تفنگداری که میزبان امام شد
آیتا... محلاتی سابقه طولانی با حضرت امام داشتند. در فعالیتهای مبارزاتی قبل از انقلاب هم، به یكی از چند تفنگداری معروف بودند كه منبرهای تند و حاد میرفتند. اگر خاطرتان باشد یك بار امام را گرفتند و بعد آزاد كردند، اگر درست بگویم ایشان فروردین سال 1343 بعد از یك سال حبس و حصر آزاد شدند. منزل ما روبهروی منزل امام بود. منزل خود ایشان خیلی شلوغ بود و امام را به منزل ما آوردند. یادم هست شب بود و شام هم دم پختك داشتیم. پدرِ مادرم هم آنجا بودند. من خیلی كوچك بودم. نصف شب بود و مردم فهمیدند امام برگشتهاند و همه آمدند ایشان را ببینند. خانه ما یك در داخل كوچه داشت كه به حیاط میخورد و یك در هم روبهروی منزل امام داشت. ما یك وقت دیدیم صدای كندن زمین میآید! رفتیم دیدیم مردم میخواهند چارچوب در را از جا بكنند! تختی گذاشتیم كه مردم بیایند روی تخت و امام جلوی پنجره نشستند و دستشان را روی یك متكا گذاشتند و مردم یكییكی روی تخت میآمدند و دست امام را میبوسیدند و میرفتند. من بچه بودم و كنار امام ایستاده بودم. چیزی كه یادم هست و برایم جالب بود، این بود كه بعضی از اهالی قم شلوارهایشان دستشان بود و هنوز فرصت نكرده بودند روی پیژامههایشان بپوشند! خلاصه دو ساعتی طول كشید تا مردم رفتند.




