نسخه Pdf

همراهی باد و باران با «ولایت عشق»

همراهی باد و باران با «ولایت عشق»

«سینما و من» نوشته مهدی فخیم‌زاده دربردارنده خاطرات او از پشت صحنه کارهای سینمایی‌اش است. او در این کتاب مفصل به «ولایت عشق» هم پرداخته است.

او در بخشی از کتاب با ذکر خاطره‌ای از اوایل آبان سال 79 و زمان ساخت این سریال، به انتخاب مکانی در اطراف رباط‌کریم برای برپا کردن بخشی از دکور اشاره کرده و می‌گوید: «همچنین که ساکنان اون‌ دور‌و‌بر فهمیدن که ما می‌خواهیم اینجا دکور پیاده کنیم و چادر بزنیم و اردوگاه بسازیم به ما هشدار دادن که اینجا سیلاب‌گیره و در مسیر باد شهریار قرار گرفته و زمستون‌ها برف و کولاک بیداد می‌کنه. امکان نداره شما بتونین اینجا مستقر بشین و کار کنین. ولی هرچی من و خانم پرتو [تهیه‌کننده] فکر کردیم، دیدیم چاره‌ای نیست و غیر اینجا هیچ انتخابی نداریم. در نتیجه با ترس‌و‌لرز و نگرانی همون جا چادر زدیم و دکورها رو پیاده کردیم و فیلمبرداری شروع شد.
ما از اول سریال هفته‌ای شیش روز کار می‌کردیم و به جای جمعه‌ها، روزهای دوشنبه تعطیل بود که بچه‌ها بتونن به کارهای شخصی‌شون هم برسن و اگه کار اداری دارن سر‌و‌سامون بدن. این روال همچنان ادامه داشت. یعنی عصر یکشنبه بچه‌ها می‌آمدن تهران و صبح سه‌شنبه همه سر صحنه حاضر بودن.
چهار ماه و پانزده روز بی‌وقفه و به‌طور مرتب توی همون نقطه کار کردیم، ولی نه سیلی آمد و نه کولاکی شد و نه باد شهریار مزاحمتی فراهم کرد، حتی در تمام اون زمستان بارانی نیامد که بتونه یه روز کار ما رو تعطیل کنه. فقط معمولا عصر یکشنبه همچین که اتوبوس‌ها و وسایل نقلیه می‌آمدن و گروه آماده می‌شد که به طرف تهران حرکت کنه، ابرها ظاهر و یواش یواش بارون شروع می‌شد و تمام دوشنبه می‌بارید و صبح سه‌شنبه وقتی برمی گشتیم سر صحنه، هوا آفتابی بود و زمین خشک و آماده برای فیلمبرداری.  خدا شاهده که نه قصد غلو‌گویی دارم و نه می‌خواهم مقدس‌نمایی کنم و کرامتی برای کارمان قائل بشم. این اتفاقی بود که تقریبا هر هفته تکرار شد. یعنی باران عصر یکشنبه و روز دوشنبه می‌بارید و صبح سه‌شنبه هوا آفتابی بود. این ماجرا آن‌قدر تکرار شد که کم‌کم صدای اعتراض تعدادی از بچه‌ها درآمد. خوب یادم هست که بعضی‌ها از کار بی‌وقفه خسته شده بودن، سرشان را به طرف آسمان می‌گرفتن و به خدا شکایت می‌بردن و می‌گفتن: مگر سه‌شنبه و چهارشنبه روز خدا نیست؟ چرا باید فقط دوشنبه‌ها باران ببارد؟»