان بكند كه چون نمی‌توانیم یلدای مفصل و پرباری برگزار كنیم، پس قید یلدا و مراسمی شبیه یلدا را هم بزنیم. ماجرایی كه نباید اجازه بدهیم اتفاق بیفتد: «شب یلدا، یك سرمایه اجتماعی و فرهنگی است؛ سرمایه‌ای كه از دیرباز وجود داشته و جزوی از جشن‌های ملی ما بوده است. یلدا از این منظر برای ما مهم است و اهمیت دارد كه باعث همدلی، وحدت، انسجام و وابستگی اجتماعی بین تك‌تك افراد خانواده و حتی جامعه می‌شود و چه چیزی از این مهم‌تر؟ حالا در دورانی هستیم كه رسانه‌های بیگانه، می‌خواهند به هر طریق و روشی، مراسم‌ ملی و میهنی ما را كمرنگ كنند و به سمت غرب و غربزدگی ببرند؛ در دورانی كه می‌خواهند مردم ایران را كه در فشار و تنگناهای اقتصادی هستند، از ارزش‌ها و هنجارهای وطنی تهی كنند و این ما هستیم كه باید هرچه بیشتر در بزرگداشت، نگهداشت و پاسداری از این ارزش‌ها و میراث‌های ملی‌مان بكوشیم و از چنین فرهنگ‌هایی دفاع كنیم.» به نظر می‌رسد یكی از راه‌های حفظ فرهنگی مانند شب یلدا، برگزاری چنین مراسمی در تلویزیون و رسانه ملی است. تلویزیون به عنوان رسانه رسمی ملی و میهنی، می‌تواند به خوبی از این جشن‌های ملی حفاظت كند.
یك سور واقعی
ماجرا این است كه اصلا قرار نیست بگوییم میوه نخرید و انار دان نكنید و یلدایتان را خشك و خالی بگذرانید و یلدای بدون هنداونه هم یلدای قشنگی است؛ البته كه می‌تواند باشد اما قرار است حواسمان جمع باشد كه سرمان گرم تست كردن شیرینی هندوانه و پر مغز بودن آجیل‌مان نشود تا از آن دورهمی با صفای شب یلدا غافل شویم:«خوبی شب یلدا این است كه هیچ مخالفتی با ارزش‌های دینی و اعتقادی ما ندارد. یلدا معنای واقعی یك سور را می‌دهد و می‌شود بساط رنگین اما ساده و زیبایی برایش پهن كرد و عزیزانمان را به بهانه‌ای حتی به كوچكی بلندترین شب سال با یك دقیقه بیشتر، كنار هم جمع كنیم. البته كه از حق نگذریم و كاش می‌شد فرصتی پیش بیاید كه میوه‌ها و تنقلات ارزان‌تری در اختیار مردم قرار بگیرد كه بتوانند كام خود و خانواده‌شان در این دورهم بودن، مثل همه سال‌های پیش و یلداهای تاریخ، شیرین كنند و آن طور كه دلشان می‌خواهد از مهمانانشان پذیرایی كنند.»
