لزوم رصد آگاهانه بازی آمریکا در عرصه سیاست خارجی 

لزوم رصد آگاهانه بازی آمریکا در عرصه سیاست خارجی 

آمریکا سیاست خارجی خود را به‌گونه‌ای طراحی کرده که بیشتر تابع اهداف بلندمدت و ژئوپلیتیک است تا تغییرات سیاسی داخلی. حتی تحولات بین‌المللی و داخلی که ممکن است موقتا به تغییر اولویت‌ها منجر شوند، ساختار بنیادین سیاست‌های آمریکا در قبال ایران را متحول نمی‌کنند.

به‌عنوان نمونه، بحران‌هایی مانند ۱۱ سپتامبر یا جنگ‌های منطقه‌ای در خاورمیانه، بر‌اساس الگوی ثابت حفظ نفوذ آمریکا در منطقه و محدودسازی توان ایران مدیریت شده‌اند.سیاست‌گذاران آمریکا معتقدند که نقش ایران در خاورمیانه به‌عنوان کشوری که قادر به تأثیرگذاری بر امنیت انرژی و تحولات ژئوپلیتیک منطقه‌ای است، می‌تواند منافع کلان ایالات متحده و متحدانش را تهدید کند. بنابراین، سیاست خارجی ایالات متحده در برابر ایران به شکلی تنظیم شده که با هر دولتی، خواه دموکرات یا جمهوری‌خواه، به‌طور کلی بدون تغییر باقی بماند و تنها تفاوت‌ها در تاکتیک‌ها و روش‌های اعمال فشار و مذاکره مشاهده می‌شود. این الگوها نشان می‌دهد که تغییر دولت‌ها و تغییر روسای جمهور تأثیر عمده‌ای بر چارچوب سیاستی آمریکا نسبت به ایران نخواهد داشت.

استمرار سیاست‌های کلان و محدودیت تغییرات
درنتیجه، بادر‌نظر گرفتن عوامل متعددی نظیر ساختارهای بوروکراتیک، نهادهای تأثیرگذار، لابی‌های قدرتمند و نظم بین‌المللی، روشن است که پیروزی دوباره ترامپ در انتخابات ۲۰۲۴نیز به تغییرات بنیادین در سیاست آمریکا نسبت به ایران منجر نخواهد شد. ساختار سیاست خارجی ایالات متحده یک نظام پیچیده و چندبُعدی است که در‌طول دهه‌ها با توجه به منافع پایدار و راهبردی این کشور در منطقه خاورمیانه به ثبات و پایداری رسیده است. این ثبات ساختاری به‌گونه‌ای است که تغییردولت‌ها و حتی بحران‌های موقت منطقه‌ای نیز نتوانسته‌اند خط‌مشی کلان آمریکا نسبت به ایران را دگرگون کنند.با توجه به تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه، از جمله افزایش نقش‌آفرینی‌های منطقه‌ای ایران و اتحادهای جدیدی که میان کشورهایی مانند چین و روسیه با ایران شکل گرفته، انتظار می‌رود که تنش‌ها بین دو کشور (ایران و آمریکا) در آینده افزایش یابد. 
ازسوی دیگر،سیاست«فشار حداکثری»که با خروج آمریکا ازبرجام و اعمال تحریم‌های گسترده‌تر آغاز شد،به‌احتمال قوی همچنان در دستور کار آمریکا باقی خواهد ماند و حتی ممکن است تحت مدیریت ترامپ تشدید شود. در‌واقع، راهبردهای اقتصادی و تحریمی آمریکا علیه ایران به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که تا‌کنون منجر به کاهش فشارهای بین‌المللی بر ایران نشده و بعید است که در آینده نیز این فشارها کاهش یابد. به‌همین ترتیب، سیاست‌های خصمانه‌ای مانند تقویت هم‌پیمانی‌های منطقه‌ای نظیر رژیم اسرائیل و کشورهای خلیج‌فارس نیز برجای خود باقی خواهد ماند و ممکن است با اقدامات نظامی و اطلاعاتی بیشتر از سوی آمریکا تقویت شود.
برای تحلیل‌گران و سیاست‌گذاران ایرانی، درک این شرایط به پیش‌بینی‌های دقیق‌تر و انتظارات واقع‌بینانه‌تر از آینده روابط دیپلماتیک با آمریکا کمک می‌کند. افزایش احتمالی تنش‌ها، نیازمند استراتژی‌های منسجم‌تر و آمادگی بیشتر ایران برای مقابله با فشارهای بین‌المللی و تهدیدات احتمالی از سوی آمریکا و متحدان منطقه‌ای آن خواهد بود. این وضعیت نشان می‌دهد که روابط ایران و آمریکا در آینده نزدیک نه‌تنها بهبود نخواهد یافت، بلکه احتمالاً با تشدید رویکردهای تهاجمی، وارد فاز جدیدی از تضادها و تنش‌ها خواهد شد.
در نهایت، پایداری سیاست‌های کلان آمریکا در قبال ایران ودرنظرداشتن این واقعیت که ساختار سیاست خارجی آمریکابه آسانی دستخوش تغییر نمی‌شود، برای ایران یک الزام محسوب می‌شود. باید با رصدی آگاهانه، بازی واشنگتن را شناخت و در قبال مهار و مواجهه با آن بهترین، مدبرانه ترین و قاطعانه ترین اقدام ممکن را صورت داد. شناخت این پایداری و تأثیرات ناشی از آن، به ایران امکان می‌دهد تا با مدیریت ریسک‌ها و اتخاذ تصمیمات راهبردی بلندمدت، به شکلی مؤثرتر با فشارهای خارجی مقابله کند و ظرفیت‌های داخلی و منطقه‌ای خود را برای کاهش آسیب‌پذیری‌ها تقویت نماید.

سیدمجتبی جلال‌زاده | کارشناس مسائل آمریکا