نسخه Pdf

ارثیه پدری

روایتی از فعالیت‌های یك محیط‌بان در مناطق مركزی كشور

ارثیه پدری

محیط‌بانان و مشكلاتشان در چند سال اخیر بیشتر از قبل در رسانه‌ها حضور دارند و بسیاری از مردم كه پیش از این اصلا از وجود چنین شغلی بی‌اطلاع بودند، حالا اخبار مرتبط با این شغل را دنبال می‌كنند. رشد و گسترش شبكه‌های اجتماعی نیز به این فضا كمك كرده و تعدادی از محیط‌بانان با استفاده از شبكه‌های اجتماعی برای خودشان مخاطب جذب كرده‌اند. در این گزارش با یكی از محیط‌بانان فعال در فضای مجازی گفت‌وگو کرده‌ایم. جواد شكوهی متولد ۱۳۵۶ در شهرستان خاتم استان یزد است و ۱۸ سال سابقه كار به عنوان محیط‌بان دارد. جواد شكوهی ژن خوب دارد و ایجاد زمینه‌های علاقه‌اش به محیط‌بانی به شغل پدرش بر می‌گردد. «من محیط‌بان‌زاده هستم. از همان زمان وقتی پدرم به بیابان می‌آمد، من هم گاهی با او می‌آمدم. هفت هشت سال به بازنشستگی پدرم مانده بود كه من هم به صورت قراردادی جذب شدم و پدر و پسر همزمان محیط‌بان بودیم. به این كار بسیار علاقه داشتم، چون هیجان خوبی داشت. به طور كلی حیات وحش را هم به شدت دوست داشتم.» با وجود خطرات این شغل برای یك جوان تازه‌كار، جواد بیدی نبوده كه با این بادها بلرزد. «ما اول به صورت قراردادی كارمان را در این عرصه آغاز كردیم، بعد كم‌كم امتحان دادیم و استخدام پیمانی شدیم. با وجود سختی‌های محیط‌بانی كه به خاطر پدرم از نزدیك لمس كرده بودم، علاقه‌ام به قدری زیاد بود كه به این كار روی آوردم. از طرف پدر و مادرم مخالفتی وجود نداشت. خانواده خودم هم حیات‌وحش و طبیعت را دوست دارند و دختر و پسرم به حیوانات علاقه‌مند هستند.»

محمد وفایی

همزیستی مسالمت‌آمیز گونه‌های جانوری در كالمند بهادران
این محیط‌بان جوان می‌گوید قبلا در پارك ملی سیاه كوه كار می‌كرده. «منطقه‌ای حفاظت‌شده با مساحتی حدود ۲۰۰ هزار هكتار كه بخش‌هایی از هردو استان اصفهان و یزد را در خود جای داده است. سال ۱۳۸۹ در این پارك ملی از یك یوز ایرانی و توله‌هایش عكس گرفتم كه خیلی دیده شد. پس از سیاه كوه به پناهگاه حیات وحش دره انجیر در اردكان رفتم و الان هم در منطقه حفاظت‌شده كالمند بهادران خدمت می‌كنم.» به گفته شكوهی، این منطقه تنوع خوبی از لحاظ پوشش گیاهی و جانوری دارد و از تركیبی از كوه، دشت و كلوت تشكیل شده است: «از حدود ده سال پیش كه ما اینجا بودیم، یوزپلنگ داشتیم و آنها را با توله‌هایشان مشاهده می‌كردیم. در این سال‌ها شش یوزپلنگ بر اثر تصادفات جاده‌ای از بین رفتند. چون جاده دوطرفه بود و حصار نداشت و باعث از بین رفتن این حیوانات شد. از بین حیوانات گوشتخوار در اینجا پلنگ، كاراكال، گربه شنی، گربه پالاس، گرگ و كفتار یافت می‌شود و بین پستانداران هم كل و بز، قوچ و میش، آهو و جبیر (نوعی آهوی كوچك) داریم. در بین پرندگان هم شاهین، بالابان، تیهو، چشم سنگ و... هست. همچنین من امسال از عقاب ماهیخوار عكاسی كردم و پرنده چك بوته‌ای را هم پیدا كردیم كه پیش از این در یزد وجود نداشت.» منطقه كالمند بهادران تنوع گیاهی خوبی هم دارد و انواع گیاهان در آن یافت می‌شود: «در بخش‌های كوهستانی می‌توانید بادام كوهی، انجیر و بنه (پسته كوهی) پیدا كنید و وقتی به دامنه می‌رسید، قیچ، درخت گز، بوته كاروان كش، بوته درمنه، آنقوزه و... به وفور یافت می‌شود. گیاهان دارویی مانند آویشن، كاكوتی، زیره و... هم داریم.»

