نسخه Pdf

جان گرفتن اسطوره‌ها در ذهن بچه‌ها

چرا جای شخصیت‌ها و اسطوره‌های ایرانی در محصولات فرهنگی مرتبط با کودک و نوجوان خالی است؟

جان گرفتن اسطوره‌ها در ذهن بچه‌ها

بازی و اسباب بازی روی شکل‌گیری شخصیت کودک و جهان‌بینی او تاثیرگذاراست. به همین دلیل در تمام دنیا برای شکل‌دهی شخصیتی به بچه‌ها و برای نفوذ فرهنگی از طراحی اسباب بازی، ‌بازی و انیمیشن و امثال آن بهره‌می‌گیرند.

فرزندان ما وقتی عروسک‌شان باربی است و انیمشن مورد علاقه‌شان سیندرلا، این عروسک‌ها به اسطوره‌های ذهنی آنها تبدیل می‌شود. به همین علت اگر به سطح جامعه نگاهی بیندازیم،شباهت دختران و زنان جوان ما را به باربی ودیگر چهره‌های هالیوودی مشاهده می‌کنیم‌! زنان و دختران جوانی که می‌کوشند همچون شخصیت‌های انیمیشن سیندرلا، سفید برفی و باربی قد بلند و کمر باریک باشند؛ حتی اگربرای رسیدن به این هدف ازرژیم‌های سخت لاغری یاکفش‌های پاشنه بلنداستفاده کنند وبه جسم وسلامت‌شان آسیب‌بزنند. همچنان که پسر بچه‌های ما برای تبدیل شدن به مرد عنکبوتی و بتمن تحت تمرینات سخت بدنسازی و پرورش اندام می‌روند و از انواع داروهای هورمونی برای رشد عضلات و تبدیل به شخصیت‌های هالیوودی استفاده می‌کنند. در این میان اسطوره‌ها و شخصیت‌های اصیل ایرانی که می‌توانند هم فرهنگ ما را به فرزندان‌مان انتقال دهند و هم جنبه‌های مثبت و ویژگی‌های برجسته انسانی را در آنها تقویت کنند برای بچه‌های ما همچنان ناشناخته‌اند.

دگرگونی شخصیت و رفتار    
شخصیت‌های رسانه‌ای و اسطوره‌های نوپدید، می‌توانند نگرش و بینش ورفتار مخاطبان خود را دگرگون ‌کنند.اکثر افراد به‌ویژه کودکان و نوجوانان با اسطوره‌هایی که از طریق محصولات فرهنگی به ما عرضه می‌شوند، همذات‌پنداری و از آنها الگوبرداری می‌کنند. کودکان و نوجوانان مانند این اسطوره‌ها و شخصیت‌ها می‌اندیشند و از ادبیات، حرکات، لباس و رفتار آنها تقلید می‌کنند و حتی خود را در قامت آن شخصیت‌ها تصور می‌کنند و نام‌های آنها را برای خود برمی‌گزینند.

آموزش درس زندگی    
قهرمانان و پهلوانانی چون رستم و سهراب یا پوریای ولی و حتی قهرمانان معاصر ما همچون شهدای ۸ سال دفاع‌مقدس یا شعرا و ادیبان و دانشمندان و چهره‌هایی همچون پروفسور حسابی یا مریم میرزاخانی مانند همه ما زندگی پرفراز و نشیبی داشته‌اند. روایت‌های جذاب از زندگی این افراد در قالب کتاب، فیلم، داستان و انیمیشن می‌تواند برای کودکان و نوجوانان و حتی بزرگسالان ما بسیار آموزنده باشد و به آنها درس زندگی بدهد و آنها را متوجه کند که زندگی حتی برای اسطوره‌ها هم بالا و پایین دارد.‌

چرخش فرهنگی    
یکی دیگر از تاثیرات شخصیت‌ها و اسطوره‌های رسانه‌ای بر افراد وبه‌طور خاص کودکان و نوجوانان، چرخش فرهنگی درذهن و باور آنها و در نهایت چرخش فرهنگی جامعه است. رسانه‌ها مردم را مجذوب نمادهایی می‌سازند که در جوامع آنها کمتر وجود داشته یا اصلا وجود نداشته است.رسانه‌ها بانمادسازی، مفاهیم فرهنگی راجایگزین می‌کنند.وقتی رمبو،سوپرمن، بتمن، اسپایدرمن(مرد عنکبوتی) وحتی هری پاتر جای رستم، سهراب، پوریای ولی و...رامی‌گیرند،چرخشی فرهنگی‌درسطوح مختلف معنایی ورفتاری‌صورت می‌گیرد.

