محمدجواد مهدیزاده:
پاکسازی نژادی مسلمانان به نتیجه نرسید
یکی ازدوستان ما بهنام آقای میرهادی تعبیرجالبی درمورد تاریخچه منطقه بالکان دارد وبه این منطقه،خاورمیانه اروپا میگوید. در این منطقه، تعدد اقوام و مذاهب بالاست.
شرایط مذهبی و نژادی که پیشآمده این منطقه را مستعد التهابات زیادی کرده است. از قرن18 به اینسو و از پس از دوران عقبنشینی عثمانیها این وضعیت بیشتر آشکار میشود. هدف بیشتر نسلکشیها تصفیهنژادی مسلمانان بوده است. در دورهای که جنگ استقلال یونان نیز مطرح است و به مرور تا تجزیه امپراتوری اتریش ومجارستان و...واتفاقات بعدی و جنگ جهانی دوم که خود دنیایی است.در بوسنی و هرزگوین ورود تعدادی ازنیروهای مسلمان در صفوف نیروهای آلمانی وداستانهایی که دارد مبحثی جداگانه است. تا به دورهای میرسیم که بعد از مرگ مارشال تیتو بحث تجزیه یوگسلاوی و شکلگیری جمهوریهای جدید پیش میآید. این اتفاق به فاصله کمی از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی پیش میآید.سرنگونی بلوکشرق و اتفاقات بعدی تاثیر خود را در منطقه بالکان نشان میدهد و حرکتهایی در پیدایش استقلال در کشورهای این منطقه دیده میشود. تا اینکه نوبت به بوسنیاییها میرسد ولی گاردی محکم در برابر این کشور دیده میشود و مضمون این بوده که ما در اروپا کشوری اسلامی رانمیپذیریم وکار به جنگ میکشد. کتاب جناب آقای دکتر ذاکری تجربه ایشان است بهعنوان یکی از نیروهای ایرانی در جنگ بوسنی وهرزگوین که نکات جذابی در خود دارد.ایشان در منطقه به دو مأموریت میروند. در زمان جنگ بوسنی یک راه ارتباطی بیشتر وجود نداشت و آن کشور کرواسی بود؛ یعنی هرکسی که میخواست در بحث کمکرسانی به مردم بوسنی ورود کند به این دلیل که صربها تمامی راهها را بسته بودند به همکاری کرواتها چشم دوخته بودند که در جاهایی همکاری و در جاهایی داستان درست میکردند. درجنگ حتی شبهنظامیان کروات در جاهایی با مسلمانان درگیر شده بودند. جنایات جنگی دراین منطقه هم در دوره جنگ جهانی دوم وهم دردوره جنگ بوسنی وهرزگوین علیه مسلمانان توسط همین شبهنظامیان انجام شده بود که شبهنظامیان صرب با نام چتنیک شناخته میشدند و هدف آنها پاکسازی نژادی مسلمانان آن منطقه بود ولی به هدف خود نرسیدند.