و با حضور افتخاری زاغ بور
یكی از ویژگی‌های جواد شكوهی این است كه فیلم‌های دست اولی از حیوانات منطقه حفاظت‌شده می‌گیرد: «من به فیلمبرداری از گونه‌های جانوری علاقه دارم و برای آن برنامه‌ریزی می‌كنم. مثلا برای زاغ بور كه یك پرنده مختص ایران است، برنامه می‌گذارم در فصلی كه پیدا می‌شود، فیلمبرداری كنم. فصل زایمان آهو، دنبال فیلمبرداری از آهو می‌روم. مثلا نزديك غروب كه آهو می‌خواهد بچرد، از دور دوربین‌كشی و بعد فیلمبرداری می‌كنم یا مثلا در فروردین بزها فیلمبرداری می‌كنم. كنار پاسگاه ما لانه روباه است كه صبح زود از آنها فیلم گرفتم.» شكوهی می‌گوید دوربینش را با هزینه شخصی خریده و انجام دادن این كارها وظیفه‌اش نیست و صرفا به خاطر علاقه‌اش از حیوانات فیلمبرداری می‌كند: «قصدم این است حیات‌وحش منطقه‌ام را به تصویر بكشم و به دیگران معرفی كنم وگر نه می‌توانم فقط گشت بزنم. الان دارم یك توله‌سگ را تربیت می‌كنم كه كارهایی را یاد بگیرد. این سگ‌ها برای ردزنی و تعقیب شكارچی می‌توانند به ما كمك كنند، چون مشام خیلی قوی‌ای دارند و شكار را بو می‌كشند. در اصفهان هم این كار را انجام داده‌اند. در پاسگاه مرغ و خروس هم داریم كه تخم‌مرغ‌مان تأمین شود، سبزیجات و میوه هم كاشته‌ایم كه از آن استفاده می‌كنیم. البته به فكر حیوانات هم هستیم و مثلا برای آهوها یونجه كاشته‌ایم.» به گفته این محیط‌بان جوان، این كار به اكوسیستم منطقه آسیب نمی‌زند، چون داخل پاسگاه محیط‌بانی این كارها انجام می‌شود.

كار مضاعف برای حفظ محیط‌زیست
در ماه مبارك رمضان
جواد می‌گوید اینستاگرام را بیشتر به خاطر فرهنگ‌سازی به نفع محیط‌زیست و حیات وحش راه‌اندازی كرده است. «تلاش می‌كنم به دیگران آموزش دهم در جاده‌ها مراقب حیوانات باشند و سرعت مجاز را رعایت كنند. سال گذشته در اینجا ۱۵ آهو زیر ماشین رفتند كه این آمار وحشتناك است. البته فقط اینها نیست و فعالیت‌های دیگری هم دارم، مثلا كاشت بادام كوهی را آموزش می‌دهم كه مردم وقتی به اینجا می‌آیند، بادام كوهی هم می‌كارند.» در این سال‌ها واكنش مردم به پست‌های شكوهی در اینستاگرام معمولا مثبت بوده است. «البته كسانی كه علیه محیط‌زیست هستند، همیشه جبهه می‌گیرند، همانی‌هايي كه طرفدار شكار هستند و دل خوشی از محیط‌بانان ندارند. من وقتی عكس و فیلم می‌گیرم، دوست دارم دیگران هم از تماشای آن لذت ببرند، به همین دلیل آنها را در اینستاگرام به اشتراك می‌گذارم. البته سال گذشته صفحه‌ام را هك كردند و دوباره آغاز كردم.» او به كار سخت محیط‌بانان در ماه مبارك رمضان هم اشاره می‌كند. «از 5 صبح مأمور به بیابان می‌رود و تا اذان در بیابان هست. چون بعضی شكارچیان سوءاستفاده می‌كنند و می‌گویند محیط‌بان روزه است و احتمالا خوابیده، پس فرصت خوبی برای شكار است. اما ما همچنان وظیفه‌مان را انجام می‌دهیم و باید هشیاری خود را حفظ كنیم.» در واقع می‌توان گفت كار محیط‌بانان در ماه رمضان بیشتر هم می‌شود.