انتقال پیام‌های تربیتی
وجهه مثبت اسطوره‌های ملی این است که کودکان و نوجوانان از طریق افسانه‌ها و اسطوره‌ها با بخشی از فرهنگ کشور خود آشنا می‌شوند. تخیل پردازی‌هایی که در افسانه و اسطوره وجود دارد باعث می‌شود کودک حس شیرین پیروزی را درک کرده و مواردی که در تخیلات او وجود دارد و علاقه‌مند است اتفاق بیفتد، در دنیای قصه‌ها برایش با تخیل‌پردازی رخ دهد. افسانه‌ها و اسطوره‌ها به خوبی می‌توانند در ذهن کودک جریان پیدا کنند، مفهوم و پیام تربیتی را که نویسنده و گوینده قصه مدنظر دارند، انتقال دهند.

هویت‌دهی    
اسطوره‌ها می‌توانند ارتباط نسل‌های تازه را با نسل‌های گذشته و هویت ملی و دینی ما برقرار کنند. بر این اساس اگر کودک و نوجوان ما پهلوانانی چون پوریای ولی یا رستم و سهراب را بشناسد، ‌شاید شخصیت‌های ساختگی همچون زورو یا هالک و بتمن برایش جذابیتی نداشته باشد. علاوه بر این‌که از این رهگذر با تاریخ و هویت سرزمین ایران آشنا شده و هویت واقعی خودش را می‌شناسد. در مقابل این وقتی جای این اسطوره‌های ملی در محصولات فرهنگی ما خالی است خانواده‌ها محصولاتی را برای فرزندان‌شان تهیه می‌کنند که موجب می‌شود فرزندان ما هویت جعلی پیدا کنند و تلاش کنند خودشان را به هالک،‌ بنتن و مرد عنکبوتی نزدیک کنند تا اسطوره‌های ملی و مذهبی.

ارتباط با تاریخ و گذشتگان
تاریخ کشورمان پر است از قهرمان‌ها و پهلوان‌هایی که در مقاطع مختلف و دربزنگاه‌های گوناگون توانسته‌اند با نقش‌آفرینی مثبت‌، مسیر تاریخ را به نفع ایران تغییر دهند و موجب عزت و افتخار ایران و ایرانی باشند. هرورق از صفحه تاریخ ما پر است از این قهرمانان و زنان و مردانی که توانسته‌اند در عرصه‌های گوناگون بدرخشند. معرفی این قهرمانان در قالب محصولات فرهنگی همچون کتاب، فیلم و انیمیشن می‌تواند علاوه بر این‌که فرزندان ما را با تاریخ و گذشته خودشان آشنا ‌کند، ارزش‌ها و مفاهیم مثبت همچون میهن‌پرستی و وطن‌دوستی را به آنها منتقل کند.

اسطوره‌های شخصیت‌ساز
کافی است به دوران کودکی خودمان بازگردیم و خاطرات‌مان را زیر و رو کنیم. بیشترین خاطره‌ای که هرکدام از ما از دوران کودکی داریم به داستان‌هایی بازمی‌گردد که می‌شنیدیم و می‌خواندیم و همچنین کارتون‌ها یا به قول امروزی‌ها انیمیشن‌هایی که در آن دوران تماشا می‌کردیم.دلیل این خاطره‌سازی‌ها هم این است که در دوران کودکی بچه‌ها با انیمیشن، داستان و اسباب‌بازی‌های‌شان فقط بازی نمی‌کنند، بلکه با آنها زندگی می‌کنند. به همین خاطر هم بازی‌ها، داستان‌ها، فیلم‌ها و نمایش‌ها چیزی فراتر از سرگرمی در زندگی و ذهن ما تاثیر گذارند. این اثرگذاری به‌خصوص در سنین پایین‌تر به‌مراتب بیشتر است. به گونه‌ای که شاید بچه‌ها فقط یک ساعت پای یک فیلم یا انیمیشن نشسته باشند اما ساعت‌ها و حتی روزها در ذهن‌شان با این فیلم یا انیمیشن و قهرمان یا حتی ضدقهرمان آن زندگی می‌کنند. گاهی خودشان را به جای قهرمانان می‌گذارند و گاهی حتی از قهرمانان هم پا فراتر گذاشته، به پیروزی‌های بزرگی دست می‌یابند. خلاصه این‌که یک فیلم، یک انیمیشن، یک داستان یا یک اسطوره و اسباب‌بازی می‌تواند نظام باورها شخصیت و زندگی آینده فرزند فرزندان ما را تحت‌تاثیر خود قرار دهد و آنها را در جهتی خاص هدایت کند. این اتفاقی است که شاید خیلی از ما متوجه آن نباشیم. همین مسأله هم موجب می‌شود تا هنگام خرید و انتخاب اسباب‌بازی کتاب فیلم و انیمیشن و دیگر سرگرمی‌ها برای کودکان‌مان حواس‌مان به تاثیراتی که این اسباب‌بازی و وسایل روی ذهن و روان فرزندان‌مان دارد، نباشیم و بی‌توجه به این‌گونه مسائل محصولات فرهنگی را انتخاب کنیم. همین امر هم موجب می‌شود به جای اسطوره‌های ملی و دینی همچون اسطوره‌های شاهنامه یا قهرمانان ملی و مذهبی فراوانی که در کشورمان داریم، فرزندان‌مان به سمت اسطوره‌های تقلبی و ساختگی غربی کشیده شود. بر این اساس، اغلب اوقات شاهد آن هستیم که فرزندان ما آن‌قدر که باربی، بتمن و مرد عنکبوتی را می‌شناسند با رستم، سهراب و اسفندیار آشنا نیستند. بچه‌هایی که به جای پوریای‌ولی تصورشان از یک قهرمان در قالب غول سبزرنگ هالک جان گرفته و قهرمان‌شان برای مبارزه با ظلم و ستم زورو است. بی آن‌که هزاران شهید و جانباز و قهرمانی که در طول تاریخ ایران زمین در برابر ظلم و ستم ایستاده‌اند و نماد مبارزه با استعمار و استبداد هستند را بشناسند!‌ فرزندان ایران‌زمین که شاید حتی نام رئیسعلی دلواری به گوش‌شان نخورده باشد یا حسین فهمیده و بهنام محمدی را به شکلی گذرا در میان کتاب‌های درسی‌شان دیده و از آن عبور کرده باشند. 

