چرا شبکههای برون مرزی صدا و سیما با مشکل مواجه شدهاند؟
جنگ رسانهای با جیب خالی!
چند سالی میشود که شبکههای برون مرزی با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم میکنند. به عنوان مثال همین چند وقت پیش شرکت گوگل حسابهای جیمیل و یوتیوب دو شبکه برونمرزی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران یعنی شبکه انگلیسی زبان پرستیوی و هیسپان تیوی و شبکه اسپانیایی زبان را بست. شبکههای رادیویی و تلویزیونی ایران هم به دلیل تحریمهای اروپایی از ماهوارههاتبرد حذف شدند. اما رفتهرفته مشکلات بزرگتر و پیچیدهتر شدند تا جایی که چند روزی میشود که خبر از دسترس خارج شدن شبکههای پرس تیوی، العالم، آیفیلم انگلیسی و عربی و... منتشر شد. اما علت این تعطیلی شبکههای برون مرزی ایرانی چیست؟
علت این تعطیلیها چه بوده است؟
«انباشت پرداخت بدهیهای پرداختنشده به ماهوارههای پخشکننده« علت اصلی از دسترس خارج شدن این شبکههاست. نکته اینجاست که ما سابقه تعطیلی شبکه به دلیل بدهی را پیشتر هم داشتهایم. به عنوان مثال دسترسی شبکه تلویزیونی الکوثر در مدارهای ماهوارهای و همچنین پخش شبکه رادیویی دری ایران که نزدیک به ۴۰ سال برای مخاطبان در کشور افغانستان برنامه پخش میکرد به همین دلیل تعطیل شده بودند. پیمان جبلی، معاون برونمرزی صداوسیما در گفتوگو با فارس گفته است: رلههای رادیو دری ما که در افغانستان پخش میشد، قطع شده و علت آن هم انباشت بدهی است که به ایستگاههای پخش رله داریم و مدت طولانی بود که درخواست پرداخت از ما داشتند؛ اما بهدلیل این که در مدت اخیر تخصیص ارزی به ما تعلق نگرفته، قادر به پرداخت بدهیهایشان نبودیم و در نتیجه رادیو دری پس از حدود ۴۰ سال فعالیت در کابل و برخی ایالتهای دیگر افغانستان قطع شد. متاسفم که ظاهرا در کشور مسؤولان و نهادهایی که مسؤول تامین بودجه صداوسیما و به ویژه مسؤول تامین ارزی صداوسیما هستند یا متوجه فجایعی که اتفاق میافتد، نیستند یا برایشان اهمیت ندارد و در هر دو صورت ما روزبهروز بیدفاعتر میشویم». البته برخی نمایندگان مجلس یازدهم بر ضرورت در نظر داشتن نقش این شبکهها در ارسال پیام انقلاب اسلامی تأکید کردهاند که مجلس شورای اسلامی در صورت نیاز برای حل مشکل بودجهای به کمک صدا و سیما خواهد آمد. اما باید دید این وعده تا چه اندازه قابل اجرا خواهد بود؟
با تعطیلی این شبکهها چه اتفاقی میافتد؟
تعطیلی شبکههای بینالمللی طبیعتا به اعتبار شبکههای برون مرزی لطمه وارد میکند. به عنوان مثال از دست دادن این رادیو وموج اف ام آن که مهمترین بستر پخش بوده، یک ضربه بزرگ به تبلیغات بینالمللی کشور ما میزند. مخصوصا کشور افغانستان که از مهمترین حوزههای همسایگی ما محسوب می شود و مسائل بسیار متعدد فرهنگی، اقتصادی، امنیتی، سیاسی و ... ضرورت کار در افغانستان را برای ما دوچندان میکند و از دست دادن این رادیو یعنی یک اتفاق بسیار بد که بعد از قطع شبکه الکوثر در منطقه عربی و شبکه سحر اردو در منطقه شبه قاره سومین ضربه کاری بر بنیه تبلیغات جمهوری اسلامی در خارج از کشور است.
بیانیهای برای نجات شبکهها
از طرفی بسیاری از اهالی سیاست، فرهنگ و هنر و رسانه کشور با ابراز نگرانی در مورد قطع شبکههای برونمرزی بیانیهای را تنظیم و منتشر کردهاند که در آن بر نقش راهبردی رسانههای برونمرزی صدا و سیما تاکید و بیتوجهی به آن، بیتوجهی به آرمانهای انقلاب اسلامی و جبهه مقاومت و گناهی غیر قابل بخشش خوانده شده است. در بخشی از این بیانیه آمده: «در این نبرد نابرابر رسانهای ، شبکههای رادیویی و تلویزیونی معاونت برونمرزی رسانه ملی به عنوان تریبون انقلاب اسلامی در خط مقدم جنگ نرم با امپراتوری رسانهای آمریکا، رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی قرار دارند که به رغم بودجه اندک با روحیه انقلابی نیروهای خدوم و پرتلاش خود موفق شدهاند در چهار دهه گذشته پیام انقلاب اسلامی را به سراسر جهان مخابره کنند. امروزه در نبرد نامتوازن رسانهای و براساس راهبرد معماری ذهنها ارتش رسانهای استکبار با توسل به تکنیکهای مهندسی پیام و با پنهانکردن چهره زشت و کریه رژیمهای کودککش و تروریستپرور ، جهانی را ترسیم میکند که در آن کودککشی صهیونیستها دفاع مشروع و قربانیشدن کودکان مظلوم یمنی جنگطلبی تعریف میشود . در چنین جهان بزککردهای از جانب رسانههای بیگانه ، ایران اسلامی که خود قربانی تروریسم بوده و در مصاف با تروریستها نقش محوری دارد حامی و مروج تروریسم معرفی میشود . تردیدی نیست که برای زدودن این غبار و نمایانساختن واقعیتها و متوجهکردن افکارعمومی دنیا به چهره بدون رتوش آمریکا و رژیمهای دنبالهرو آن در منطقه و جهان ، رسانههای جبهه مقاومت و در صدر آنها رسانههای برونمرزی رسانه ملی به حمایتی همه جانبه نیاز دارند.»
خط مقدم رسانه بدون پیشتبانی ارزی
پیمان جبلی در مصاحبهای گفته است: بحث عدم تخصیص بودجه ارزی و کاهش شدید این بودجه به شبکههای برونمرزی مشکلی است که چند سالی است با آن مواجه هستیم. باید بگویم ما به همه مشکلات تحریم و درآمدی کشور واقف هستیم اما از طرف دیگر نمیتوانیم این تناقض را بپذیریم که هزینههای سرسام آور و بودجههای کلان در کشور برای دستگاههایی که مسؤولیت اصلی فرهنگسازی و رسانهای ندارند، توزیع شود اما از جایی که در خط مقدم رسانهای، کشور در حال جنگ است غفلت شود. این جای سوال دارد چرا که حداقل در فضای رسانهای ما مشکل بودجه نداریم چون پیام انقلاب اسلامی همیشه به خودی خود آن قدر جذابیت دارد که با وجود هر تحریمی به دنیا میرسد، اما میزان پشتیبانی که دولت باید از این بخش انجام دهد مساله ماست، به چه دلیل در ماههای اخیر دولت به گردش کار کاملا قانونی و الزام آوری که باید، عمل نکرده است؟