ذوق و شوق یلدا را دریاب
دیده‌اید در هفته منتهی به شب یلدا، هركسی به نحوی در تكاپوی برگزاری این شب است؟ این ذوق و شوق، همان اصل قضیه است كه باید شبی مثل یلدا برای مردم ما به ارمغان بیاورد؛ حالا اگر خیلی هم مفصل نبود هم نبود. واقعا اهمیتی ندارد؛ دارد؟ مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددكاران اجتماعی ایران می‌گوید: «این روزها كوچه و خیابان‌ها را دیده‌اید؟ دیده‌اید كه هركسی به یك شكلی، كاری برای یلدا می‌كند؟ یكی دكور مغازه‌اش را قرمز می‌كند، یكی لبو می‌خرد تا آن شب بپزد. اصلا همین فكر و ذوق‌ها برای یك شب خاص و یك سنت قدیمی، می‌تواند حال خیلی از آدم‌ها را خوب كند. حالا اگر كسی حالش خوب نمی‌شود، دیگر خودش نمی‌خواهد كه حالش خوب باشد.» یعنی میان این همه گرانی و دغدغه، دل و دماغی برای یلدا برایمان مانده است؟ اما آقای اقلیما امیدوار است و شب یلدا را فرصتی می‌داند كه اگر قدرش را ندانیم، تا سال بعد باید برای رسیدنش صبر كنیم: «كسی نیست كه نداند این روزها، مردم چقدر گرفتارند؛ همه مشكلات مالی و كاری زیادی دارند، امیدشان كم شده است، هدف‌هایشان را دور از دسترس می‌بینند و جوان‌ترها فكر می‌كنند هركاری می‌كنند به در بسته می‌خورند؛ بزرگ‌ترها هم از صبح تا شب می‌دوند و وقت آزادی برای خودشان ندارند. حالا در میان همه این فكر و خیال‌ها و مشكلات، نمی‌خواهیم برای چند ساعت  شاد باشیم؟ یلدا همان چند ساعتی است كه شاید بتواند كمی از این دغدغه‌هایمان را كم كند، سرحالمان بیاورد و دلمان را شاد كند. به شرط این كه آن را محدود به یك‌سری رسومات خاص نكنیم و خود آن رسم، برایمان یك دغدغه و مشكل تازه نشود. واقعیت این است كه حسنش به همین دور هم جمع شدن‌هایمان است. به نظر من این دور هم جمع‌ شدن‌ها حكم مسكن را برای روح و روان آدم‌ها در این روزها دارد. ممكن است دردمان را درمان نكند، اما برای مدت كوتاهی آرامش‌بخش است و آرام‌مان می‌كند. كاش این یلداها را از دست ندهیم چون دوباره باید یك‌سال برای رسیدن آن صبر كنیم.» به نظر می‌رسد هرچه از این جشن‌ها بیشتر داشته باشیم، برای خودمان بهتر است و می‌توانیم برای روزهای پیش‌رو تجدید قوا كنیم.



یلدا است و هندوانه‌اش
 پس به كسانی كه می‌گویند یلدای بدون انار و هندوانه و آجیل كه دیگر یلدا نیست، چه جوابی بدهیم؟ اقلیما اما راه‌حل‌های خوبی دارد؛ او معتقد است هر مراسم، آدابی دارد كه باید آن را برگزار كرد اما می‌شود سیر تعادل را در پیش گرفت و آن را در حد معقول برگزار كرد. «نمی‌شود چنین جشنی بدون انار باشد، نمی‌شود هنداونه نباشد، اما حالا كه اوضاع اقتصادی این طور است، كاش انار سرخ‌تر و هندوانه بزرگ‌تر برایمان یك مشكل جدید نشود. می‌شود با انار كوچك و هندوانه سبك هم یلدای شیرینی برگزار كرد. اصلش این است كه همان هندوانه سبك و كوچك را كنار كسانی كه دوستشان داریم بخوریم و شادی كنیم. همین باعث می‌شود روحیه بگیریم، باعث می‌شود حداقل برای چند ساعت فشارهای زندگی از یادمان برود. یلدا جشنی است كه باید قدرش را بدانیم؛ اصلا هم نمی‌گویم هیچ‌چیزی نگیریم و فقط بنشینیم و كنار هم حرف بزنیم. اگر من این را بگویم، حق دارد كسی به من ایراد بگیرد و بگوید حرف را كه همیشه می‌شود زد؛ یلدا به هنداونه‌اش است. اتفاقا حتما هنداونه بگیریم ولی هنداونه نشود اصل‌كاری و بعد كنار هم بنشینیم از غم و غصه‌ها بگوییم و اصلا یادمان برود فلسفه یلدا چه بوده و چرا دور هم جمع شده‌ایم و آن خنده و حرف‌های شیرین را كه آنها هم جزوی از سفره یلدایی نیاكانمان بوده است، فراموش كنیم. یلدایتان را آن‌طوری كه شاد می‌شوید برگزارش كنید. مثلا لازم نیست حتما پسته در ظرف آجیل‌تان باشد تا شاد باشید؛ می‌شود تخمه شكست و در كنارش با خانواده خندید.»