نسخه Pdf

سفر در کنج خانه

چگونه با فیلم‌ها و کتاب‌هایتان جهانگردی کنید؟

سفر در کنج خانه

چقدر سفر می‌روید؟ اصلا اخلاق و عادات سفری‌تان چیست؟ از آن آدم‌هایی هستید كه اسم سفر بیاید می‌زنند به جاده یا آنها كه هزار و یك برنامه‌ریزی و مقدمه برای سفر كردن نیاز دارند؟ سفر زمینی دوست دارید و می‌خواهید قدم به قدم جاده را تجربه كنید یا این‌كه دلتان می‌خواهد بنشینید روی یك صندلی طیاره و به چشم به هم زدنی برسید آن طرف دنیا؟ می‌شود تمام صفحات همین چمدان خودمان را درباره سفر و برای سفر سؤال نوشت. سفر اتفاق عجیبی است دیگر... همان «قل سیرو فی الارض» قرآن كه خیلی‌ها دوستش دارند، در یك نگاه ساده هم می‌تواند نشان دهد سفر چه اهمیتی در زندگی آدمیزاد دارد. این‌كه برود و جهان را تماشا كند كه تماشاچی جهان بودن هم خودش عالمی دارد خاص و عجیب.

زنیب مرتضایی‌فرد

برای سفر کردن راه حل‌های مختلفی هست اما ما می‌خواهیم در مورد یکی از خاص‌ترین‌هایش با شما صحبت کنیم. نحوه‌ای از سفر کردن که نیاز نیست به خاطرش هزینه بالایی کنید یا مثلا زمان زیادی داشته باشید و... از نظرما گاهی هم می‌شود نشست كنج خانه و در خلوت، عمیق‌ترین و طولانی‌ترین مقصدها را پشت سر گذاشت. می‌شود رفت به سفرهای درونی كه نه چمدانی دارند و نه نیاز به فكر كردن درباره وسیله سفر و همسفر و.... تجربه این‌طور سفرها را هم همه آدم‌ها دارند. باور كنید خود شما هم بارها واردش شده‌اید و شاد، هیجان زده، خسته یا با هر حال دیگری كه می‌تواند خاص خودتان باشد از آن بازگشته‌اید. 

سفری با جهانگردان و نویسندگان مهم
اصلا چرا راه دوری برویم، سفرنامه‌ها كه دیگر خودشان رسما یك سفر جدی محسوب می‌شوند. همین چند ماه پیش بود كه نشر اطراف هم شروع كرد به تعداد سفرنامه‌های موجود در بازار افزودن. یكی از این سفرنامه‌ها که خود ما هم سال گذشته به آن پرداختیم کتاب «چادر كردیم رفتیم تماشا» نام داشت كه با ویرایش زهره ترابی منتشر شد و همه را شیفته عالیه خانم كرد، زنی قجری و عامی كه شروع كرده گزارش سفرهایش را بنویسد و تمام آنچه می‌گذرد را با ما در میان بگذارد. یا مثلا جانستان كابلستان رضا امیرخانی كه امروز به سراغش رفتیم  و در صفحه «سفرنامه» همین شماره از ماجرای سفر او به كشور افغانستان گفتیم، لابه لای صفحات كتاب ما را به كابل و مزارشریف و... می‌برد، آنقدر كه اگر بخوانیمش و راهی افغانستان شویم می‌توانیم تصور كنیم پیش از این هم چنین سفری را تجربه كرده و بناهای تاریخی را تماشا كرده‌ایم. 
آدم‌ها می‌توانند به‌اندازه كتاب‌هایی كه می‌خوانند و فیلم‌هایی كه تماشا می‌كنند سفر بروند. مثلا شما یكی را پیدا كنید كه بگوید وقتی سوره یوسف را خوانده یا داستانش را كه احسن القصص قرآن هم نام دارد، شنیده راهی مصر نشده و از گوشه تالار دست بریدن زنان مصری را تماشا نكرده است. اصلا مگر می‌شود؟ نه. یوسف بارها ما را از مسیر مصر تا كنعان برده و آورده و آخرش هم دیده‌ایم كنج خانه نشسته‌ایم. 
اگر در خواندن اهل رمان و داستان و البته كلاسیك باز باشید، حتما آناكارنینا در ذهنتان آشناست. جناب آقای تولستوی نشسته بود گوشه خانه‌اش و این رمان را می‌نوشت. شما هم گوشه خانه‌تان آن را می‌خوانید. حالا فكرش را بكنید نویسنده سرمای استخوان سوز روسیه را درك كرده است و ما نه، اما از همان ابتدا كه آنا در قطار تلاش می‌كند شلوغی محیط اطرافش را فراموش كرده و سرگرم كتاب خواند شود، در قطار همراه او هستیم و شهرها و خانه‌ها و مهمانی‌ها را پشت سر می‌گذاریم تا می‌رسیم به آن پایان تلخی كه دلمان می‌خواهد از سفر انصراف می‌دادیم و پایان تلخ آنا را شاهد نبودیم. 