خطر در كمین آهوان «چراغی» شده!
«هر كسی دوست دارد منطقه خودش را ارتقا دهد. من سال گذشته ۵۰۰ آهو در این منطقه داشته‌ام، دوست دارم امسال ۶۰۰ آهو داشته باشم. وقتی هم بخواهی ۶۰۰ تا بشود، باید شب‌بیداری و سختی بكشی. چون خیلی از شكارچیان در كمین حیوانات مناطق حفاظت‌شده هستند.» به گفته شكوهی یكی از روش‌های شكارچیان این است كه شب می‌آیند در جاده كه آهو اصطلاحا «چراغی» شود و با ماشین به آن بزنند. «آهو وقتی با نوربالا مواجه می‌شود، مات در جایش می‌ایستد و خیلی راحت می‌توانند با ماشین زیرش كنند. یكی دیگر از خطراتی كه حیواناتی مانند آهو با آن روبه‌رو هستند، این است كه ممكن است طعمه سگ‌های ولگرد در اطراف شوند و باید برای این سگ‌ها فكری شود.» جواد می‌گوید این‌كه از حیوانات در برابر شكارچیان و عوامل مختلف محافظت می‌كند، لذت زیادی برایش دارد و همه سختی‌ها را برای همین تحمل می‌كند. «من این كار را خیلی دوست دارم، حتی اگر دو روز هم خانه نروم از علاقه‌ام كم نمی‌شود. به خانه كه می‌روم، دلم برای اینجا تنگ می‌شود و دوست دارم دوباره بیایم. البته دوری از خانواده دشواری‌های خاص خودش را دارد، مثلا دخترم چهار ساله است و هر بار كه می‌خواهم به محل خدمت بیایم، ناراحت می‌شود و می‌گوید من هم می‌خواهم با تو بیایم.» 
محیط‌بان جوان از سختی شیفت‌های كاری‌اش می‌گوید و البته سریع اضافه می‌كند كه رئیس جدید از لحاظ مالی هوای بچه‌ها را دارد و شرایط بسیار بهتر شده است. «میزان اضافه‌كار مامورها بیشتر شده و در مقابل، كار بیشتری هم از آنها خواسته می‌شود. انتصاب‌ها حساب‌شده‌تر از قبل است و در مسائل مختلف، از همه بچه‌ها مشورت گرفته می‌شود تا كار نهایی نتیجه‌بخش‌تر باشد. امیدوارم امسال حیات‌وحش خوب باشد.»

شكوهی خاطرات فراوانی از محیط‌بانی دارد
شكار شكارچی با آب قند!
یك بار با یكی از همكاران در منطقه‌ای بین انار و مهریز بودیم. تابستان هم بود و گفتیم تا هوا گرم نشده، برویم گشتی در محل بزنیم و بیاییم. حدود صد كیلومتر راه داشتیم. در مسیر دیدیم یك‌ماشین بین دو كوه رفته و بیرون نیامده. آن روز هم ما فقط آب و قند همراه داشتیم. هوا هم بسیار گرم بود. تصمیم گرفتیم همان جا مخفي شویم تا شكارچی بیرون بیاید و دستگیرش كنیم. چون اگر می‌خواستیم سمتشان برویم فرار می‌كردند. كاری كه ما كردیم این بود كه روی موتورمان یك پتو انداختیم و خودمان زیر پتو پنهان شدیم. قندها را در آب می‌ریختیم و می‌خوردیم تا گرسنه نشویم. یخ هم نداشتیم و آب گرم بود. همكارم می‌خندید و می‌گفت امروز با این آب قند شكارچی هم می‌گیریم. تا هشت و نیم شب منتظر نشستیم تا بالاخره یك مرد از پشت كوه بیرون آمد. یك تیر هوایی زدیم و از آنجا كه موتورمان قوی است، فهمیدند كه نمی‌توانند فرار كنند و تسلیم شدند. دو نفر را دستگیر كردیم كه یك «كل» شكار كرده بودند. خیلی روز سخت و وحشتناكی بود، از هفت صبح تا هشت‌ونیم شب در آن گرما زیر پتو كمین كرده بودیم كه شكارچی بیرون بیاید. اگر كوچك‌ترین حركتی می‌كردیم ما را می‌دیدند و فرار می‌كردند، چاره‌ای جز این كار نبود. شكارچی‌ها معمولا شكار می‌كنند و منتظر می‌شوند هوا تاریك شود و بعد فرار می‌كنند. نكته مهم این است كه نباید در دو كیلومتری شكارچی كمین كنید كه شما را ببیند و پا به فرار بگذارد. باید او را غافلگیر كنید و در چند ثانیه طوری شوك وارد كنید كه اصلا كار به تعقیب و گریز نرسد. نباید به آنها فرصت فكر كردن و نقشه كشیدن داد. البته درگیری‌های ما با شكارچیان همیشه هم ختم به خیر نمی‌شود و متاسفانه گاهی پیش می‌آید كه با وجود تلاشی كه می‌كنیم، نمی‌توانیم موفق شویم. مثلا یك شب دنبال دو نفر كردیم كه سوار موتور قاچاق بودند و آهوی كوچك (جبیر) زده بودند. دقیقا هشت تا تیر به سمت ما شلیك كردند كه خوشبختانه به ما برخورد نكرد. ما دو نفر بودیم و آنها چهار نفر. در نهایت مجبور شدیم رهایشان كنیم. در بیابان پنهان شدند و صبح فرار كردند.
ضمیمه ویژه نامه
تیتر خبرها