این شهر برای ما نیست!
وحید رجبلو روزنامه نگار
همانطور كه میدانید در ایران 9/99 درصد ساختمانها و معابر، پاركها و مكانهای عمومی برای رفتوآمد افراد دارای معلولیت نامناسب است و این اتفاق فقط به قشر معلولان ضرر نمیرساند بلكه به كل جامعه آسیب میزند. حدود 10 تا 15 درصد افراد كشورمان دارای معلولیت هستند. حالا این معلولیت میتواند شكلهای مختلفی داشته باشد: جسمی، حركتی، نابینایی، ناشنوایی، مصدومانی كه تصادف كردند، افرادی كه در دفاع مقدس جانباز شدند یا افراد سالمند و پدربزرگ و مادربزرگی كه در خیلی از خانهها حضور دارند. پس وقتی شهرمان برای رفتوآمد مناسب نباشد، اولین آسیب برای خود جامعه است. از طرفی ما افراد دارای معلولیتی داریم كه بسیار خلاقاند و توانایی ذهنی بالایی دارند. اینها به خاطر اینكه یك یا چند ارگان بدنشان كارایی كاملی ندارد، در سایر ارگانهای بدن كارایی و انرژی دوچندانی داشته و ذهنهای قویتری هم دارند. این یك تحقیق علمی است كه افراد معلول میتوانند باهوشتر از افراد عادی باشند. اما به خاطر اینكه شهرمان مناسبسازی نشده آنها اصلا نمیتوانند از منازلشان بیرون بیایند و به نوعی در پستوی خودشان زندانی میشوند. همین اتفاق باعث میشود افسردگی بگیرند و خود و خانوادهشان آسیبهای روحی ببینند.
نكته دیگر اینكه از تحصیل محروم میمانند و نمیتوانند مهارتهای آموزشی و كسبوكار را به دست بیاورند و برای دیگران مفید باشند و به نوعی دستوپاگیر میشوند برای خانواده. خانوادههای این افراد هم نمیتوانند تفریح و سفر بروند و این باعث آسیب روحی به آن خانواده میشود. چون هیچ پدر و مادر و خانوادهای حاضر نیست به تنهایی سفر برود و عزیزش در خانه بماند. من به عنوان فرد دارای معلولیت كه همه اینها را تجربه كردم میدانم شهری كه مناسب نیست از لحاظ بار اقتصادی و روانی میتواند بخشی از جمعیت یك جامعه را تخریب كند. این موضوع منحصر به همین جا نیست و به بخشهای دیگر جامعه هم سرایت میكند.
مشكل بعدی قوانینی است كه پشت در وزارتخانهها و شهرداریها میماند و سالها خاك میخورد و تایید و اجرا نمیشود. من بارها دیدهام ناظر خیلی سرسری با رشوه یا هر چیزی پایان كار ساختمان را میدهد و این حق معلولان را ضایع میكند. هیچ كمیتهای تشكیل نشده كه خودِ معلولان بتوانند آن را مدیریت كنند و قوانین دست جامعه معلولان باشد. پیشنهادم این است كه خودِ بهزیستی وارد عمل شود و شهرداری، كمیتهای تشكیل بدهد در و از افراد دارای معلولیت پیشنهاد بگیرد و ناظران هم افراد دارای معلولیت باشند. در قوانین اجرایی در رشتههای مناسبسازی بسیار سفت و سخت عمل كنند و جریمههای سنگین بگذارند. به طور مثال جای پارك ویژه معلولان. بارها میبینیم كه ماشینهای عادی پارك كردند و اصلا هیچ توجهی نمیشود و تازه فرد معلول باید تماس بگیرد و اعتراض كند تا ماشین را ببرند. تنها راه این مساله اعتراض خود معلولان است. مصاحبه بیشتر افراد معلول با خبرگزاریها و مطبوعات میتواند راهگشا باشد. در واقع خود معلولان هستند كه باید صدایشان را آنقدر بلند كنند تا به گوش مسوولان برسد که این مسائل حل شود. بارها برایم پیش آمده فقط به خاطر اینكه مسیر مناسب نبوده از سفر و تردد در شهر منصرف شدم. اتفاقهای ناگواری هم افتاده. مثلا آمدند كمك كنند و چندین پله من را ببرند بالا اما پایشان سر خورده و من از آن بالا پرت شدم پایین. اتفاقهای خطرناك دیگری هم هست. چالههایی كه وجود دارد و پاركهایی كه اصلا مناسب نیست. اینها میتواند بهراحتی حل شود. نكته بعدی اینكه من فكر میكنم باید مشاوران و روانشناسانی در این حوزه داشته باشیم كه افراد را با این نكات آشنا كنند. صدا و سیما میتواند خیلی ذهن افراد را آماده كند برای اینكه هر كسی خانه خود و محل كارش را مناسب كند. اصلا شاید روزی برای مدیر جایی حادثهای اتفاق افتاد و مجبور شد با ویلچر تردد كند و خب آن وقت است كه میفهمد چه كاری را انجام نداده و چه نیازی را رفع نكرده.
وحید رجبلو متولد 1366 است. یکی از معروفترین و موفقترین معلولان ایرانی که به نوعی صدای معلولان کشور شده. رجبلو که در این یادداشت از مشکلات صحبت کرده، برای رفع نیازهای معلولین جامعه هم کارهای زیادی انجام داده. او بنیانگذار استارت آپ توانیتو است. استارت آپی که برای حل مشکلات معلولین ساخته شده. کمیته غیرانتفاعی بینالمللی جوانان جهان او را به عنوان یکی از ده جوان تاثیرگذار سال 2020 میلادی انتخاب کرده است.
تجربهای از یک کارآفرین
« بر اثر یك تب شدید و بیماری پاهایم قدرت كافی برای حركت را از دست داده بود. هر روز این تفاوت با همسالان برایم بیشتر مشهود میشد و دوست داشتم پا به پای بچهها از بازیهای كودكانه برخوردار شوم. مادرم از این وضع خشنود نبود و این را از چشمانش میخواندم. اگرچه آن موقع خبری از مشاور و روانشناس نبود و از او انتظار برخورد صحیح و منطقی با نقص جسمانی فرزندش نمیرفت، ولی مادرم با درایت ذاتی و خدادادی باعث شد مسیر زندگی من جهت صحیح و عاقلانهای را بیابد. مسیری كه شاید اولین جرقههای مثبت زندگی را برایم رقم زد. مادرم گوشهای نشست و از پارچههای ساتنی كه در خانه بود یك شنل دوخت. هیچ وقت فراموش نمیكنم، روزی لباسی بر تن من نمود كه شبیه لباس پادشاهان بود و مرا روی صندلی در كوچه نشاند و گفت: «سهم تو دویدن و راه رفتن نیست، سهم تو فرمان دادن به بچههاست. تو به آنها بگو چگونه بازی كنند.» آن لحظه احساس خوبی داشتم و آرام شده بودم.
بخشی از مصاحبه سید محمد موسوی مدیر عامل شرکت فیروز. کارآفرین موفقی که با توجه به تجربه معلولیت خودش برای معلولان زیای فرصت شغلی فراهم کرد. اکثر کارکنان شرکت فیروز را معلولان تشکیل میدهند.