از تبارمان بگو!

از تبارمان بگو!

من فلوجه را به یاد می‌آورم را فرات العانی عراقی‌تبار در 2023 منتشر کرد. نباید با پیش‌فرض‌هایمان از ادبیات عرب آن را بخوانیم.

این‌جا بیشتر ازآن‌که خفقان مرسومِ خاورمیانه هدف اصلی باشد،وسیله‌ای است برای هدفی شخصی‌تر:رابطه‌ی پدر‌پسری. فرات‌العانی این قصه را در مورد پدرش نوشته است. تمام صحنه‌های کتاب از حقیقت زندگی خود و پدرش آمده. چه سال‌های کودکی و جوانی پدرش را بخوانی، چه روزگار کودکی خود نویسنده و چه پیری پدرش و جوانی فرات را همگی از زندگی او آمده است، و احتمالاً بی‌کم‌وکاست هم آمده است. فرات‌العانی از مسیر من فلوجه را به‌یاد می‌آورم نقبی می‌زند به تبارش. تباری مات که با پدرش می‌تواند ببیندش. فرات العانی آکنده از سؤال است. چرا در فرانسه است؟ چرا پدرش از عراق به این کشور مهاجرت کرده است؟ چرا او سکوت کرده است؟ چرا پدرش نمی‌خواهد از زمانی به بعد دیگر اسم عراق را بشنود؟ فلوجه کجاست؟ صدام کیست؟ فرات‌العانی در من فلوجه را به یاد می‌آورم به مصاف تمام زندگی خودش می‌رود، حتی شاید بیشتر از زندگی پدرش. شخصیت‌هایی در این قصه هستند که فرات‌العانی فقط نامی از آنها دارد و چند خاطره که پدرش هم به‌سختی به‌یاد آورده و هم به‌سختی برای او تعریف کرده است. پدر، رامی، قهرمان این قصه است. قهرمانی که شاید باید که خودمان انتخاب کنیم سال‌ها بعد به یادش بیاوریم یا نه. 

نویسنده: فرات العانی
مترجم: ابوالفضل ا... دادی
نشر: افق
سال انتشار: 1403