خانواده در مسیر عشق علیهالسلام
اشخاصى که تجربه سفر به زیارت اربعین حسینی را دارند، تقریبا مصادیقى ضرورى اما در عمل دشوار را در سبک زندگى در بازه زمانى پیادهروى اربعین مشاهده کردهاند. چیزى که نشأت گرفته از عشق است، عشق به امامحسین(ع) و انرژى بزرگى که از این عشق حاصل شده و به کلام و کلمه قابل وصف نیست.
باید پرسید مقصود از این همه شور و غوغا و جنب و جوش چیست؟ خانوادههاى عراقى با چه انگیزه و ذیل کدام تربیت این چنین خدمت میکنند؟ چگونه بى هیچ توقعى با رضایت و مشتاقانه تمام خانه و زندگى خود را صرف پذیرایى از زائران میکنند؟ این میلیونها زائر و خانواده هایى که از کشورهاى دور و نزدیک براى زیارت میآیند و کار و زندگى خود را رها میکنند و قدم در راهپیمایى 80 کیلومترى مینهند، چه انگیزهاى دارند و به دنبال چه هدف و مقصودى هستند؟
شاید نخستین جواب به این سوالها «زیارت» است؛ دیدار… و این دیدار چه دارد که همه اعضاى خانواده در مسیر رسیدن، تمام مصادیق تواضع، همدلى، همراهى، گذشت و حتى دلدادگى را در حد اعلاى آن در حق یکدیگر رعایت مىکنند. پیادهروى اربعین در شکل کنونىاش آیینى نوظهور و پدیدهاى اجتماعى و فرهنگى است که روایتهاى گوناگون از آن شنیدنى است. روایت «خانواده» اما در این آیین، روایتى است از جنس سبک زندگى اسلامى؛ مدلى که گویى گوشزد مىکند این تمرین عاشقانه را در طول زندگى ات جارى کن.
اگر یک شخص خارجى غیرمسلمان که امامحسین(ع) را نمىشناسد، شاهد این مراسم باشکوه باشد، قاعدتا این سؤال برایش پیش مىآید مگر او کیست که اینگونه انبوه پیر و جوان، زن و مرد، نوجوان و کودک، تحصیلکرده و عامى همه و همه مشتاقانه به سوى او مىآیند...؟ حتى در این سالها حضور خانوادهها با فرزندان در این مسیر وجهى است قابل تأمل؛ چرا که امامحسین(ع) نزدیک به 1400 سال پیش در کربلا در یک نیمروز با یارانى اندک و با همه اعضاى خانواده اعم از زنان و کودکان در برابر سپاهى انبوه جنگید و او و همه مردان همراهش و حتى طفل شش ماههاش شهید شدند و همه زنان و کودکان خانواده او به اسارت درآمدند.
سؤال مهمتر این است انگیزه امام چه بود که با خانواده در چنین پیکارى حاضر شد؟ در یک کلام خلاصه مقصود امام در عبارت معروف زیارت اربعین آمده آنجا که میگوید : «وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیرَه الضَّلالَه...»
خداوندا! او خون قلبش را در راه تو داد تا بندگان تو را از نادانى و سرگردانى ناشى از گمراهى برهاند…
حال در مسیر اربعین حضورى را شاهدیم که حیرت را برمىانگیزاند و سؤال این است که این خانوادهها با فرهنگ و رسوم مختلف چگونه در این مسیر به رغم همه اختلافها کنار هم جمع مىشوند و مظاهر اخلاقى و انسانى را در عالىترین درجه بروز میدهند؟ چگونه مادر و فرزندان خانواده عراقى نان و پنیر مىخورند و در یک اتاق کوچک خانه استراحت مىکنند اما بهترین غذا و بهترین فضاى خانه خود را در اختیار خانواده دیگرى قرار میدهند؟
در این عظیمترین راهپیمایى بشرى روى کرهزمین، انواع علتها در کار است اما علت غایى یکى است و آن چیزى نیست جز عشق به اقامه حق و حقیقت و رسیدن به آزادى و آگاهى. همان که امام عشق علیهالسلام براى زنده نگه داشتن آن با خانواده در این مسیر خون خود را فدا کرد.
قدم نهادن در این راه و همراه شدن با این مدرسه بزرگِ در حال حرکت، تأثیرات بزرگ تربیتى و معنوى دارد که اگر در بعد از این همراهى در میان اعضاى خانواده و اعضاى یک جامعه پا برجا بماند و الگو شود، دیگر همه در هر خانوادهاى در مسیر عشق علیهالسلام خواهند بود.
خلاصه آنکه پیادهروى اربعین بازار گرم داد و ستد عاشقى است. مهمان و میزبان هر دو عاشقند و از جلوههاى زیباى این حرکت، حضور با خانواده است. همسرانى که در طول مسیر راز محبت را مىچشند و برخى گاه به گاه کالسکه طفل خود را در دست به پیش مىرانند و بىهیچ توقعى دوش به دوش هم به یاد امامحسین(ع) و خانوادهاش این راه طولانى را طى مىکنند تا بتوانند راه طولانى زندگى مشترک را هم دوشادوش هم طى کنند.