از فیلم‌ها غافل نشوید
پای فیلم‌ها هم كه به میان می‌آید همین است. كلی فیلم و سریال هست كه ما را به سفرهای دور و دراز و عجیب می‌برد و ما همان‌طور كه گوشه خانه‌مان نشسته‌ایم به دیگر نقاط جهان سفر می‌كنیم و تجربه‌های تازه كسب می‌كنیم. اصلا با همین سریال معروف «بازی تاج و تخت» چه سفرها كه نرفتیم به اتفاق‌ها و جهان‌هایی كه هیچ‌وقت وجود نداشته‌اند. چه هیجان‌هایی كه تجربه نكرده‌ایم. به سرزمین‌هایی كه وجود خارجی ندارند رفتیم و در جنگ‌ها و كشكمش‌های آدم‌های مختلف ایستادیم. حتی تصمیم گرفتیم با كدام طرف ماجرا باشیم و با هیجان بارها دنبالش كردیم. 
بله. خودم هم می‌دانم حق با من است! كتاب و فیلم می‌توانند عجیب‌ترین تجربه‌های یك سفر ذهنی را برایمان رقم بزنند، سفرهایی كه شاید در عالم واقع هرگز رخ ندهند. اما نكته مهم تر ماجرا این است كه ما در كتاب‌ها و فیلم‌ها همیشه هم راهی سفر نمی‌شویم. گاهی تمام داستان در چارچوب یك خانه رخ می‌دهد و شخصیت‌هایش حتی به آسمان بیرون پنجره هم زل نمی‌زنند. اما ما مسافران كلمات انگار تمام جهان و زمان را دور زده و گوشه‌ای ایستاده‌ایم به تماشا. مثلا تصورش را بكنید داستان معروف ریموند كارور «وقتی از عشق حرف می‌زنیم، از چه حرف می‌زنیم» یكی از همین اتفاقات عجیب و خاص است. شخصیت‌ها نشسته‌اند دور میز توی خانه و در سراسر داستان هم جای خاصی نمی‌روند، اما وقتی می‌خوانی‌اش شده‌ای مسافر مشاهده‌گر این داستان. 

در کتاب‌ها و فیلم‌ها سیر کنید
خلاصه كه سفر با كتاب و فیلم ارزان‌ترین سفری است كه می‌شود سراغش رفت. نه نیاز دارید فكر بلیت و هتل باشید نه نگران این‌كه چه بخورید و چه بخرید و... . ضمن این‌كه تمام ویژگی‌های یك سفر درست و حسابی را هم دارد. می‌تواند دنیا را نشانتان بدهد، شما را در جریان زندگی همسفرهایتان قرار داده و بگذارد تمام زندگی‌شان را از گوشه‌ای تماشا و همراهی‌شان كنید، حتی با وجود گرانی كتاب باز هم خرج چندانی روی دستتان نمی‌گذارد و تا دلتان بخواهد، اتفاق، تجربه و تصویر تازه به ذهنتان می‌بخشد. همان‌طور كه سفرها می‌توانند به ما زندگی دوباره بدهند و نگاهمان را به جهان عوض كنند، داستان‌ها و فیلم هم چنین می‌كنند. آن هم نه تجربه یك زیستن انسانی معمولی. با كتاب‌ها و فیلم‌ها می‌شود در دل زمان سفر كرد، می‌شود به سفرهای تخیلی رفت. می‌شود در زندگی انسان‌های معمولی سرك كشید، تاریخ را نگاه كرد و در این سفرها بی‌آن‌كه از جایت تكان خورده باشی «قل سیرو فی الارض» را تجربه كنی. نگاه كنی و عاقبت هر اتفاق و رفتاری را، پایان هر ظلمی را و اصلا ریتم زندگی عادی را تماشا كنی و یاد بگیری بهتر زندگی كنی. سفر به دنیای کتاب هم می‌تواند برای خودش عالم عجیبی داشته باشد دیگر... عالمی كه فقط این سفرهای كاغذی آن را در خود دارند و بس. باور كنید این تجربه هیچ جای دیگر جهان تكرار نمی‌شود. 
ضمیمه ویژه نامه
تیتر خبرها