پول فارابی هلو، نامش لولو!؟
رسانهها را رکن مهمی از دموکراسی خواندهاند. همچنین گفتهاند و خواندهایم که خبرنگاران چشم و گوش بیدار جامعه هستند. رسانهها وظیفه خطیری در زمینه روشنگری به منظور کاهش آسیبها و بهبود اوضاع اجتماعی دارند. خبرنگاران شاخکهایشان نسبت به هر نوع کم و کسری و سوء استفاده شهروندان، نهادها، ارگانها و کلا قدرتهای شیوعدهنده بیوجدانی و تحرکات ضدوطنی حساس است.
اگر بستر قانونی و محیط امن فعالیت فراهم نباشد، بیتردید بخش اعم حضور موثر خبرنگاران به انفعال تبدیل میشود. از همینرو برای تامین امنیت و مصونیت آنها قانون مطبوعات در مجلس به تصویب رسیده و درباب ارزشگذاری آن باید گفت که دست کمی از قانون اساسی ندارد. حالا در نظر بگیرید چنانچه مدیر یا دستگاهی رویه پنهانکاری و عدم اعلام سیاستها و فعالیتهایش را از نظر خبرنگاران دور بدارد، آیا در نفس قضیه فرقی با ممانعتهای بسیار دیگر وجود دارد؟ در واقع فرار مدیران و مسئولان از دادن اطلاعات لازم نوعی بیقانونی محسوب میشود، حالا این امتناع هر اسمی میخواهد روی آن گذاشته شود، مثلا توسعه ملی، رونق تولید، حمایت از... هیچ تمایزی با ایجاد سد در برابر انتشار خبرهای مختلف ندارد. (البته بخشی از اطلاعات که در چارچوب امنیت ملی و باعث استفادههای نامشروع دیگران میشود سر جای خودش که این فقره توسط خود دستگاههای مربوط نظارت میشوند). مثلا در نظر بگیرید هفته گذشته سرپرست معاونت فرهنگی بنیاد سینمایی فارابی، حرفهایی در زمینه حمایت و غیره زده بود (محتوایش در اختیار رسانهها نیز قرار گرفت) که به نظر چیزی جز پنهانکاریهای اتفاقا علیه منافع ملی و خصوصا حقوق مخاطبان و در راستای نقض رابطه معقول فیمابین نهادها و رسانهها تلقی میشود. نمیخواهم از کلمه «شفافیت» استفاده کنم و شعارهایی چون «مدیریت دراتاق شیشهای» و غیره که در دوران مدیریت سینمایی دولت قبلی چنان دستمالی و مبتذل شد که حرف زدن دربارهاش چیزی جز وهن بهشمار نمیرفت. در واقع تداوم شعارهای شفافیت، دقیقا به مستمسکی برای پیشبرد امور به دلخواه خود و جناح مرتبط و قدرتهای در سایه مدیریت سینما تبدیل شده بود. برای اینکه از موضوع دور نیفتیم، بخشی از صحبتهای مسعود احمدیان را مرور کنیم: دنبال آن نیستیم همه تولیداتی را که مورد حمایت قرار میدهیم به عنوان محصول فارابی معرفی کنیم. چرا آقای مدیر؟ چرا نباید از بدو ثبتنام فلان فیلمنامهنویس، رابطه فیمابین اعلام نشود، حتی موظفید رویکرد کلان محتوایی اثر را نیز و سهم طرفین را در اختیار رسانهها قرار دهید تا کارشناسان رسانه نیز با نقد و بررسی اشتباهات احتمالی تصمیمات گرفته شده پشت درهای بسته را به مسیر بهتری هدایت کنند. احمدیان بقیهاش را با یک گرایش فاجعه مدیریتی ادامه میدهد: وظیفه فارابی حمایت از توسعه سینمای ملی ایران است. بسیاری از فیلمها و فیلمنامهها جهت ارتقا در فارابی مورد حمایت قرار میگیرند و نامی از فارابی در آن اثر به عنوان مشارکتکننده یا صاحب فیلم ذکر نمیشود که برخی از آثار مورد حمایت فارابی در سال گذشته از همین جنس هستند. دو حالت بیشتر ندارد یا افرادی حاضر به کار با فارابی نیستند مگر اینکه اسم این نهاد دولتی پشت آن نباشد یعنی برای این عده پول فارابی هلو ولی نام آن لولو است. حالت دوم این که مدیریت فارابی از مواجهه با انتقادات آثار ضعیف مورد حمایتشان وحشت دارند که هر دو حالت نشاندهنده یک معضل جدی نهادینه شده بر تاروپود بنیاد سینمایی فارابی است. واقعیتی که باید فکری برای آن کرد.
محمد تقی فهیم | منتقد سینما