در این مسیر ویژگىهاى خوب اخلاقى پررنگتر از هر زمان و مکان است و از جمله وجوه قابل توجه اینکه زنان از دختران کودک و نوجوان و جوان تا خانم میانسال همه در این فضا محترم و با عزتاند و اینجا مجال بیان بیشتر درباره حضور زنان نیست. فقط باید گفت این چنین است که در انتهاى تاریخى این مسیر با خود مىگوییم: «اللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیکَ فِى دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ و َتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَى طاعَتِکَ وَالْقادَةِ إِلى سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
منصوره سادات مرتضوى - چاردیواری
شاید نخستین جواب به این سوالها «زیارت» است؛ دیدار… و این دیدار چه دارد که همه اعضاى خانواده در مسیر رسیدن، تمام مصادیق تواضع، همدلى، همراهى، گذشت و حتى دلدادگى را در حد اعلاى آن در حق یکدیگر رعایت مىکنند. پیادهروى اربعین در شکل کنونىاش آیینى نوظهور و پدیدهاى اجتماعى و فرهنگى است که روایتهاى گوناگون از آن شنیدنى است. روایت «خانواده» اما در این آیین، روایتى است از جنس سبک زندگى اسلامى؛ مدلى که گویى گوشزد مىکند این تمرین عاشقانه را در طول زندگى ات جارى کن.
اگر یک شخص خارجى غیرمسلمان که امامحسین(ع) را نمىشناسد، شاهد این مراسم باشکوه باشد، قاعدتا این سؤال برایش پیش مىآید مگر او کیست که اینگونه انبوه پیر و جوان، زن و مرد، نوجوان و کودک، تحصیلکرده و عامى همه و همه مشتاقانه به سوى او مىآیند...؟ حتى در این سالها حضور خانوادهها با فرزندان در این مسیر وجهى است قابل تأمل؛ چرا که امامحسین(ع) نزدیک به 1400 سال پیش در کربلا در یک نیمروز با یارانى اندک و با همه اعضاى خانواده اعم از زنان و کودکان در برابر سپاهى انبوه جنگید و او و همه مردان همراهش و حتى طفل شش ماههاش شهید شدند و همه زنان و کودکان خانواده او به اسارت درآمدند.
سؤال مهمتر این است انگیزه امام چه بود که با خانواده در چنین پیکارى حاضر شد؟ در یک کلام خلاصه مقصود امام در عبارت معروف زیارت اربعین آمده آنجا که میگوید : «وَمَنَحَ النُّصْحَ وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ لِیسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ وَحَیرَه الضَّلالَه...»
خداوندا! او خون قلبش را در راه تو داد تا بندگان تو را از نادانى و سرگردانى ناشى از گمراهى برهاند…
حال در مسیر اربعین حضورى را شاهدیم که حیرت را برمىانگیزاند و سؤال این است که این خانوادهها با فرهنگ و رسوم مختلف چگونه در این مسیر به رغم همه اختلافها کنار هم جمع مىشوند و مظاهر اخلاقى و انسانى را در عالىترین درجه بروز میدهند؟ چگونه مادر و فرزندان خانواده عراقى نان و پنیر مىخورند و در یک اتاق کوچک خانه استراحت مىکنند اما بهترین غذا و بهترین فضاى خانه خود را در اختیار خانواده دیگرى قرار میدهند؟
در این عظیمترین راهپیمایى بشرى روى کرهزمین، انواع علتها در کار است اما علت غایى یکى است و آن چیزى نیست جز عشق به اقامه حق و حقیقت و رسیدن به آزادى و آگاهى. همان که امام عشق علیهالسلام براى زنده نگه داشتن آن با خانواده در این مسیر خون خود را فدا کرد.
قدم نهادن در این راه و همراه شدن با این مدرسه بزرگِ در حال حرکت، تأثیرات بزرگ تربیتى و معنوى دارد که اگر در بعد از این همراهى در میان اعضاى خانواده و اعضاى یک جامعه پا برجا بماند و الگو شود، دیگر همه در هر خانوادهاى در مسیر عشق علیهالسلام خواهند بود.
خلاصه آنکه پیادهروى اربعین بازار گرم داد و ستد عاشقى است. مهمان و میزبان هر دو عاشقند و از جلوههاى زیباى این حرکت، حضور با خانواده است. همسرانى که در طول مسیر راز محبت را مىچشند و برخى گاه به گاه کالسکه طفل خود را در دست به پیش مىرانند و بىهیچ توقعى دوش به دوش هم به یاد امامحسین(ع) و خانوادهاش این راه طولانى را طى مىکنند تا بتوانند راه طولانى زندگى مشترک را هم دوشادوش هم طى کنند.
در این مسیر ویژگىهاى خوب اخلاقى پررنگتر از هر زمان و مکان است و از جمله وجوه قابل توجه اینکه زنان از دختران کودک و نوجوان و جوان تا خانم میانسال همه در این فضا محترم و با عزتاند و اینجا مجال بیان بیشتر درباره حضور زنان نیست. فقط باید گفت این چنین است که در انتهاى تاریخى این مسیر با خود مىگوییم: «اللّهُمَّ إِنَّا نَرْغَبُ إِلَیکَ فِى دَوْلَةٍ کَرِیمَةٍ تُعِزُّ بِهَا الْإِسْلامَ وَأَهْلَهُ وَتُذِلُّ بِهَا النِّفاقَ وَأَهْلَهُ و َتَجْعَلُنا فِیها مِنَ الدُّعاةِ إِلَى طاعَتِکَ وَالْقادَةِ إِلى سَبِیلِکَ وَ تَرْزُقُنا بِها کَرامَةَ الدُّنْیا وَالْآخِرَةِ.
منصوره سادات مرتضوى - چاردیواری