پناه بردن غرب به اسطوره‌های تقلبی
کشورهایی همچون ایران با پیشینه‌ تاریخی چندین هزار ساله تا دل‌تان بخواهد اسطوره‌ها و قهرمانان مختلفی دارد‌.قهرمانانی که از دل تاریخ کشورمان بیرون آمده‌اند و واقعیت داشته و خیالی نیستند. اما اگر به دنیای غرب برویم و تاریخ آنها را بازبینی کنیم، متوجه خواهیم شد که غربی‌ها به‌جز توحش، جنگ و خونریزی هیچ‌گونه پیشینه تاریخی طولانی‌مدتی ندارند. در تاریخ تمدن غرب تا همین یکی، دو قرن پیش زنان و کودکان هیچ جایگاهی نداشتند و مورد ظلم و خشونت فراوان قرار می‌گرفتند. جریانی که همین امروز هم کم‌وبیش ادامه دارد اما رسانه‌ها تصویر متفاوتی از زندگی دردنیای غرب را به ما مخابره می‌کنند. خلاصه ماجرا این‌که دنیای غرب باید برای خودش قهرمانانی دست‌وپا می‌کرد؛ قهرمانانی که بتوانند ارزش‌ها ومفاهیم آنها را هم به جامعه خودشان وهم به دیگر جوامعی که قرار است تحت تسلط دنیای غرب دربیایند، انتقال دهند.درتفکر غرب برای به دست گرفتن فانتزی خیال مخاطبان خودشان نیاز به ابرقهرمان بوده و هست اما در کشور ما این الگوها، الگوهای مذهبی و برخاسته از واقعیت تاریخی است. قهرمانان در غرب از دل فانتزی‌ها بیرون می‎آیند، اما قهرمانان در کشوری مانند ایران از دل واقعیت‌های تاریخی بیرون می‌آیند.روزگاری در جوامع مختلف با توجه به تمام آیتم‌های موجود قهرمانان بیشتر از میان نام‌آوران جنگی و انسان‌های قدرتمند انتخاب می‌شدند. کم‌کم با پیشرفت جوامع و اضافه‌شدن تعاریفی مانند اخلاق و مدنیت آیتم‌های جدیدی به تعریف یک قهرمان اضافه شدند. در نهایت امروز با تعاریفی متعدد و نماهایی عجیب درباره شکل و شمایل این مفهوم مواجه هستیم. روزگاری شاید قهرمان‌ها مجموعه آمال و آرزوهای یک انسان یا یک مجموعه از انسان‌ها بودند. قهرمان باید مانند دانشمندانِ همان روزها در بسیاری از زمینه‌ها صاحب قدرت باشد تا بتواند قهرمان شود. بعدها ایرانیان صفات اخلاقی را به این قهرمان سنجاق کردند و از او شمایل یک پهلوان را ساختند که می‌توانست چراغ راه خوبی برای انسان باشد.به همین خاطرهم قهرمانان و اسطوره‌های غربی وکشورهایی با پیشینه‌های تاریخی قوی مانندایران بسیار متفاوتند. قهرمان‌ها و اسطوره‌های غربی در نهایت نمی‌توانند مانند ما ارزش‌های انسانی ومعنوی رابه نسل‌های بعدی منتقل کنند واز آنها انسان‌هایی ارزشمند و بااخلاق بسازند. حتی گاهی اوقات باید نگران مفاهیمی باشیم که ازطریق انیمیشن‌ها ومحصولات فرهنگی غیربومی به فرزندان ما منتقل می‌شود. این مسأله اما نیازمند توجه جدی مسئولان و مدیران فرهنگی کشور است. توجهی که متاسفانه وجود ندارد و در این خلأ باید خود ما والدین بیشتر حواس‌مان را جمع کنیم.

زهره احمدزاده - خبرنگار چاردیواری
ضمیمه ویژه نامه